“آژنگ نیوز”:زبان فارسی با پیشینهای هزاران ساله و سنتی پیوسته، یکی از غنیترین میراثهای فرهنگی و تاریخی جهان به شمار میرود که بررسی سیر تطور آن از صورتهای باستانی تا شکلگیری فارسی نو، همواره از پویاترین مباحث در حوزه مطالعات ایرانشناسی بوده است. در این میان، دوره گذار از فارسی میانه (پهلوی) در امپراتوری ساسانی به زایش و بالندگی فارسی نو در نخستین قرون اسلامی، اهمیتی بنیادین دارد. چگونگی گسترش جغرافیایی این زبان در فلات ایران و نقش نهادهای قدرتمندی چون دیوانسالاری، ارتش و روحانیت در تثبیت آن، نیازمند واکاوی دقیق بر اساس مستندات تاریخی است.
دکتر کارلو چرتی (ایرانشناس و زبانپژوه ایتالیایی) در سیمناری با موضوع «ظهور زبان فارسی: فهم تحول نوشتار از دوره ساسانی به دوره اسلامی» که در تاریخ ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ در دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس برگزار شد، با تکیه بر شواهد دستاول، کتیبهها و اسناد مکتوب کمتر شناختهشده، روند پیوستهی گسترش زبان فارسی را از دوران ساسانی تا شکلگیری متون آغازین فارسی نو بررسی و تحلیل کرده است. دکتر چرتی هماکنون به عنوان نخستین صاحب کرسی فردوسی در مطالعات زرتشتی به دپارتمان کلاسیک و ادیان دانشگاه کالیفرنیا در ارواین پیوسته است، و پیش از این استاد زبانشناسی تاریخی، ادیان و تاریخ ایران در دانشگاه ساپینزای رم بوده است. فعالیتهای دکتر چرتی گستره وسیعی از کاوشهای میدانی باستانشناسی تا انتشارات علمی را در بر میگیرد که محور اصلی آنها تاریخ ساسانیان به عنوان یک پدیده باستانی و اواخر دوران باستان، و همچنین سنتهای ادبی مرتبط با آن، اعم از منابع اوستایی و سنتهای تفسیری زرتشتی به زبان فارسی میانه (ادبیات پهلوی) است. از جمله آثار او تصحیح و ترجمه انتقادی رسالهی آخرالزمانی زند بهمن یسن و مونوگراف ادبیات پهلوی است که جامعترین بررسی متون فارسی میانه ساسانی تا به امروز به شمار میرود.

در ادامه گزارشی از سخنان ارائهشده در این سمینار را از نظر خواهید گذراند:
دکتر چرتی سخنان خود را با تمرکز بر شواهد دست اول، به ویژه کتیبهها و اسناد مکتوب، برای بازسازی روند گسترش زبان فارسی در پهنه وسیع قلمرو ایرانیزبانان در طول هزاره میانه ایرانی آغاز کرد. وی هدف اصلی خود را تاکید بر گسترش تدریجی جهان فارسیزبان در دوره ساسانی عنوان کرد و توضیح داد که در این دوران، حضور یک دولت متمرکز (یا دولتی که با گذشت قرنها متمرکزتر میشد) منجر به شکلگیری یک زبان مشترک در سراسر امپراتوری شد؛ زبانی که نه تنها زبان دیوانسالاری و اداره کشور بود، بلکه زبان فرهنگ، دین و همچنین زبان ارتش به شمار میرفت. او خاطرنشان کرد که قصد ندارد به طور گسترده به کتیبههای سلطنتی بپردازد، زیرا این موضوع نیازمند نشست جداگانهای است، بلکه هدف او نشان دادن این واقعیت است که در اواخر دوران ساسانی، سواد و نوشتن تنها به طبقه نخبگان محدود نمیشد، بلکه فارسی میانه توسط افراد بسیاری نوشته و احتمالاً خوانده میشد و تا آن زمان در سراسر امپراتوری ساسانی گسترش یافته بود.
چرتی در ادامه سخنان خود، رویکردش را به عنوان یک گفتوگوی ایدهآل با دو محقق دیگر که اخیراً درباره گستره ادبیات فارسی در دوره ساسانی و پیدایش فارسی نو نوشتهاند، مطرح کرد. وی ابتدا به کوین ون بلادل اشاره کرد که با تکیه بر منابع ثانویه، وجود یک ادبیات پررونق فارسی در دوره ساسانی را نشان داده است. چرتی با تایید این نظر افزود که طولانیترین کتیبههای ساسانی حاوی نمونههایی از روایتهای ادبی هستند؛ مانند شرح پیروزی شاپور اول بر رومیان در کتیبه کعبه زرتشت یا گفتگوی ادبی بین نرسی و حامیانش در کتیبه پایکولی. سپس وی به نظریه اتین دو لا وایسیر پرداخت که اخیراً بر نقش ارتش در زایش زبان فارسی نو تاکید کرده و مرو را کانون این تحول دانسته است. دکتر چرتی ضمن تایید نقش ارتش، استدلال کرد که این فرایند بسیار پیشتر و در دوره ساسانی آغاز شده بود و محدود دانستن مرکزیت آن به مرو را اغراقآمیز خواند. به باور وی، این فرایند بیش از هر چیز توسط طبقات خاص اجتماعی، در درجه اول «دبیران» ساسانی و سایر اعضای دیوانسالاری اداری (نه فقط کاتبان، بلکه تمام دستاندرکاران دفاتر دولتی)، و همچنین طبقه روحانیون (مغان) و نظامیان تقویت شده است. در همین راستا، وی به نقلقول معروفی از ابن مقفع (متوفی در ۷۵۹ میلادی) درباره تفاوت زبان پارسی و دری اشاره کرد و این فرضیه را مطرح نمود که تفاوت میان پارسی و دری ممکن است بیشتر ناشی از پدیده دوزبانگی (Diglossia) و تفاوت در گونهها یا سبکهای زبانی (Register) باشد تا یک تفاوت واقعی گویشی. به عبارت دیگر، زبانی که توسط دانشمندان و روحانیون صحبت میشد، احتمالاً به دلیل استفاده از اصطلاحات فنی متفاوت، با زبان روزمره فرق داشته است.
او سپس به بررسی اسناد و کتیبههای کمتر شناخته شدهای پرداخت که امروزه در ایران در معرض خطر قرار دارند. نخستین سندی که وی معرفی کرد، کتیبهای آرامی بر روی مقبره داریوش اول در نقش رستم بود. وی با استناد به تحقیقات ریچارد فرای و مکاتبات خود با آدریانو روسی، تاریخگذاری و ماهیت این کتیبه را بررسی کرد. در حالی که فرای معتقد بود این کتیبه متعلق به اواخر دوره هخامنشی است، روسی با تایید خوانش کلمه «خشثرپاون» (شهربان/فرماندار)، استدلال میکند که این کتیبه باید مربوط به دوره پساهخامنشی و احتمالاً به دستور یکی از حاکمان محلی از سلسله فرترکهها نوشته شده باشد؛ چرا که هیچ حاکم محلی در زمان هخامنشیان جرات نوشتن بر مقبره سلطنتی را نداشت. چرتی این اقدام را یک نمونه بارز از مصادره فرهنگی آگاهانه دانست که حاکمان پارس برای اتصال سلسله نسب خود به امپراتوران باستانی انجام میدادند. وی افزود که از منظر زبانشناختی، این کتیبه میتواند نشاندهنده قدیمیترین شکل از خط هزوارش (Heterogram) ایرانی باشد که در واقع شکل بسیار اولیهای از زبان فارسی میانه را در خود پنهان کرده است. وی همچنین برای مقایسه، به کتیبههای کشف شده در پارس که مربوط به دوره پیش از میلاد (حدود ۵۰ قبل از میلاد، احتمالا دوران داریوش دوم محلی) هستند اشاره کرد که نشان میدهند یک سنت نوشتاری پیشگام، مدتها قبل از آغاز هزاره اول میلادی در هسته مرکزی مناطق فارسیزبان در حال شکلگیری بوده است.

آرامگاه داریوش اول در نقش رستم، محل کشف کتیبهای که نیای خط پهلوی است
در ادامه، دکتر چرتی توجه حضار را به یافتههای باستانشناسی در دورا اروپوس (Dura-Europos) در سوریه کنونی جلب کرد. این شهر مهم که در سال ۲۵۶ میلادی توسط شاپور اول ساسانی ویران شد، یک مرکز شهری چندفرهنگی بود. در میان بقایای این شهر، دیوارنوشتههای رنگی (Dipinti) و کندهکاریشده (Graffiti) متعددی به زبانهای پارتی و فارسی میانه یافت شده است. وجود دوازده دیوارنوشته رنگی به فارسی میانه در کنیسه این شهر، در کنار نامههای طولانی روی سفال (Ostraca) که یکی از آنها نامهای از یک ژنرال به افسر زیردست خود در ارتش ساسانی است، نشان میدهد که در قرن سوم میلادی، ارتش ساسانی و تشکیلات وابسته به آن همچنان از هر دو زبان پارتی و فارسی میانه استفاده میکردند. با این حال، کیفیت بالای نوشتههای فارسی میانه که توسط دبیران نوشته شده است، گواه ظهور یک طبقه اداری است که زبان فارسی میانه را به عنوان زبان رسمی دیوانسالاری برگزیده بودند. این امر ثابت میکند که ارتش و بوروکراسی در همان قرن نخستین حکومت ساسانیان نقش بسزایی در گسترش تدریجی قلمرو استفاده از فارسی میانه گفتاری و نوشتاری ایفا کردهاند.
چرتی تحولات مشابهی را در دربار ساسانی نیز پیگیری کرد. وی توضیح داد که بهرام اول نخستین پادشاهی بود که در کتیبه کوتاه خود در بیشاپور تنها از زبان فارسی میانه استفاده کرد. پس از او، کرتیر، موبد موبدان قدرتمند ساسانی، چهار کتیبه خود را منحصراً به زبان فارسی میانه نگاشت. به عقیده چرتی، کرتیر به این دلیل از فارسی میانه استفاده کرد که این زبان، زبان رسمی کلیسای مزدیسنا بود. با این حال، نرسی، پادشاه بعدی، در کتیبه پایکولی مجدداً به دوزبانگی (فارسی میانه و پارتی) روی آورد که به احتمال زیاد دلیلی سیاسی داشت؛ نرسی میخواست تداوم حکومت خود را مستقیماً به پدرش شاپور اول متصل کند و مشروعیت شاخه بهرامیان را زیر سوال ببرد و شاید نفوذ کرتیر را نیز محدود سازد.
بخش جذاب دیگری از این سخنرانی به بررسی آتشکدههای اواخر دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامی اختصاص یافت. دکتر چرتی با اشاره به کاوشهای دکتر میثم لباف خانیکی در منطقه بازههور خراسان و یافتههای محسن جاوری در آتشکده ویگل در مرز کاشان و آران و بیدگل، به کتیبههای پهلوی جوهری و گچی یافت شده در این مکانها پرداخت. این کتیبهها که اغلب متون نذری و دعایی هستند و توسط زائران و افراد عادی نوشته شدهاند، نشان میدهند که زبان روزمره مردم در این مناطق در اواخر دوره ساسانی زبان فارسی بوده است یا دستکم زائران به اندازهای با زبان فارسی آشنایی داشتند که بتوانند نیایشهای خود را به آن زبان بنویسند. چرتی با اشاره به کتیبههای مکشوفه در بندیان درگز (خراسان) که توسط مهدی رهبر کاوش شده است، افزود که این کتیبههای گچی متعلق به قرن پنجم میلادی هستند و نشان میدهند که فارسی بسیار پیشتر از اصلاحات اداری قباد و خسرو انوشیروان در خراسان صحبت و نوشته میشد؛ امری که احتمالاً ناشی از حضور نخبگان نظامی اعزام شده توسط پیروز ساسانی برای محافظت از مرزهای شرقی در برابر هپتالیان بوده است.
در تایید نقش نیروی نظامی در گسترش زبان فارسی، دکتر چرتی به استحکامات نظامی ساسانیان در دربند قفقاز اشاره کرد. در آنجا، دو کتیبه کوتاه به زبان فارسی میانه یافت شده است که قدمت آنها به قرن ششم میلادی (احتمالاً دوران خسرو انوشیروان) بازمیگردد و نام مقام «آمارگر» (حسابرس/مأمور مالی) در آنها ذکر شده است. وی همچنین به پاپیروسهای فارسی میانه کشف شده در مصر اشاره کرد که این متون نیز اثبات دیگری بر نقش همافزای ارتش و دیوانسالاری نظامی در گسترش زبان فارسی در پهنه امپراتوری ساسانی است. وی با نمایش نقشهای نشان داد که توزیع جغرافیایی متون و کتیبههای فارسی میانه دقیقاً با مناطقی که امروزه زبان فارسی در فلات ایران (مناطق مرکزی ایران و خراسان) به عنوان زبان مادری تکلم میشود، مطابقت دارد.
