“آژنگ نیوز”:یکی از اولین روایتهای بازیافت به امپراتوری روم در قرن چهارم قبل از میلاد برمیگردد. آن زمانی بود که رومیها محصولات مختلفی از جمله سکههای برنزی را ذوب و دوباره قالبگیری میکردند. اما مقیاسی که این کار در آن انجام میشد کوچک بود. امروزه، بازیافت فرآیندی است که میتواند هم در مقیاس کوچک و هم در مقیاس بزرگ انجام شود. اما ما از دوران باستان که انبوهی از محصولات، از فلزات گرفته تا شیشه، بازیافت میشدند، راه درازی را پیمودهایم.
در بینالنهرین، مصر، روم باستان، چین و جاهای دیگر. بیشتر این موارد مستند نشدهاند. بنابراین، در جایی که اطلاعات ملموستری در دسترس است، به تاریخ بازیافت نگاهی خواهیم انداخت. تکامل بازیافت بازیافت داستان تکامل جذابی دارد. برخی رویدادهای مهم رخ داده است که پدیدهای را که ما به عنوان بازیافت مدرن میشناسیم، شکل داده است. ژاپن: اولین مورد مستند بازیافت کاغذ در سال ۱۰۳۱ در ژاپن ثبت شده است.
در بحبوحه کاهش نفوذ دربار امپراتوری ژاپن در دوره هیان، تولید کاغذ از اختیار دولت که قبلاً آن را کنترل میکرد، خارج شد. کارگران کاغذسازی شروع به ادغام در یک جامعه گستردهتر کردند. و کارخانههای کاغذسازی خصوصی پدیدار شدند و این کارگران را برای ادامه سنت کاغذسازی به کار گرفتند. به مرور زمان، عمل بازیافت کاغذ باطله به عنوان یک استراتژی رایج، ناشی از تمایل به حفظ منابع و بهینهسازی بهرهوری، پدیدار شد.
فیلادلفیا، ایالات متحده:
ویلیام ریتنهاوس، متولد آلمان، کارخانه ریتنهاوس را در سال ۱۶۹۰ در فیلادلفیا، آمریکا تأسیس کرد. این اولین کارخانه کاغذسازی در آن کشور بود. این کارخانه به طرز هوشمندانهای پارچهها، منسوجات، پنبه و کتان دور ریخته شده را برای تولید کاغذ بازیافتی مورد استفاده در چاپ و نشر پردازش میکرد. این کارخانه پیشگام تا اواسط دهه ۱۸۰۰ میلادی فعالیت داشت و تقریباً به مدت یک قرن به عنوان سنگ بنای میراث صنعتی خانواده ریتنهاوس خدمت کرد.

شهر نیویورک، ایالات متحده:
در سال ۱۷۷۶، اندکی پس از آغاز مبارزه برای استقلال آمریکا از حکومت بریتانیا، بازیافت فلز به عنوان وسیلهای برای تقویت تلاشهای جنگی ظهور کرد. در شهر نیویورک، به طور کاملاً نمادین، پس از قرائت عمومی اعلامیه استقلال که به تازگی نوشته شده بود، مجسمهای از شاه جورج سوم برچیده، ذوب و به گلوله تبدیل شد. این تلاش پیشگامانه بازیافت فلز، ۴۲,۰۸۸ گلوله چشمگیر به همراه داشت. اگر سر مجسمه برداشته نمیشد و بخشهای دیگر آن توسط جمعیت انقلابی که مجسمه را پایین کشیده بودند، مصادره نمیشد، این تعداد حتی بیشتر هم میشد.
باتلی، یورکشایر غربی، بریتانیا:
در سال ۱۸۱۳، بنجامین لا پیشگام «فرآیند انقلابی بیکیفیت» شد، روشی برای تبدیل لباسهای پشمی قدیمی و پارچههای کهنه به پشم بازیافتی. او جمعآوری این منسوجات دور ریخته شده را سازماندهی کرد و آنها را به شکلی مناسب برای تولید نخ بعدی آسیاب کرد. صنعت «بیکیفیت» به سرعت گسترش یافت و تا سال ۱۸۶۰، شهر باتلی سالانه بیش از ۷۰۰۰ تن پشم بازیافتی تولید میکرد که نقطه عطفی مهم در تاریخ بازیافت منسوجات بود.
