“آژنگ نیوز”:بلیت بخت آزمائی سازمان که از ابتدای دهه ۳۰ خورشیدی معمول شده بود؛ماجراهای شیرین و جالبی داشته که بعضی از آنها خیلی شنیدنی و با نمک است.در فروردین ماه سال ۱۳۳۵ خورشیدی وقتی قرعه کشی انجام و شماره های برنده تعیین گردید بر سر جایزه ممتاز (۲۵ هزار تومانی) میان دو نفر دعوا شد که هر کدام مدعی بودند بلیطی که در دست داشتند مال اوست هر کدام مدعی بود طرفش بلیط را از او دزدیده است!
کاربه مشاجره وقال داد رسید و بالاخره قرار شد بروند شهربانی تکلیف را روشن کنند اول معلوم شود بلیط واقعا مال کدام یکی است! ولی شیرینی مطلب در اینجا بود که وقتی معلوم شد بلیط متعلق بکدام یک از دو طرف بوده و برای گرفتن پول سازمان رفت تازه معلوم شد بلیط قلابی بوده و این بابای طمعکار که خبر نداشته در سازمان بلیط های ممتاز را باذره بین دقت و کنترل میکنند یک عددرا تراشیده و عدد دیگری بجای آن چسبانده یعنی عدد (۲) را تبدیل به (۳) کرده بود
در نتیجه بجای گرفتن پول طبق معمول یک پرونده برای او تنظیم کردند و به دادسرا فرستادند تا چند ماهی آب زندان قصر را نوش جان کند!

درسال۱۳۳۴ خورشیدی از یول جوایز بلیطهای بخت آزمائی صد و چهار نفر صاحب خانه شخصی چهل و سه نفر صاحب اتومبیل تا کسی ( نقدی یا نقدو اقساط ) هشتاد و هفت نفر صاحب دکان شخصی شدند.شصت و یک نفر زن و مرد هم با پول جوایز بلیطها بساط عروسی را مرتب کردند !
خانواده خوشبخت
خیلی اتفاق افتاده یک نفر ده ها صدها بلیط خرید همه ماهه مشتری پروپا قرص بلیط های بخت آزمائی بوده و هرگزحتی یک جایزه پنج تومانی نبرده است .از طرف دیگر بار ها اتفاق افتاده یک نفر پشت سر هم جایزه برده یا در یک قرعه کشی سه بلیط برنده داشته یا افراد یک خانواده در یک سری قرعه کشی چند نفر شان بلیط برنده داشته اند .
ولی یک خانواده پارسال از لحاظ خوش- شانسی روی دست همه زد و در مدت چهل روزافراد آن خانواده بیست و هفت بلیط برنده داشتند. خانم خانواده در یک قرعه کشی بلیط داشت که سه تای آنها یکی صد تومان یکی ده تومان و یکی هم پنج تومان جایزه برد .
هنوز هم که هنوز است اسم خانواده مزبور( واجدی پیروز آبادی) میان کارمندان سازمان به عنوان نمونه خوش شانسی دسته جمعی یاد میشود
اقبال و بی اقبال !
ازمدتی قبل آقای محمداقبالی سر ایدار گاراژ ایران مشهد در خیابان ری یک جایزه بیست و پنج هزار تومانی برد . یکی از ساکنین خیابانی که مدتها بود مرتبا بلیط میخرید و هیچ یک از بلیط های اوبرنده نمی شد از روی خشم و عصبانیت رفت و نام فامیلی خود را که اقبال زاده – بود تبدیل به بی اقبال – نمود و به دوستان خودگفت باید او رابه این اسم کنند.

محمد اقبالی
روزی هم مثل همیشه که از هرسری چند بلیط میخرید چهار بلیط خریدار ی کرده ولی عجیب بود که برای اولین دفعه بر خلاف همیشه از آن چهار بلیط یکی جایزه هزار تومانی برده بود؛ یکی دیگر هم برنده۵ تومان شد.
شرکت خوش قدم و بد قدم
عده ای بودند که اصولا از شریک شدن با دیگران پرهیز داشتند. بعضی هم بودند که شریک شدن را خوش قدم و با برکت دیده بودند و هر وقت بلیط میخریدند شخص دیگری را با خودشان شریک می نمودند.
عده بیشتری عقیده دارند با بلیط ها با دیگری شریک شود که اگر شانس یکی از آنها مساعد نبود طالع شریک کمک و مدد بدهد که نمونه این کمپانی بلیط یک زن و شوهر بنام علی اکبر (پا سبان) و فاطمه خانم عیال اوست که مدتی هر کدام جدا گانه بلیط می خریدند ولی فقطگاهی پنج تومان یاده تومان میبردند.آنهم به ندرت ولی یک روز فاطمه خانم بفکر افتادشرکت و تشکیل کمپانی را آزمایش کند.
همان روز یک بلیط خرید و به شوهرش گفت این بلیط را با هم شریک هستند. اتفاقا این بلیط برنده جایزه ممتاز شد و آقای علی اکبر وسرکار فاطمه خانم با این پول باد اورده زندگی رنگینی را شروع کردند.

علی اکبر و فاطمه برندگان جایزه
طبق آماری که در دست بودازچهارده ماه فبل از فروردین سال ۳۵ که هر ماه سه دفعه قرعه کشیده شد؛ ازپول جوایز بیست و پنج هزار تومانی ودو هزار تومانی و هزار تومانی صد و چهار نفر صاحب منزل شخصی چهل سه نفر صاحب اتومبیل تاکسی ؛هشتاد و هفت نفر صاحب دکان شخصی شده بودند پنجاه و چند نفر هم از ازدواج کردند.
متوجه باشید گفتیم از ازدواج کرده اند .نگفتیم زن گرفته اند .چون از این عده چند نفر دختر یازن بیوه بودند که دخترها صاحب جهیزیه شدند و فورا شوهر برایشان پیدا شد. زنهای بیوه هم چون صاحب مکنت شده بودند خواستگار جدید به سراغشان رفت.
ولی تصور نکنیدهمه برندگان جوایزبخت آزمائی آدم عاقلی بوده و ازپول جایزه استفاده صحیح کردند.یک نفر هم بود که بیست و پنج هزار تومان جایزه برد ولی همه این پول را با فاصله سه چهار شب در قمار خانه ها باخت !
گروه تاریخ
