“آژنگ نیوز”:با امضای پروتکل بوکسور،در چنین روزی در سال ۱۹۱۱ میلادی ؛ شورش بوکسور رسماً پایان یافت؛ این قیامی علیه بیگانگان در چین بود که توسط دهقانان آغاز شد و در نهایت مورد حمایت دولت قرار گرفت.در شورش بوکسورها در سال ۱۹۰۰، یک سازمان مخفی چینی به نام انجمن مشتهای درستکار و هماهنگ، قیامی را در شمال چین علیه گسترش نفوذ غرب و ژاپن در آنجا رهبری کرد. این شورشیان که غربیها آنها را بوکسور مینامیدند، زیرا تمرینات بدنی انجام میدادند که معتقد بودند آنها را قادر به مقاومت در برابر گلوله میکند، خارجیها و مسیحیان چینی را کشتند و اموال خارجیها را تخریب کردند.
از ژوئن تا آگوست، بوکسورها منطقه خارجی پایتخت چین، پکن (که در آن زمان پکن نامیده میشد) را محاصره کردند تا اینکه یک نیروی بینالمللی شامل نیروهای آمریکایی قیام را سرکوب کرد. طبق مفاد پروتکل بوکسور، که رسماً در سال ۱۹۰۱ به شورش پایان داد، چین موافقت کرد که بیش از ۳۳۰ میلیون دلار غرامت بپردازد.

علت شورش بوکسورها
در پایان قرن نوزدهم، کشورهای غربی و ژاپن، سلسله حاکم چینگ را مجبور به پذیرش کنترل گسترده خارجی بر امور اقتصادی کشور کردند. در طول جنگهای تریاک ۱۸۳۹-۱۸۴۲ و ۱۸۵۶-۱۸۶۰، شورشهای مردمی و جنگ چین و ژاپن، چین برای مقاومت در برابر بیگانگان جنگید، اما فاقد یک ارتش مدرن بود و میلیونها تلفات را متحمل شد.
جان هی، وزیر امور خارجه ایالات متحده از سال ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۵، شروع به اجرای «سیاست درهای باز» کرد تا نفوذ آمریکا و اروپا را بر تجارت و مشارکتهای اقتصادی چین اعمال کند. اگرچه سیاست درهای باز او با بیتفاوتی یا مقاومت سایر بازیگران – از جمله ملکه چینگ، تزو هزی – مواجه شد، اما نفوذ مداوم غرب بر امور داخلی چین، زمینه را برای شورش فراهم کرد.
در اواخر دهه ۱۸۹۰، یک گروه مخفی چینی، انجمن مشتهای درستکار و هماهنگ («ای-هو-چوان» یا «یی-هکوان»)، حملات منظمی را علیه خارجیها و مسیحیان چینی آغاز کرده بود. شورشیان آیینهای ورزشی و هنرهای رزمی را اجرا میکردند که معتقد بودند به آنها توانایی مقاومت در برابر گلولهها و سایر اشکال حمله را میدهد. غربیها به این آیینها بوکس سایه میگفتند که منجر به لقب بوکسورها شد.
اگرچه بوکسورها از اقشار مختلف جامعه بودند، اما بسیاری از آنها دهقان بودند، به ویژه از استان شاندونگ که در اثر بلایای طبیعی مانند قحطی و سیل آسیب دیده بود. در دهه ۱۸۹۰، چین امتیازات ارضی و تجاری در این منطقه را به چندین کشور اروپایی داده بود و بوکسورها سطح پایین زندگی خود را به خارجیهایی که کشورشان را استعمار میکردند، نسبت میدادند.
جنبش بوکسورها
در سال ۱۹۰۰، جنبش بوکسورها به منطقه پکن گسترش یافت، جایی که بوکسورها مسیحیان چینی و مبلغان مسیحی را کشتند و کلیساها، ایستگاههای راهآهن و سایر املاک را ویران کردند. در 20 ژوئن ۱۹۰۰، بوکسورها محاصره منطقه سفارت پکن (جایی که اقامتگاههای رسمی دیپلماتهای خارجی در آن قرار داشت) را آغاز کردند. روز بعد، ملکه دواگر تزو هزی علیه همه کشورهای خارجی که با چین روابط دیپلماتیک داشتند، جنگ اعلام کرد.
در حالی که قدرتهای غربی و ژاپن نیرویی چندملیتی را برای سرکوب شورش سازماندهی کردند، محاصره به هفتهها کشید و دیپلماتها، خانوادهها و نگهبانان آنها در حالی که برای دور نگه داشتن بوکسورها میجنگیدند، از گرسنگی و شرایط تحقیرآمیز رنج میبردند.
طبق برخی تخمینها، چند صد خارجی و چند هزار مسیحی چینی در این مدت کشته شدند. در ۱۴ آگوست، پس از جنگیدن در شمال چین، یک نیروی بینالمللی متشکل از تقریباً ۲۰،۰۰۰ سرباز از هشت کشور (اتریش-مجارستان، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، روسیه، بریتانیا و ایالات متحده) برای تصرف پکن و نجات خارجیها و مسیحیان چینی وارد عمل شد.
عواقب
شورش بوکسورها رسماً با امضای پروتکل بوکسورها در ۷ سپتامبر ۱۹۰۱ پایان یافت. طبق مفاد این توافقنامه، قلعههایی که از پکن محافظت میکردند، باید تخریب میشدند، بوکسورها و مقامات دولتی چین که در این قیام دخیل بودند، مجازات میشدند، به سفارتخانههای خارجی اجازه داده میشد تا برای دفاع از خود در پکن نیرو مستقر کنند، چین به مدت دو سال از واردات اسلحه منع شد و موافقت کرد که بیش از ۳۳۰ میلیون دلار غرامت به کشورهای خارجی درگیر بپردازد.
سلسله چینگ که در سال ۱۶۴۴ تأسیس شده بود، توسط شورش بوکسورها تضعیف شد. پس از قیامی در سال ۱۹۱۱، این سلسله به پایان رسید و چین در سال ۱۹۱۲ به جمهوری تبدیل شد.
گروه گزارش
