“آژنگ نیوز”:مرور پنج انجمن مخفی که در هالهای از رمز و راز باقی ماندهاند؛تاریخ جذاب، آیینهای مرموز و دانش پنهان انجمنهای مخفی مشهوری مانند شوالیههای معبد، فراماسونها؛بیلدربرگ و البته ایلومیناتی؛ است.انجمنهای مخفی در طول تاریخ شکل گرفتهاند و پدران بنیانگذار و اعضای خانواده سلطنتی را در میان خود جای دادهاند. اعضا (که اغلب مردان هستند) برای پیوستن به شوالیههای معبد، فراماسونها، ایلومیناتی باواریا، اسکال اند بونز و بیلدربرگ استخدام شدهاند. جذابیت انجمنهای مخفی تا حدی رمز و راز و تا حدی افسانه است. نظریههای توطئه قرنهاست که آنها را احاطه کردهاند، و شایعاتی مبنی بر ارتباط گروههایی مانند ایلومیناتی با همه چیز، از انقلاب فرانسه گرفته تا ترور جان اف کندی، وجود دارد. اما جدا کردن واقعیت از داستان مهم است.
در اینجا داستانهای واقعی پشت پردهی منحصر به فردترین انجمنهای مخفی تاریخ آمده است.
شوالیههای معبد
شوالیههای معبد جنگجویانی بودند که خود را وقف محافظت از زائران مسیحی سرزمین مقدس در طول جنگهای صلیبی کرده بودند. این فرقهی نظامی حدود سال ۱۱۱۸ تأسیس شد، زمانی که هوگ دو پین، یک شوالیه فرانسوی، گروه «همسران فقیر مسیح و معبد سلیمان» یا به اختصار «شوالیههای معبد» را ایجاد کرد. اعضای این فرقه که مقرشان در کوه معبد در اورشلیم بود، متعهد شدند که زندگی پاکدامنی، اطاعت و فقر را در پیش بگیرند و از قمار، الکل و حتی فحش دادن پرهیز کنند.

شوالیههای معبد به خاطر چیزی بیش از مهارت نظامی و سبک زندگی اخلاقی خود شناخته میشدند. آنها پس از تأسیس بانکی که به زائران اجازه میداد پول را در کشورهای خود واریز و در سرزمین مقدس برداشت کنند، به یکی از ثروتمندترین و قدرتمندترین نیروها در اروپا تبدیل شدند.
نفوذ آنها در سال ۱۱۳۹ به اوج جدیدی رسید، زمانی که پاپ اینوسنت دوم فرمان پاپی را صادر کرد که آنها را از پرداخت مالیات معاف میکرد… و حکم داد که تنها مرجعی که باید به آن پاسخگو باشند، پاپ است. شوالیههای معبد در اوج قدرت خود، جزیره قبرس، ناوگانی از کشتیها و وام دادن به پادشاهان را در اختیار داشتند. اما همه پادشاهان از این موضوع راضی نبودند.
چه اتفاقی برای شوالیههای معبد افتاد؟
هنگامی که جنگهای صلیبی پس از سقوط عکا به پایان رسید، شوالیههای معبد به پاریس عقبنشینی کردند و در آنجا بر تلاشهای بانکی خود تمرکز کردند. در ۱۳ اکتبر ۱۳۰۷، فیلیپ چهارم، پادشاه فرانسه، که شوالیههای معبد از وامهای اضافی به او خودداری کرده بودند، گروهی از شوالیهها را دستگیر و شکنجه کرد تا اینکه به دروغ به فساد اعتراف کردند. در سال ۱۳۰۹، در حالی که شهر پاریس نظارهگر بود، دهها شوالیه معبد به دلیل جرایم ادعاییشان در آتش سوزانده شدند.
تحت فشار تاج و تخت فرانسه، پاپ کلمنت پنجم رسماً در سال ۱۳۱۲ این فرقه را منحل کرد و ثروت آنها را دوباره توزیع کرد. شایعاتی مبنی بر اینکه شوالیههای معبد از آثار باستانی مانند جام مقدس و کفن تورین محافظت میکردند، در میان نظریهپردازان توطئه شروع به جوشیدن کرد. کتابها و فیلمهای محبوبی مانند رمز داوینچی همچنان کنجکاوی در مورد شوالیههای معبد را امروزه برمیانگیزند.
نماد شوالیههای معبد: صلیب لورن
صلیب لورن (به فرانسوی: Croix de Lorraine) یک صلیب دو میلهای است که به طور برجسته در نشان دوکهای لورن به تصویر کشیده شده است. پس از آنکه لورن نوبلمن، گادفری دو بویون، در طول جنگ صلیبی اول پادشاه اورشلیم شد، این نماد به عنوان “صلیب اورشلیم” شناخته شد. هنگامی که شوالیههای معبد به سرزمین مقدس رسیدند، آن را به عنوان نماد فرقه خود برگزیدند.
در طول جنگ جهانی دوم، صلیب لورن نمادی از مقاومت فرانسه در برابر حکومت نازیها بود. برخی از ناظران تیزبین ادعا کردهاند که صلیب لورن را در لوگوهای اکسون و نابیسکو دیدهاند و حتی روی کوکیهای اورئو مهر زدهاند.
فراماسونها
فراماسونها در تاریخ آمریکا جایگاه مهمی دارند – به هر حال، ۱۳ نفر از ۳۹ مردی که قانون اساسی ایالات متحده را امضا کردند، ماسون بودند. پدران بنیانگذار مانند جورج واشنگتن، جیمز مونرو، بنجامین فرانکلین، جان هنکاک و پل ریور، همگی خود را عضوی از این انجمن برادری میدانستند. اما فراماسونها چه کسانی هستند؟
فراماسونها میتوانند ریشههای خود را در قرون وسطی در اروپا ردیابی کنند، زمانی که اکثر صنعتگران در اصناف محلی سازماندهی میشدند. سازندگان کلیساهای جامع، به دلیل ماهیت حرفه خود، مجبور بودند از شهری به شهر دیگر سفر کنند. آنها یکدیگر را از طریق علائم حرفه خود، مانند گونیا و پرگار سازنده در نماد نمادین فعلی فراماسونری، شناسایی میکردند.
اولین اشاره به ماسونها در شعر Regius یا نسخه خطی Halliwell است که در سال ۱۳۹۰ نوشته شده است، اما فراماسونری، همانطور که امروزه میشناسیم، در سال ۱۷۱۷ تأسیس شد، زمانی که چهار لژ لندن با هم ادغام شدند تا اولین لژ بزرگ انگلستان را تشکیل دهند. فراماسونری به سرعت در سراسر اروپا و مستعمرات آمریکایی گسترش یافت.
باورهای فراماسونری
فراماسونری یک دین نیست، اگرچه اعضا تشویق میشوند که به یک موجود برتر یا “معمار بزرگ جهان” اعتقاد داشته باشند. معابد و آیینهای مخفی ماسونی آنها را در تضاد با کلیسای کاتولیک قرار داده است. کلیسا ابتدا فراماسونها را در سال ۱۷۳۸ محکوم کرد و حدود ۲۰ حکم علیه آنها صادر کرده است. در سال ۱۹۸۵، اسقفهای کاتولیک رومی در مواجهه با افزایش تعداد کاتولیکهایی که به این فرقه میپیوندند، بیش از ۲۰۰ سال از این سختگیریها را دوباره بیان کردند.
کلیسا تنها دشمن آنها نبود؛ پنهانکاری ماسونها چنان بیاعتمادی را در آمریکای اولیه ایجاد کرد که الهامبخش اولین «حزب سوم» آمریکا شد: حزب ضد ماسونی.
فراماسونها امروزه وجود دارند و تصویر عمومی آنها تا حد زیادی تحت تأثیر کارهای خیریهی پر سر و صدای شراینرها، زیرمجموعهای از فراماسونها که با نام «فرقهی باستانی عربی اشراف عارف» نیز شناخته میشوند، قرار گرفته است. شراینرها توسط فراماسونها در سال ۱۸۷۰ در کلبهی نیکربوکر، رستورانی در شهر نیویورک، تأسیس شدند و امروز نیز به کار داوطلبانهی خود ادامه میدهند.
آغاز یک ایلومیناتی
ایلومیناتی توسط پروفسور آدام وایسهاپت در اول ماه مه ۱۷۷۶ در باواریا تأسیس شد. وایسهاپت، که از قدرت کلیسای کاتولیک محافظهکار و سلطنت باواریا خشمگین بود، در پی کنار گذاشتن دین سازمانیافته به نفع شکل جدیدی از «روشنایی» از طریق عقل بود. او با الهام از گسترش روشنگری در سراسر اروپا، از ایدههای بیان شده توسط یسوعیان (او قبلاً یک یسوعیان بود)، اسرار هفت حکیم ممفیس، کابالا و فراماسونها نیز بهره برد. او به طور گسترده از گروه اخیر نیرو جذب کرد و در تلاش خود برای جذب برخی از ثروتمندترین و تأثیرگذارترین مردان اروپا، به لژهای ماسونی نفوذ کرد. اعضای ایلومیناتی باواریا، که به عنوان «کمالگرایان» شناخته میشدند، به سه دسته با قدرت فزاینده تقسیم میشدند و از نخبگان اجتماعی، از جمله اشرافزادگانی مانند فراماسون سابق بارون فون کنیگه و نویسنده یوهان ولفگانگ فون گوته، انتخاب میشدند. تمام ارتباطات به صورت رمزگذاری شده بود و به اعضا لقبهای کلاسیک داده میشد (به عنوان مثال، لقب وایشاپت اسپارتاکوس بود). چه اتفاقی برای ایلومیناتی افتاد؟ این سازمان قبل از اینکه توسط کارل تئودور باواریایی، که در سال ۱۷۸۷ حکمی مبنی بر مجازات اعدام برای عضویت در ایلومیناتی صادر کرد، منحل شود، رونق داشت. اما مرگ ایلومیناتی باواریا شایعات مربوط به فعالیتهای مخفیانه آنها را فرو ننشاند و نظریهپردازان توطئه این گروه را به همه چیز، از انقلاب فرانسه گرفته تا ترور جان اف کندی، مرتبط دانستهاند. ایلومیناتی الهامبخش کتابهای «فرشتگان و شیاطین» دن براون و «آونگ فوکو» اثر اومبرتو اکو بوده است.
آغاز بیلدربرگ
اولین نشست بیلدربرگ در سال ۱۹۵۴ و در هتل بیلدربرگ در هلند برگزار شد، جایی که نام این سازمان از آن گرفته شده است. این نشست که توسط شاهزاده برنهارد هلندی برگزار شد، گردهمایی سیاستمداران قدرتمند آمریکای شمالی و اروپا بود که برای تقویت روابط گرمتر بین دو قاره در بحبوحه ترس از افزایش احساسات ضد آمریکایی در اروپا طراحی شده بود. در حالی که بیلدربرگ دقیقاً یک انجمن مخفی مانند ایلومیناتی یا فراماسونها نبود، شرکتکنندگان برجسته آن – مهمانان قبلی شامل بیل کلینتون، مارگارت تاچر، آنگلا مرکل، تونی بلر و هنری کیسینجر بودهاند – و استفاده از قانون چتم هاوس که شرکتکنندگان را از به اشتراک گذاشتن اتفاقات جلسات منع میکند، به این گروه حال و هوایی مرموز میدهد. روزنامهنگاران از گزارش دادن در مورد آن منع شدهاند. صورتجلسه جلسات منتشر نمیشود.
چگونه اعضا به نشست بیلدربرگ دعوت میشوند؟
شرکتکنندگان بیلدربرگ توسط یک کمیته بینالمللی اختصاصی انتخاب میشوند. هر ساله حدود ۱۲۰ تا ۱۴۰ نفر دعوت میشوند که حدود دو سوم آنها از اروپا و یک سوم از آمریکای شمالی هستند. واشنگتن پست گزارش میدهد که اگرچه پیشینه در دولت و سیاست رایجترین آنهاست، اما شرکتکنندگانی از حوزههایی مانند دانشگاه، امور مالی و رسانه نیز در این نشست حضور داشتهاند.
نیویورک تایمز گزارش میدهد که سطح پنهانکاری پیرامون نشست بیلدربرگ باعث ایجاد شایعات بسیاری شده است، از جمله نظریههای اثبات نشدهای مبنی بر اینکه شرکتکنندگان بیلدربرگ در ایجاد اتحادیه اروپا، حمله به عراق و بمباران صربستان نقش داشتهاند. نظریهپردازان توطئه، این گروه را به عنوان گروهی که در حال توطئه برای ایجاد نظم نوین جهانی است، ترسیم کردهاند. وبسایت رسمی آنها میگوید: «به لطف ماهیت خصوصی این نشست، شرکتکنندگان به عنوان افراد و نه در هیچ مقام رسمی شرکت میکنند و از این رو ملزم به رعایت قراردادهای دفتر خود یا مواضع از پیش توافق شده نیستند.»
آنچه در پشت درهای بسته این انجمنهای مخفی اتفاق میافتد، قرنهاست که باعث بحث و جدل شده است. آنچه واضح است این است که آنها همچنان تخیل و کنجکاوی عموم را برمیانگیزند.
نظریههای توطئه نشست بیلدربرگ
نوشتهی: جسیکا پیرس روتوندی.جسیکا پیرس روتوندی نویسندهی کتاب «آنچه به ارث میبریم: جنگی پنهان و جستجوی یک خانواده برای پاسخها» است.
ترجمه:احسان محرابی
گروه تاریخ
