“آژنگ نیوز”:پیتر سلرز، بازیگر بریتانیایی، که طیف شگفت‌انگیزی از شخصیت‌ها را به تصویر می‌کشید، اما شاید بیشتر به عنوان بازرس ژاک کلوزو بی‌عرضه در فیلم‌های پلنگ صورتی شناخته می‌شد، متولد شد.ریچارد هنری (پیتر) سلرز، فرزند ویلیام (بیل) سلرز (۱۹۰۰-۱۹۶۲)، اهل یورکشایر، و اگنس (۱۸۹۲-۱۹۶۷) با نام خانوادگی جدیدش مارکس (۱۸۹۲-۱۹۶۷)، در ساوت‌سی به دنیا آمد و به عنوان بازیگر و کمدین به شهرت جهانی دست یافت. سلرز که در ۸ سپتامبر ۱۹۲۵ در خیابان کسل ۹۶، ساوت‌سی، که در انتهای شرقی پورتسموث قرار دارد اما به عنوان یک تفریحگاه، شخصیت متمایزی برای خود دست و پا کرده است، متولد شد، اولین اجرای خود را در حومه شهر در تئاتر کینگ درجه دو مربوط به سال ۱۹۰۷ انجام داد.

سلرز - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

در آن زمان، سلرز تنها دو هفته داشت و والدینش را که در حال بازدید از تئاترهای استانی در یک اجرای متنوع بودند، همراهی می‌کرد. با این حال، او توسط بازیگر اصلی، ریچارد (دیک) هندرسون (۱۸۹۱-۱۹۵۸)، به روی صحنه برده می‌شد. احتمالاً نقشی برای یک نوزاد تازه متولد شده وجود داشت، اما این نوزاد، کودکی بود که وقتی تماشاگران شروع به اجرای آهنگ «چون او یک آدم شاد و خوب است» کردند، خیلی زود آشفته شد. ترس از صحنه برای خانواده‌اش که هر دو هنرمند نمایش‌های متنوع بودند، به یک همخوابگی ناآشنا تبدیل شد. با این حال، تورهای مداوم سلرز را خسته کرد، زیرا او هرگز نتوانست ریشه‌هایش را محکم کند.

اگرچه این پسر با نام ریچارد هنری غسل تعمید داده شد، اما به افتخار خواهر یا برادر بزرگترش که مرده به دنیا آمده بود، پیتر لقب گرفت. پیتر تنها فرزند خانواده بود، هرچند شاید با سایه‌ای که بر سر او بود، از برادری که هرگز او را نشناخت، که منجر به لوس شدنش در اوایل زندگی شد. مادرش با بوکسور حرفه‌ای دنیل مندوزا (۱۷۶۴-۱۸۳۶) نسبت داشت، ارتباطی خانوادگی که ظاهراً سلرز به آن بسیار افتخار می‌کرد. اولین کار منظم او به عنوان نوازنده درامز، زمانی بود که دوباره در حال تور بود، این بار در همکاری با انجمن خدمات ملی سرگرمی‌ها (ENSA)، سازمانی که در سال ۱۹۳۹ برای ایجاد شادی برای نیروهای مسلح بریتانیا در طول جنگ جهانی دوم تأسیس شد. سلرز به فهرست درخشانی از نام‌هایی که در ENSA خدمت کرده بودند، از جمله لارنس اولیویه، ورا لین، نوئل کوارد، گریسی فیلدز، جورج فورمبی، فرانکی هاورد، مانتوانی و تری توماس، پیوست. تقلید صدایش که او را به اوج رساند، و مهارت‌های بداهه‌پردازی‌اش را در طول تور با یک گروه گانگستری در زمان جنگ تقویت کرد. سلرز در سپتامبر ۱۹۴۳ به نیروی هوایی سلطنتی پیوست، اگرچه بینایی ضعیف او را به وظایف کارکنان زمینی محدود می‌کرد؛ او نقش جذاب‌تر خلبانی را ترجیح می‌داد. پس از جنگ بود که او با هم‌قطارانش در گروه گان آشنا شد، همکاری‌ای که آغازگر حرفه او بود.

سلرز که اولین حضور رادیویی خود را در شوتایم تجربه می‌کرد، پیش از آنکه به یکی از مجریان ثابت رادیو بی‌بی‌سی تبدیل شود، ابتدا در سریال کمدی نمایش گُون از رادیو بی‌بی‌سی که بین سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۰ پخش می‌شد، توجه‌ها را به خود جلب کرد. او در این سریال در کنار بازیگران ثابتی مانند اسپایک میلیگان و هری سکومب و همچنین مایکل بنتین در روزهای اولیه ایفای نقش می‌کرد. شخصیت‌های اصلی سلرز عبارت بودند از: بلوباتل، هنری کراون، هرکول گریتپایپ-تین و سرگرد دنیس بلادنوک، کسی که به طور مشهوری دستگاه گوارش نامنظمی داشت. سلرز همچنین در چندین آلبوم کمیک موفق حضور داشت و البته به لطف نقش‌های سینمایی‌اش، به ویژه نقش بازرس کلوزو بدبخت در فیلم‌های پلنگ صورتی، تحسین جهانی را به دست آورد. حرفه سینمایی او در دهه ۱۹۵۰ با بیشتر نقش‌های کمدی‌اش آغاز شد، اگرچه همیشه اینطور نبود.

