“آژنگ نیوز”:«راکی» داستان یک آدم ضعیف و شکستخورده است که توسط یک آدم ضعیف خلق شده و نیم قرن قهرمان گیشه شده است. سیلوستر استالونه بازیگری در حال مبارزه بود که با الهام از یک مسابقه بوکس واقعی، فیلمی نوشت که به یک افسانه تبدیل شد. امسال، داستان اصلی این مجموعه ۵۰ ساله میشود.
در ۲۴ مارس ۱۹۷۵، جمعیت حاضر در ورزشگاه ریچفیلد کولیسئوم اوهایو، هنگامی که چاک وپنر تنها ۱۹ ثانیه مانده به زنگ پایان مسابقه، طنابها را به زمین کوبید، به وجد آمدند. کمتر کسی انتظار داشت که این مبارز کارکشته بتواند چند راند را در مقابل محمد علی تحمل کند، چه برسد به اینکه بتواند با درد فراوان از ۱۵ راند کامل جان سالم به در ببرد – و با این توانایی، قهرمان را در مقطعی به بوم نقاشی بیاندازد. مدت کوتاهی پس از تماشای زنده مبارزه در یک سینمای لسآنجلس از طریق سیستم مدار بسته، یک بازیگر جوان و مشتاق به نام سیلوستر استالونه، تحت تأثیر قرار گرفت و شروع به نوشتن فیلمنامه کرد.

استالونه با تکمیل فیلمنامه اولیه خود در کمی بیش از سه روز، داستان تخیلی راکی بالبوآ، بوکسور خیابانی اهل فیلادلفیا را روایت کرد که این فرصت را پیدا میکند تا در یک مسابقه نمایشی در دویستمین سالگرد ایالات متحده، قهرمان پر زرق و برق سنگین وزن جهان، آپولو کرید، را به چالش بکشد. استالونه نقش راکی را برای خودش نوشت – و برای اطمینان از اینکه خودش نقش اصلی را بازی میکند، پیشنهاد حق ساخت فیلم از سوی یونایتد آرتیستس را که گفته میشود ۳۶۰ هزار دلار ارزش داشت، رد کرد. شرکت تهیهکننده، که از انتخاب یک بازیگر ناشناس محتاط بود، در نهایت قیمت پایینتری به استالونه پرداخت کرد، سپس با بودجهای ناچیز حدود ۱ میلیون دلار به فیلم چراغ سبز نشان داد. پس از اکران در سال ۱۹۷۶، راکی بسیار فراتر از حد انتظار ظاهر شد و بیش از ۲۲۵ میلیون دلار در گیشه فروش داشت. پنجاه سال بعد، این قهرمان پرتلاش همچنان نمادی از شجاعت آمریکایی است.
مانند وپنر، راکی هیچ شانس واقعبینانهای برای پیروزی در مسابقهی بینظیرش نداشت، با این حال عزم او برای رفتن به این مرحله، او را به یکی از چهرههای محبوب سینما تبدیل کرد. در بحبوحهی رکود اقتصادی دههی ۱۹۷۰ و تورم، استالونه با تجسم خونین و نامفهوم از پشتکار طبقهی کارگر، هم در بین سینماروها و هم در بین منتقدان طنینانداز شد و در چهل و نهمین دورهی جوایز اسکار، ده نامزدی کسب کرد و سه جایزه – از جمله جایزه بهترین فیلم – را از آن خود کرد.
فیلمبرداری این فیلم در کمتر از یک ماه در لوکیشن انجام شد و کارگردان آن، جان جی. آویلدسن، رویکردی نیمهچریکی در پیش گرفت. صحنههای کلیدی بدون مجوز فیلمبرداری شدند، از مردم محلی بیخبر به عنوان سیاهیلشکر استفاده شد و داستان در میان بازیگرانی عمدتاً ناشناخته روایت شد؛ برگس مردیت، در نقش مربی بدخلق راکی، میکی، بزرگترین نام در تیتراژ بود. این حس صمیمی و اصیل – که بیشتر شبیه یک مستند ورزشی بود تا یک فیلم از پیش نوشته شده – به یکی از بزرگترین نقاط قوت فیلم تبدیل شد. مقالهای در نیویورک تایمز در سال ۱۹۷۷ گزارش داد که بسیاری از تماشاگران سینما با این فیلم تقریباً مانند یک رویداد ورزشی زنده رفتار کردند: آنها «برای قهرمان خود فریاد زدند، با هر ضربهای که به صورتش میخورد، با صدای بلند درد کشیدند، وقتی مشت محکمی خورد، به وجد آمدند و وقتی همه چیز تمام شد، با صدای بلند تشویق کردند.»