نیویورک سیتی، ۱۸۹۷:
آغاز به کار مرکز بازیابی مواد در سال ۱۸۹۷، در پاسخ به دستور بازیافتی که دو سال قبل به ساکنان شهر نیویورک صادر شده بود، این شهر اولین مرکز بازیابی مواد خود را تأسیس کرد. این مرکز به عنوان یک مرکز محوری عمل میکرد که در آن مواد دور ریخته شده میتوانستند تحت طبقهبندی و جداسازی سیستماتیک به دستههای مجزا قرار گیرند. هدف اصلی، بازیابی و استفاده مجدد از مواد قابل بازیافت، از جمله فلزات، کاغذ، پارچه و موارد دیگر، مطابق با تعهد شهر به شیوههای پایدار بود.
شیکاگو: ایالات متحده در سال ۱۸۸۶ شاهد آغاز تولید آلومینیوم در مقیاس بزرگ بود که توسط فرآیند تازه توسعه یافته هال-هرولت امکانپذیر شد. کمی بعد، اولین کارخانههای بازیافت قوطیهای آلومینیومی آمریکا عملیاتی شدند. اولین مورد از این تأسیسات در سال ۱۹۰۴ در شیکاگو، ایلینوی، فعالیت خود را آغاز کرد و پایه و اساس شیوههای بازیافت پایدار آلومینیوم در آمریکا را بنا نهاد.
اقدامات زمان جنگ:
بازیافت در زمان درگیری مقتضیات دو جنگ جهانی، رویکردی خلاقانه به مدیریت پسماند را ایجاب میکرد. ایالات متحده و بریتانیا در مواجهه با کاهش مواد، از مردم درخواست کمک کردند. کمپینهای تبلیغاتی بازیافت، مانند تلاش «نجات برای پیروزی» در ایالات متحده در سال ۱۹۴۲، مردم را تشویق کرد که در شیوههای جداسازی و دفع زبالههای خود دقت بیشتری به خرج دهند. از مردم خواسته شد تا چربیهای پختوپز استفادهشده را به دولت تحویل دهند، که سپس میتوانستند آنها را به سوختی تبدیل کنند که بعداً میتوانست برای تولید مواد منفجره استفاده شود. این ابتکارات بازیافت در زمان جنگ، نمونهای از ضرورت مدیریت نوآورانه منابع در دورههای درگیری بود.
آمریکای پس از جنگ:
روند بازیافت همیشه در حال افزایش نبوده است. با اواسط دهه ۱۹۵۰، دوران «زندگی یکبار مصرف» فرا رسید. هنگامی که جنگ جهانی دوم پایان یافت، تلاشهای حفاظتی نیز پایان یافت. در سال ۱۹۵۵، مجله LIFE مطلب مهمی با عنوان «زندگی یکبار مصرف» منتشر کرد که این مفهوم را ترویج میداد که اقلام یکبار مصرف نه تنها رایج هستند، بلکه جنبهای اساسی از زندگی مدرن نیز هستند. این مقاله که اکنون به نظر میرسد تجلیلی از زباله است، به اتخاذ یک طرز فکر غیرمسئولانه نسبت به محیط زیست کمک کرد و منجر به ریختن گسترده زباله و عدم نگرانی یا دوراندیشی در مورد محیط زیست شد.
اولین بانک بطری بریتانیا:
در ۶ ژوئن ۱۹۷۷، استنلی ریس با سپردن یک شیشه خالی به اولین بانک بازیافت شیشه بریتانیا در بارنزلی، در یورکشایر جنوبی، تاریخساز شد. این اقدام ساده، آغاز گسترش بانکهای بطری در سراسر کشور بود که مردم میتوانستند بطریها و شیشههای خالی خود را برای جمعآوری و بازیافت در آنها بریزند. شیشه، که بینهایت قابل بازیافت است، معرفی بانکهای بطری را به یک نقطه عطف اساسی تبدیل کرد و بازیافت شیشه را برای همه ساده کرد. تولد نماد بازیافت «حلقه موبیوس» در سال ۱۹۷۰، شرکت کانتینر آمریکا مسابقهای را برای کشف نمادی جدید برای کاغذ بازیافتی ترتیب داد. در میان شرکتکنندگان، دانشجوی مهندسی ۲۳ ساله، گری اندرسون، بود که یک لوگوی ساده با فلشهای در هم تنیده ارائه داد. طرح او برنده شد و ۲۰۰۰ دلار جایزه نقدی برای او به ارمغان آورد و این نماد نمادین از آن زمان به طور کامل در آگاهی جمعی مردم تثبیت شده است.
گروه گزارش
