“آژنگ نیوز”:کتاب «مرگ طولانی آدولف هیتلر» نوشته کارولین شارپلز؛منتشر شد.ناشر: انتشارات دانشگاه ییل تاریخ انتشار: ۱۰ مارس ۲۰۲۶ صفحات: ۳۳۶ زبان: انگلیسی نوع: نماد کتاب جلد سخت .ابعاد: ۱۶۳.۰ در ۲۴۲.۰ در ۳۱.۰ میلیمتر|۵۴۴.۰گرم .
دستهبندی: تاریخ عمومی و جهان، تاریخ اروپا، تاریخ قرن بیستم: حدود ۱۹۰۰ تا حدود ۲۰۰۰، تاریخ اجتماعی و فرهنگی، جنگ جهانی دوم.

درنقد کتاب «مرگ طولانی آدولف هیتلر: یک تاریخ تحقیقی» نوشته کارولین شارپلز، به بررسی جذابیت عمومی مرگ دیکتاتور و داستانهای بلند فرار او پرداخته می شود.
آدولف هیتلرِ سالخورده اما فوراً قابل تشخیص، در حالی که بیهوده به دنبال کلید مرسدس بنزش میگردد تا قبل از اینکه زنگ تلفن ماشینش قطع شود، به آن برسد، تقریباً صدای دلنشین «بوئناس نوچز، مین فیرر» یک نازی مسن را که در حال دوچرخهسواری در خیابانی مرفه در آمریکای جنوبی بود، نادیده میگیرد و دستش را به نشانهی سلام نظامی دراز کرده است.بدین ترتیب، سیمپسونها ایدهی زنده ماندن آدولف هیتلر را حدود ۵۰ سال پس از مرگش تکرار کردند.همانطور که گاوریل دی. روزنفلد، مورخ، نشان داده است، تاریخهای جایگزین که در آنها هیتلر زنده و سالم است، از پایان جنگ جهانی دوم به امری رایج در داستانها و فیلمها تبدیل شدهاند.کارولین شارپلز در کتاب خواندنی و تحقیقی خود، با تمرکز بر بحثهای سیاسی و حقوقی به جای بازنماییهای فرهنگی، نشان میدهد که شایعاتی مبنی بر اینکه هیتلر «از دوران بازنشستگی خود در آرژانتین لذت میبرد» تا اواسط دهه ۱۹۵۰ رایج بوده است؛گمانهزنیها در مورد محل اقامت او اولین بار در تابستان ۱۹۴۵ مطرح شد، زمانی که یک گزارش مطبوعاتی آمریکایی که در بریتانیا پخش شد، با اطمینان ادعا کرد که او اکنون به همراه اوا براون در ملکی وسیع در پاتاگونیا ساکن است.تاریخچه شارپلز از «مرگ طولانی» و «زندگی پس از مرگ پرحادثه» آدولف هیتلر با خودکشی او در «فورربونکر» برلین در ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ آغاز میشود و واکنشهای مردمی و دیپلماتیک به مرگ او را پوشش میدهد.
در حالی که در سراسر جهان جمعیت شادمان در جشنهای روز پیروزی در اروپا، مجسمه او را آتش میزدند، آلمانیها مخفیانه عکسها و یادگاریها را از خانههای خود خارج کردند.شارپلز سپس مسائل سیاسی، حقوقی و اخلاقی ناشی از برخورد با بقایای (ادعایی) او را بررسی میکند.او استدلال قانعکنندهای برای منحصر به فرد بودن نحوه مرگ هیتلر در میان دیکتاتورها در تاریخ مدرن ارائه میدهد، شرایطی که – به ویژه فقدان شاهد یا مهمتر از آن، جسد – گفتمان بعدی پیرامون سرنوشت دیکتاتور را شکل داد.او با پیش بردن داستان خود تا به امروز، نشان میدهد که این ابهامات پایدار، در واقع «مرگی بسیار طولانی» را تضمین کرده است.افبیآی تا دهه ۱۹۶۰ همچنان مکاتباتی از آمریکاییها دریافت میکرد که جزئیات «مشاهده» هیتلر را به اشتراک میگذاشتند.یکی از این خبرچینها در ماه مه ۱۹۶۱ با نگرانی گفت: «اولین چیزی که فکر خواهید کرد این است که من نوعی خل و چل یا دیوانه هستم»، قبل از اینکه «خبر مهمی» را به اشتراک بگذارد که خواب دیده است که هیتلر زنده است و در اروگوئه زندگی میکند.
این کتاب از یک ساختار زمانی گسترده پیروی میکند، که بخش عمده آن به اواخر دهه ۱۹۴۰ میپردازد، دورهای کلیدی که در آن اثبات مرگ، چه به شکل وصیتنامه هیتلر یا بقایای فانی او، با اشتیاق دنبال میشد و دهههای میانی فقط در ربع پایانی آن در نظر گرفته میشد.تمرکز فراملی شدیدی بر تبادلات بین مرزها، چه از نظر پوشش رسانهای و چه در رابطه با مانورهای دیپلماتیک و سیاسی، وجود دارد.مرگ هیتلر برای کشورهای بیطرف و متحد، دوراهیای را ایجاد کرد که آیا باید تسلیت خود را ابراز کنند یا خیر.ایمون د والرا، ایرلندی، با نادیده گرفتن توصیه همکارانش، تصمیم به انجام این کار گرفت (پاسخ استانداردی که توسط منشی خصوصی او تهیه شده بود و در آن گفته شده بود که همین کار فقط چند هفته قبل برای بزرگداشت مرگ رئیس جمهور روزولت انجام شده بود، بعید است که منتقدان را کاملاً آرام کرده باشد) در حالی که پرچمها در پرتغال در هفته اول ماه مه ۱۹۴۵ پایین کشیده شدند. تأکید قاطع شارپلز بر سالهای بلافاصله پس از مرگ هیتلر به این معنی است که برخی از تحولات بعدی، از جمله تحولات خاص آلمان، در آن گنجانده نشده است.به عنوان مثال، چیزی در مورد به اصطلاح «موج نوستالژی هیتلر» (یا به سادگی «موج هیتلر») دهه ۱۹۷۰ که اخیراً توسط محققانی مانند توبیاس بکر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، وجود ندارد.
این موج علاقه به دیکتاتور حدود ۳۰ سال پس از مرگش – «فرقه هیتلر که در لباس مبدل نازکی در جمهوری فدرال آلمان شکوفا میشود» – در مقالات فراوان و همچنین مستندهای رادیویی و تلویزیونی که به این مرد و رژیم او میپرداختند، آشکار شد.وقتی ورنر میزر زندگینامه خود با عنوان «آدولف هیتلر: افسانه، اسطوره، واقعیت» را در سال ۱۹۷۱ منتشر کرد، در چارچوب «موج» مورد استقبال قرار گرفت و به دلیل «نگرانی شدیدش از شخص هیتلر» در نقدی که در سال ۱۹۷۴ توسط مورخ آمریکایی، رودولف بینیون، نوشته شده بود، مورد انتقاد قرار گرفت.کتاب میزر شامل این ادعا بود که کالبدشکافی شوروی – موضوع کتابی در سال ۱۹۶۸ نوشته روزنامهنگار روسی، لِو بِزیمِنسکی، که در نبرد برلین حضور داشت – بقایایی را بررسی کرده است که در واقع متعلق به هیتلر نبود.این ادعا بحثهای زیادی را برانگیخت؛برای بینیون، واضح است که چنین مسائلی هیچ اهمیتی نداشتند و نشان میدهند که.. این کتاب، نمونهای از یک مطالعه عمیقاً ناقص است که موفقیت خود را کاملاً مدیون شیفتگی ناخوشایند به دیکتاتور حاکم بر آلمان غربی در آن زمان بود.در حالی که شارپلز در مورد کتاب مازر بحثی نمیکند، او به حضور مجدد این مورخ در سال ۲۰۰۰ اشاره میکند تا بار دیگر صحت ادعاهای روسیه را رد کند، این بار مربوط به قطعات جمجمهای که به عنوان جمجمه هیتلر در مسکو در آن سال به نمایش گذاشته شده بودند.
در واقع، نوعی جهش زمانی در کتاب شارپلز وجود دارد، به طوری که دوره زمانی دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ تا حدودی نادیده گرفته شده است، شاید به دلیل تمرکز او بر اکتشافات کلیدی و تحولات مهم، مانند صدور رسمی گواهی فوت در اکتبر ۱۹۵۶. بنابراین، روایتی فوری و با زمان حال از مرگ هیتلر که با عنوان «یک شلیک – و هیتلر مرده است!» در بیستمین سالگرد این رویداد در سال ۱۹۶۵ توسط بیلد، پرخوانندهترین روزنامه آلمان، منتشر شد، در این کتاب وجود ندارد.این مقاله شرح میدهد که گوبلز، رئیس خود را مرده و جمجمهاش خرد شده مییابد، قبل از اینکه اجساد هیتلر و اوا براون «در بنزین ریخته و آتش زده شوند»؛ساکنان پناهگاه سپس بلافاصله سیگار روشن میکنند (که در زمان زنده بودن هیتلر اجازه این کار را نداشتند) تا اعصاب خود را آرام کنند.خوانندگان همچنین باید برای تحلیل مظاهر فرهنگی جدیدتر این وسواس، مانند رمان کمیک پرفروش تیمور ورمس با عنوان «ببین چه کسی برگشته است» (۲۰۱۲) که متعاقباً به فیلم تبدیل شد، به روزنفلد (به ویژه کتاب او در سال ۲۰۱۴ با عنوان «سلام هیتلر! چگونه گذشته نازی در فرهنگ معاصر عادیسازی میشود») مراجعه کنند.

تصاویر مشابه ظاهراً توسط دفتر خدمات استراتژیک ایالات متحده در سال ۱۹۴۴ ساخته شده تا نشان دهد هیتلر چگونه ممکن است تغییر قیافه دهد.
شارپلز تنها چند اظهار نظر کوتاه در مورد سایر بازنماییهای سینمایی مانند فیلم «سقوط» محصول ۲۰۰۴ (که باعث ایجاد میمهای بیشماری شده است که در آن هیتلر به مرگ مایکل جکسون، پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری و خبر مثبت بودن آزمایش کووید-۱۹ و موارد دیگر واکنش نشان میدهد) ارائه میدهد.با این اوصاف، نویسنده به طرز چشمگیری نه تنها با ادبیات علمی، بلکه با نشریات کماعتبارتر (و ظاهراً واقعی) که این ایده را مطرح میکنند که هیتلر واقعاً در روزهای پایانی رایش سوم از آلمان فرار کرده است، نیز درگیر میشود: دوام چنین نظریههای توطئهای از این واقعیت آشکار است که بیش از نیمی از کتابهایی که شارپلز به عنوان ترویجدهنده چنین «افسانههای بقا» به آنها استناد میکند، در ۲۰ سال گذشته منتشر شدهاند.از منابع اولیه به ویژه با تأثیر خوب استفاده شده است، به ویژه خاطرات روزانهای که واکنشهای آلمانیهای معاصر را به خبر خودکشی هیتلر ثبت کردهاند.شوک و غم بر همه چیز غالب است: «او اکنون در آرامش است… اما ما چه؟»ما سرگردان و رها شدهایم.»
گزارشهای مطبوعاتی ملی و محلی معاصر به ویژه برای یافتن بینشهایی در مورد شایعات و جنجالهای پیرامون سرنوشت دیکتاتور، از پیشبینیهای غیبگویان در مورد مرگ او در نیمه اول جنگ جهانی دوم گرفته تا پوشش بازسازی هیتلر در پناهگاهی که در موزه مادام توسو برلین در سال ۲۰۰۸ رونمایی شد، به خوبی بررسی شدهاند. سوزان کلر، کارگردان، کمی قبل از اینکه افتتاحیه نمایشگاه توسط دومین بازدیدکننده از طریق در و کندن سر از مجسمه مومی خدشهدار شود، گفت: «اگر او محور نمایشگاه شود، ناراحت خواهیم شد.»تیتر دیلی اکسپرس در اکتبر ۱۹۵۶ با عنوان «سرانجام آن مرد» اعلام کرد: «و این رسمی شد».این یکی از گزارشهای مطبوعاتی متعدد در بریتانیا و جاهای دیگر در مورد اعلام رسمی خودکشی هیتلر، ۱۱ سال پس از وقوع آن، توسط دادگاه منطقهای در خانه سابقش در برشتسگادن بود.
با این حال، ۶۲ سال بعد، پس از شناسایی قطعاتی از فک هیتلر در سال ۲۰۱۸، روزنامهنگاران احساس کردند که باید بار دیگر اعلام کنند که «هیتلر مرده است – واقعاً».همانطور که شارپلز اذعان میکند، به لطف «اشتیاق پایدار برای داستانهای دراماتیک با حال و هوای توطئه»، حقایق قانونی و بیولوژیکی هرگز مانعی برای جذابیت پایدار ایده سقوط هیتلر – و بقای احتمالی او – نبوده است.کتاب او راهنمایی ضروری برای زندگی پس از مرگ «آن مرد» است، داستانی که ۷۰ سال پس از تأیید دیرهنگام آن، به نظر میرسد که احتمالاً ادامه خواهد یافت..
گروه رسانه