برخی از بینندگان حتی داستان شکستخورده راکی را با صعود شگفتانگیز استالونه از یک بازیگر همیشه در حال تقلا به یک ستاره و فیلمنامهنویس نامزد اسکار در حدود یک سال، یکی دانستند. اما همانطور که استالونه در سپتامبر ۱۹۹۰ به ونیتی فر گفت: «راکی من نیستم… آنها به سیاستها و باورهای سیلوستر استالونه واکنش نشان نمیدهند. وقتی آنها تشویق میکنند، برای راکی تشویق میکنند. و وقتی آنها راکی را تشویق میکنند، برای خودشان تشویق میکنند.»
در طول این مجموعه شش فیلمی، استالونه با وقاری که کمتر کسی انتظار دارد، به نقش اصلی نزدیک شد. پیش از فیلم راکی ۳، او با بدنساز افسانهای، فرانکو کلمبو، تمرین کرد و طبق گزارشها، سطح چربی بدن خود را به ۲.۸ درصد کاهش داد – پایینتر از آستانهای که سالم تلقی میشد. جسارت فیزیکی او در راکی ۴ حتی بیشتر هم شد: در طول فیلمبرداری، استالونه از دولف لاندگرن، رزمیکار ۲۴۰ پوندی – که نقش همتای شوروی بالبوآ، ایوان دراگو، را بازی میکرد – خواست تا چنان محکم به سینهاش مشت بزند که او را برای چند روز در بخش مراقبتهای ویژه بستری کرد.
نیم قرن بعد، شیپورِ آهنگِ فیلم، «حالا پرواز میکنم» بیل کونتی، همچنان سرودی پرشور از عزم و اراده است که از رختکنها تا گردهماییهای انتخاباتی ریاست جمهوری پخش میشود. موزه هنر فیلادلفیا ممکن است بیش از ۲۴۰،۰۰۰ شیء را در خود جای داده باشد، اما شناختهشدهترین اثر هنری آن، مجسمهای از استالونه در نقش راکی است که مدتهاست در ورودی شرقی، جایی نمادین، جایی که ۷۲ پله سنگی – پایانه تمرینهای پیروزمندانه راکی - به عنوان زیارتگاهی برای طرفداران باقی مانده است، قرار دارد. در سال ۲۰۲۵، فرودگاه بینالمللی فیلادلفیا از یک مجسمه برنزی ده فوتی از راکی برای استقبال از ورود به شهر رونمایی کرد و اذعان داشت که او به اندازه ناقوس آزادی یا چیزاستیک، نمادی حیاتی برای فیلادلفیا است. منتقد فیلم، مت زولر سیتز، اولین راکی را «فیلمی بینقص» نامیده است و در سال ۲۰۲۴ برای RogerEbert.com نوشت: «راکی اصلی محصول ۱۹۷۶ به بخشی از ناخودآگاه فرهنگ عامه تبدیل شده است و جایگاه خود را به اندازه کازابلانکا و زندگی شگفتانگیز محکم حفظ کرده است.»
دوران حرفهای راکی در رینگ بوکس با آخرین حضورش در فیلم راکی بالبوآ (۲۰۰۶) به پایان رسید، اما دنیایی که استالونه خلق کرد همچنان در حال گسترش است. مجموعه اسپینآف «کرید»، که به دنبال ماجراجوییهای آدونیس، پسر آپولو، ساخته شده است، اکنون به یک فرنچایز مستقل تبدیل شده و چهارمین قسمت آن در حال ساخت است. همزمان با پنجاهمین سالگرد راکی، استالونه خاطرات خود را با عنوان «پلهها» در ماه سپتامبر منتشر خواهد کرد و قرار است در ماه نوامبر یک فیلم بیوگرافی از او ساخته شود. «من راکی را بازی میکنم» با بازی آنتونی ایپولیتو در نقش استالونه، رشد نامتعارف یک اسطوره سینما را ترسیم خواهد کرد.
گروه گزارش