دکتر چریتی در بخش پایانی سخنرانی خود به دوران اسلامی و تداوم استفاده از خط پهلوی پرداخت. وی نمونههای شگفتانگیزی را معرفی کرد؛ از جمله کتیبههای دو زبانه (فارسی-عربی) روی برجهای مقبره لاجیم و رادکان در مازندران و گلستان کنونی که متعلق به شاهزادگان خاندان باوندی در آغاز قرن یازدهم میلادی (همزمان با اتمام شاهنامه فردوسی) هستند. در این کتیبهها، خط پهلوی با سبکی هنری و شبیه به خط کوفی نوشته شده است. نکته حائز اهمیت این است که زبان این متون عملاً شکل اولیهای از فارسی نو است که همچنان با الفبای پهلوی نوشته میشد. استفاده از کلماتی مانند «تمام» و اعداد جدید نشاندهنده تغییر زبان به سوی فارسی نو است.
وی همچنین به سکههای سامانی و آل بویه (قرن دهم میلادی) اشاره کرد که در آنها القابی چون «شاهنشاه» به خط پهلوی ضرب شده است. یکی از جالبترین اسناد معرفی شده، الواح مسی کویلون در کرالا در جنوب هند (متعلق به قرن نهم میلادی) بود. در این سند که به زبان تامیلی و عربی کوفی نوشته شده است، امضاهای شاهدان به خطوط پهلوی و فارسی یهودی (Judeo-Persian) نیز وجود دارد. امضاهای پهلوی متعلق به بازرگانان زرتشتی و مسیحی سوریانی است. این امر به وضوح نشان میدهد که در قرن نهم میلادی، خط پهلوی همچنان به عنوان نمادی از هویت و مذهب توسط جوامع خاص استفاده میشد، در حالی که ساختار زبانی آنها در حال دگردیسی به فارسی نو بود.

دیوارنوشتههایی به زبان فارسی میانه در کنیسه باستانی دورا اروپوس در سوریه
دکتر کارلو چریتی در بخش پایانی ارائهی خود، با وام گرفتن از سخنان لودویگ پاول، ایرانشناس آلمانی، بیان کرد که آنچه ما امروزه به عنوان یک گسست زبانی قاطع میان فارسی میانه و فارسی نو میشناسیم، در واقع یک تحول کند و پیوسته در طول دویست سال بوده است که عناصر تداوم بسیاری را در خود جای داده است. وی تاکید کرد که تفاوت زبانی بین فارسی میانه قرن هفتم و فارسی نو اولیه قرن دهم، به مراتب کمتر از تفاوت میان فارسی نو اولیه و فارسی مدرن امروزی است. تمایز بین فارسی میانه و نو بیشتر ناشی از قراردادهای آکادمیک و عوامل فرابازبانی مانند تغییر خط از پهلوی به عربی است تا یک دگرگونی بنیادین زبانی. در نهایت، وی سخنان خود را چنین جمعبندی کرد که در پایان دوره ساسانی، زبان فارسی در بیشتر مناطقی که امروزه صحبت میشود، ریشه دوانده بود. این گسترش محصول تلاش گروهی خاص نبود، بلکه نتیجه عملکرد همزمان دبیران، روحانیون و نظامیان بود. پس از سقوط ساسانیان، خط پهلوی حامل غرور هویتی (مذهبی و یا قومی) ایرانیان غیرعرب بود و در قرون نهم و دهم میلادی، یک جنبش ملیگرایانه میراث پیش از اسلام را به عنوان بخش بنیادین هویت ایرانی پذیرفت. با ظهور سنت تاریخ ملی و شاهنامه فردوسی، هویت ایرانی در کالبد یک اکومن (جهان) جدید اسلامی احیا شد و خط پهلوی، پس از انجام رسالت تاریخی خود، جای خود را به خط جدید داد، در حالی که زبان فارسی به عنوان زبان ادبی و فرهنگی مستحکم در سراسر جهان اسلام به حیات خود ادامه داد.
گروه گزارش