فیلم‌های قابل توجه او عبارتند از: پنی به بهشت ​​اشاره می‌کند(۱۹۵۱) و در میان مردان زد(۱۹۵۲)، که آغاز حرفه سینمایی او بود؛ قاتلین پیرزن (۱۹۵۵)، نقش برجسته او؛ من حالم خوبه جک (۱۹۵۹) که به لطف بازی در نقش فرد کایت، رئیس اتحادیه، نقش‌های اصلی را برای او تضمین کرد؛ لولیتا (۱۹۶۲)؛ دکتر استرنجلاو (۱۹۶۴) که در آن سه نقش با لهجه‌های انگلیسی، آلمانی و آمریکایی بازی کرد و در سالی درخشان که چهار فیلم او در حال اکران بودند؛ چه خبر پوسی کت؟ (۱۹۶۵)، کازینو رویال (۱۹۶۷)؛ مهمانی (۱۹۶۸)؛ آنجا بودن (۱۹۶۹) و البته پنج فیلم از مجموعه محبوب پلنگ صورتی (۱۹۶۳-۱۹۷۸). لهجه‌های مختلف، شخصیت‌های مختلف، سلرز اغلب چندین نقش را در یک فیلم بازی می‌کرد و همه اینها جلوه کمیک فوق‌العاده‌ای داشت. او یک جایزه گرمی به بیتلز اهدا کرد، بازیگر مورد علاقه الویس بود.

در کنار این موفقیت، سلرز در آوریل ۱۹۶۴ دچار یک حمله قلبی جدی شد. اگرچه او به طور کامل بهبود یافت و ظرف شش ماه دوباره شروع به کار کرد، با این وجود، این خبر از وخامت اوضاع می‌داد. همچنین از اواسط دهه ۱۹۶۰ مشخص بود که به دلیل ناامنی ذاتی و همچنین خودبزرگ‌بینی، کار کردن با او سخت‌تر می‌شود، دو ویژگی که تقریباً متناقض به نظر می‌رسند. با شروع دهه جدید، سلرز دیگر به عنوان یک بازیگر نقش اول مرد مورد علاقه نبود. زمان آن رسیده بود که او از فیلم‌های درجه دو کناره‌گیری کند و به تلویزیون روی آورد و در آنجا به عنوان بازیگر مهمان ظاهر شود، اگرچه حرفه سینمایی او با سه فیلم دیگر از مجموعه کلوزو با «بازگشت پلنگ صورتی» (۱۹۷۵) دوباره احیا شد. این رنسانس به او این امکان را داد تا به آرزوی خود برای بازی در نقش چانسی گاردینر در فیلم «آنجا بودن» (۱۹۷۹) که دومین نامزدی جایزه اسکار او را به همراه داشت، جامه عمل بپوشاند؛ اما او این جایزه را به داستین هافمن باخت. در این بین، او در مارس ۱۹۷۷ دچار حمله قلبی دیگری شد.

آخرین فیلم او، نقشه شیطانی دکتر فو مانچو (۱۹۸۰)، چند ماه قبل از مرگش تکمیل شد. سلرز دو بار برای فیلم دکتر استرنجلاو و «آنجا بودن» نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد شد (و همچنین یک بار هم نامزد جایزه بهترین فیلم کوتاه لایو اکشن شد)، با این حال، او برای فیلم «من خوبم جک» جایزه بفتای بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد و سه نامزدی دیگر نیز کسب کرد. سلرز همچنین برای فیلم «آنجا بودن» جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد که مطمئناً یکی از موفق‌ترین حضورهای او در سینما بود. باز هم، این بازیگر فوق‌العاده با استعداد و همه‌کاره سه نامزدی دیگر نیز داشت.

سلرز که چهار بار ازدواج کرده بود، با بازیگرانی مانند آن هاو (ازدواج ۱۹۵۱-۱۹۶۳) و بریت اکلند (۱۹۶۴-۱۹۶۸)، میراندا مک‌میلان (۱۹۷۰-۱۹۷۴)، مدل و چهره سرشناس اجتماعی و در نهایت لین فردریک (۱۹۷۷-۱۹۸۰) بازیگر و مدل ازدواج کرد. او از دو ازدواج اولش سه فرزند، دو دختر و یک پسر، داشت. می‌توان گفت که او اغلب وقتی از صحنه دور بود، با مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کرد و از ناامنی‌ها و اضطراب‌هایی رنج می‌برد که می‌تواند کسانی را که ما را سرگرم می‌کنند، به ویژه کسانی که باید بامزه باشند، آزار دهد: «من یک نمونه کلاسیک از همه طنزپردازان هستم – فقط وقتی کار می‌کنم بامزه‌ام».

او چیزی شبیه به یک معما بود، شاید جلوی دوربین شادتر از بیرون بودن از آن بود، و به الکل و مواد مخدر اعتیاد پیدا کرد، که ممکن است اختلافات گزارش شده با کارگردانان و همبازی‌هایش را توضیح دهد. همانطور که سلرز گفت: «اگر از من بخواهید خودم را بازی کنم، نمی‌دانم چه کار کنم. نمی‌دانم چه کسی یا چه هستم». پیتر سلرز در ۲۴ ژوئیه ۱۹۸۰ بر اثر حمله قلبی در سن 54 سالگی در لندن درگذشت. قرار بود روز بعد با همکاران گونز، سکومب و میلیگان، ملاقات کند. او اغلب به عنوان بزرگترین کمدین همه مورد ستایش قرار می‌گیرد؛ واقعاً ستایش بالایی است.

گروه گزارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *