“آژنگ نیوز”:حکایت هیوم و روسو؛دوستانی که به دشمنان سرسخت تبدیل شدند ؛تجربه ای از عصر روشنفکری اروپا است.در جیمز کورت، درست در کنار خیابان معروف رویال مایل ادینبورگ، مجموعه‌ای از پله‌های سنگی پیچ در پیچ وجود دارد که به یک در چوبی ساده منتهی می‌شود. پلاک نزدیک پله‌ها نشان می‌دهد که آنها به مکانی منتهی می‌شوند که جیمز باسول از سال ۱۷۷۳ تا ۱۷۸۶ در آن زندگی می‌کرد.

اولین آپارتمانی که باسول در میدان جیمز در آن ساکن بود، تخریب شد، اما بقایای یک راه پله بسیار قدیمی که اخیراً در یکی از این ساختمان‌های اغلب بازسازی شده کشف شده است، ممکن است همانی باشد که دو طبقه خانه او را به هم متصل می‌کرد. به نظر می‌رسد این ساختمان علامت‌گذاری شده، محل آپارتمان دوم باسول در جیمز کورت، تنها بخش‌هایی از سازه اصلی را در بر می‌گیرد.

باسول۱ - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

محل اقامت جیمز باسول در جیمز کورت در کنار خیابان رویال مایل، در ادینبورگ است.می‌توانید پلاک را روی دیوار نزدیک درگاه، درست آن سوی چراغ، ببینید.

بوسول، وکیل، خاطره‌نویس و نویسنده‌ی متولد ادینبورگ که بیشتر به خاطر زندگی‌نامه‌ی ساموئل جانسون شناخته می‌شود، با دو چهره‌ی برجسته‌ی عصر روشنگری ارتباط دارد: دیوید هیوم و ژان ژاک روسو. نحوه‌ی تلاقی زندگی او با زندگی و شخصیت پر جنب و جوش و پیچیده‌ی او، نمونه‌ای از زندگی و شخصیت اوست.

روز یکشنبه، ۷ ژوئیه ۱۷۷۶، بوسول به ملاقات دوست در حال مرگش هیوم رفت. هیوم چراغ راهنمای عصر روشنگری اسکاتلند بود و اغلب به عنوان بزرگترین فیلسوف نویسنده به زبان انگلیسی مورد احترام قرار می‌گرفت. در واقع، باسول ابتدا به جیمز کورت، به آپارتمان قدیمی اما کوچک هیوم نقل مکان کرد و وقتی هیوم در سال ۱۷۷۲ به نیو تاون نقل مکان کرد، آنجا را به دست گرفت.

در همین مکان بود که باسول، که به هر حال «برای کلیسا رفتن خیلی دیر شده بود»، سری به آنجا زد تا ببیند آیا هیوم، که به خاطر شکاکیت مذهبی‌اش بدنام بود، «حتی وقتی مرگ را پیش روی خود می‌دید، همچنان به آینده‌ای بی‌اعتقاد است یا نه.» باسول، که به نوشیدنی ها و زنان معتاد بود، با این وجود بسیار مذهبی بود و وحشت خرافی از جهنم داشت. او از اینکه متوجه شد دوست قدیمی‌اش نه تنها بر بی‌اعتقادی خود پافشاری می‌کند، بلکه آسوده و حتی خوشحال است و هیچ ترس محسوسی از نابودی قریب‌الوقوع خود نشان نمی‌دهد، ناامید و شوکه شد. باسول مدتی «آشفته» ماند.

ده سال قبل، باسول در از بین بردن اعتماد و دوستی بین هیوم و روسو نقش داشت. هیوم موافقت کرده بود که به روسو که از آزار و اذیت سیاسی در اروپا فرار می‌کرد، کمک کند تا پناهگاهی امن در انگلستان پیدا کند. تحسین متقابل و دوستی گرمی بین این دو بلافاصله پس از آن شکل گرفت که بارون دولباخ (یکی دیگر از ارکان جامعه روشنگری فرانسه) به هیوم هشدار داد که به روسو نباید اعتماد کرد.

باسول - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

نمای دیگری از محل خانه جیمز باسول در جیمز کورت. این می‌توانست دومین و بزرگترین آپارتمانی باشد که باسول در اینجا در آن ساکن بوده است؛این ساختمان، که قبلاً متعلق به دیوید هیوم بود، تخریب شد.

این موضوع درست از آب درآمد. پارانویای روسو که رو به افزایش بود، او را به این باور رساند که هیوم در حال توطئه برای نابودی اوست و شروع به پخش شایعاتی در مورد شیطنت‌های هیوم کرد. اوضاع زمانی بدتر شد که باسول، دوست هیوم، که مسئول اسکورت ترز لو واسور،دوست روسو، برای پیوستن به او در انگلستان بود، در طول مسیر با او ارتباط داشت. روسو معتقد بود که هیوم نیز در ترتیب دادن این خیانت نقش داشته است.

هیوم که از اشتهای سیری‌ناپذیر بازول آگاه بود، مطمئناً در سپردن این وظیفه به بازول، قضاوت بسیار ضعیفی از خود نشان داد. طولی نکشید که هیوم و روسو به دشمنان سرسخت یکدیگر تبدیل شدند. هیوم که آزرده و عصبانی بود، علناً به روسو نیز حمله کرد، گاهی اوقات به شیوه‌های بسیار ناشایست، و کل ماجرا نشان داد که حتی خردمندترین افراد نیز می‌توانند نادان‌ترین باشند.

نوشته‌ی ایمی کولز .مورخ

گروه گزارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *