image 169

حافظ و ایران شناسان انگلیسی

محمود جعفری دهقی


بررسی موضوع حافظ و ایران شناسان انگلیسی اهمیت بسیاری دارد. دیرینه ترین آشنایی مغرب زمین با ایران بر اساس گزارش های مورخین باستان نظیر هرودوت و نیز کتاب مقدس بود که گزارش های آنها تا حدی مبهم است. فلاسفه و متفکرین ایرانی عصر اسلامی تاثیر بسیاری بر غرب نهادند و ترجمه لاتینی آثار ابن سینا و فارابی و دیگر فلاسفه اسلامی آنان را حتی با بزرگان فلسفه یونانی خودشان نیز آشنا کرد. اما ادامه آشنایی آنها در سده های میانه، یعنی عصر مغول و تیمور با نگارش سفرنامه ها و برداشت های غیر واقعی از شرق و ایران همراه شد. چنانکه تصور آنها از ایران با جادو گری وغول ها و اجنه و مردان دو سر و زنان ریش دار و غیره همراه بود.
ظهور عثمانی ها در قرون 16 و 17. در عهد صفوی دوران تازه ای از این آشنایی بود. سفر ریچارد جانسون و برادران شرلی به ایران در همین دوره بود. نگارش سفرنامه های هربرت و سر جان شاردن، و دیگر سفرنامه ها که تصویر واقعی تر از ایران نشان می داد بر ادبیات انگلیسی تاثیر بسیار داشت. برخی از کسانی که به معرفی نخستین شاعران ایران پرداختند عبارت بودند از:
1- آدام اولئاریوس آلمانی که می گفت: “هیچ ملتی به اندازه ایرانیان به شعر معتاد نیست”.
2- ژان شاردن فرانسوی که افزون بر سفرنامه اش فطعاتی از سعدی و حافظ و مولوی به فرانسوی، و آثاری از سعدی و حافظ به انگلیسی ترجمه کرد. از جمله ترجمه قطعه “یکی قطره باران” او از سعدی بر ویلیام جونز چنان تاثیر گذاشت که آن را برای تدریس به دانشجویان خود به کار برد.
یکی قطره باران ز ابری چکید – خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم؟ – گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید – صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار – که شد نامور لؤلؤ شاهوار
بلندی از آن یافت کو پست شد – در نیستی کوفت تا هست شد

باری کمپانی هند شرقی و نیاز انگلیسی ها به زبان و ادب فارسی دوران تازه ای از آشنایی آنان با زبان و ادب فارسی بود. اما نخست بگذارید مردی را معرفی کنم که نقش مهمی در معرفی فرهنگ ایران به انگلیسی ها داشت.

سر ویلیام جونز (1746 – 1794) ایران شناس معروف سده هجدهم میلادی مردی آزادمنش بود و بدون تعصب ادبیات شرق را می ستود. او کسی بود که بخشی درحدود 9 غزل و یک رباعی از اشعارِ حافظ را به انگلیسی ترجمه کرد. ترجمه او از غزل معروف حافظ با مطلع “اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را – به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را” حافظ را بر سر زبان ها انداخت. شیوه ترجمه او برگردان شعر به زبان روز بود به گونه ای که برای خواننده قابل فهم باشد. پس از ترجمه دیگری که جونز از شعر حافظ به زبان فرانسه منتشر کرد، راه برای ترجمه دیگر اشعار خواجه شیراز به زبان های دیگر گشوده شد. ترجمه های او بر لرد بایرون، پرسی شلی و توماس مور تاثیر فراوان داشت. اثر مهم او حافظ شاعر غزلسرای ایرانی است.
ترجمه اوستا و رمزگشایی خط میخی توسط هنری راولینسون، گروتفند و دیگران تحول تازه ای در مسیرایران شناسی بود. پس از ترجمه مجموعه کوچکی از غزلیات حافظ توسط کنت رویچکی به لاتینی در وین به سال 1771 جان ریچاردسون سه غزل حافظ را در لندن ترجمه و منتشر کرد.
رمانتیک های انگلیس: (دو نظر متفاوت دربارۀ شرق داشتند)
مثلا والتر سویج لندور و رابرت ساتی از اندیشه های اسلام و هندوییسم بی بهره بودند و علاقه ای به آن نداشتند. همچنین، لرد بایرون، توماس مور و سر والتر اسکات نیز با فلسفه و عرفان رابطه ای نداشتند. در حالی که هانت به بهره گیری از عرفان و اخلاق و ادبیات شرق شایق بود. این گروه از کلاسیک های انگلیسی بر آن بودند که نوشتن دربارۀ موضوعات شرقی از ضروریات است، چون شرق منبع الهام جدیدی برای آنها بود. این نظریه در فرانسه و آلمان نیز گسترش یافته بود. با این همه به طور کلی در تقلید از آثار شرقی صورت بر محتوا می چربید. یعنی غالبا از مفاهیم عرفانی شرق بهره چندانی نداشتند.
پاره ای از انگلیسی ها در این دوره بواسطه غرور و تعصب نمی خواستند شاعران و متفکرین ایرانی را همانند شاعران رم و یونان بدانند. برخلاف رمانتیک های آلمانی مانند گوته که همیشه عاشق بود و خالضانه به حافظ ارادت داشت و او را می ستود. بنابراین، گروهی از انگلیسی ها طرفدار زبان های شرقی و گسترش فرهنگ آن بودند در حالی که گروهی دیگر مخالف این نظر و طرفدار زبان انگلیسی و گسترش آن بودند. سرانجام گروه دوم در هند و کمپانی هند شرقی برنده شدند و آرزوهای سر ویلیم جونز در اشاعه زبان فارسی به نتیجه نرسید.
اما درباره ترجمه شعر حافظ باید گفت که به خاطر ابهام شاعرانه ای که در شعر او موج می زند و نیز موسیقی کلام و ویژگی های فلسفی و عرفانی آن همواره برای شاعران و مترجمین انگلیسی زبان از دشواری های بسیار برخوردار بوده است. به واج های کشیده این بیت بنگرید که چگونه ریتم و موسیقی در شعر حافظ ایجاد می کند:

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
از این روی از دیرباز توجه به ترجمه شاعران دیگری چون سعدی به سبب روانی و عذوبت اشعار او افزون تر بوده است.
سده نوزدهم میلادی از جهت آشنایی انگلیسی ها از طریق کمپانی هند شرقی با ادبیات فارسی و شعر حافظ اهمیت بسیار دارد. پس از ویلیام جونز که به او اشاره کردم، در اوایل سده نوزدهم ترجمه هایی از شعر حافظ بوسیله جان نات، ریچاردسون، هندلی، و لیدن انتشار یافت. همه اینها از روش ویلیام جونز پیروی می کردند. در اواخر قرن نوردهم توجه تازه ای به ترجمه انگلیسی شعر حافظ صورت گرفت. ویلبر فورس کلارک در سال 1891 ترجمه کامل تری از دیوان حافظ در کلکته منتشر کرد که بعدها مورد استفاده گوته قرار گرفت.
اما نظریه تازه ای که ادوارد فیتزجرالد، مترجم رباعیات خیام نسبت به غزلیات حافظ ارائه کرد تحول تازه ای در روش ترجمه ایجاد نمود. وی برآن بود که باید فرم شرقی شعر حافظ را حفظ کرد و نباید آن را به فرم شعر روز، یعنی قرن نوزدهم درآورد. او می گفت بهتر است شعر حافظ به طرز شرقی مبهم باشد تا به فرم اروپایی واضح. به هر حال، امروزه پژوهشگران چگونگی ترجمه شعر حافظ را به چند دسته تقسیم کرده اند. الف. روش ترجمه تحت الفظی که خود ممکن بود منثور یا منظوم باشد؛ و روش دوم ترجمه آزاد که آن نیز ممکن بود منثور یا منظوم باشد.

image 169


الف. گروهی که سعی بر ترجمه تحت اللفظی اشعار نموده اند، هدف آنها امانت داری هم از لحاظ لفظ و هم از جهت معنی بوده است. این گروه بیشتر به ترجمه منثور روی آورده اند و براین باوربودند که از این طریق امکان بیشتری برای معرفی اندیشه حافظ خواهند داشت. هرچند در میان این گروه ترجمه های منظوم نیر دیده می شود.
ب. گروهی دیگر خود را از ترجمه تحت اللفظی رها کرده و به ترجمۀ آزاد شعر حافظ پرداخته اند. در این گروه نیز دو شیوه منظوم و منثور مشاهده می شود. در این میان برخی ترجمه ها دارای قافیه اند و برخی به وزن هجایی روی آورده اند.
در میان ترجمه های منثور شعر حافظ می توان به ادوارد بایلز کاول، ساموئل رابینسون و جاستین مک کارتی اشاره کرد. ترجمه های این گروه به نثری آهنگین و شورانگیز بیان شده و در کار خود بیش از دیگران توفیق یافته اند. اگر چه گروهی از این دست نیز در کار خود ناموفق بوده اند.
در میان طرفداران ترجمه های منظوم می توان از والتر لیف ( ۱۸۵۲ –۱۹۲۷) نام برد. وی بانکدار و پژوهشگر مطالعات یونانی بود. او نسخه‌ای از ایلیاد هومر را منتشر کرد و به مدت چندین سال مدیر بانک وستمینستربود و در نهایت به ریاست آن منصوب شد. لیف ۲۶ غزل و یک قطعه حافظ را به انگلیسیِ موزون ترجمه کرد و آن را در کتابی با عنوانِ ترجمه‌هایی از حافظ، رساله‌ای در وزنِ شعرِ فارسی منتشر کرد. لیف تلاش کرد تصویری از وزن و قافیه را در شعرِ حافظ به خوانندهٔ انگلیسی‌زبان القا کند. وی به ویژگی غزل و استقلال هر بیت و در عین حال انسجام درونی کل غزل توجه داشت و در یادداشت های خود به آن اشاره می کرد. کار او از جمله موفق‌ترین ترجمه‌های شعر حافظ است. هر غزل را در آغاز تقطیع کرده و سپس به ترجمه غزل پرداخته است. وی هم ویژگی های ظاهری شعر حافظ را حفظ کرده و هم به مفاهیم و محتوای شعر او وفادار بوده است. بدین ترتیب، او و پیروان این سبک همچون جان پین و پل اسمیت سعی در تقلید از قافیه و وزنِ اصلیِ شعر داشته اند و برآن بوده اند که قالب شعر فارسی را در انگلیسی حفظ کنند.
اما گروهی دیگری از این دسته که طرفدار شعر منظوم بودند برآن شدند تا فرم های منظوم انگلیسی را بر شعر حافظ تحمیل کنند و ظاهرا توفیق چندانی به دست نیاوردند. در این میان ترجمه خانم گرترود بل از شعر حافظ کاملا استثنا است. گرترود بل سیاح و سیاستمدار انگلیسی بود که مدتی نیز در ایران به سر برد. ترجمهٔ ۴۳ غزل از حافظ و چاپ آن در سال ۱۸۹۷ م با عنوانِ اشعاری از دیوانِ حافظ از موفق‌ترین ترجمه‌های انگلیسی است. وی سبکی میان شیوه جونز و فیتزجرالد را برگزید. با توجه به ترجمه او از نظرِ حفظِ امانتداری نسبت به اصلِ اشعار و کیفیت و موسیقی شعر حافظ می توان به جرات گفت کار او یکی از بهترین ترجمه های آهنگین و دقیق شعر حافظ به زبان انگلیسی است. افزون بر این، ترجمه فرانک روندال نیز در این گروه قابل استفاده بوده است.
اما عدمِ تمایل به تحمیلِ یک فرمِ خارجی بر غزلِ کلاسیکِ فارسی، بعضی مترجمانِ مدرن را به استفاده از قالبِ شعرِ آزاد ترغیب کرده است. با این همه، برخی از ترجمه‌های اولیه در شعرِ آزاد حتی نمی‌توانند جلوه‌ای از عظمتِ شعرِ حافظ را ارائه دهند. در میان ترجمه‌های آزاد، ترجمه‌های آربری و جان هیث استابس احتمالاً بهترین نمونه از این نوع ترجمه‌ هستند.

آرتور آربری (1905- 1969) در ۱۹۴۴ پس از کناره‌گیری مینورسکی از استادی زبان فارسی دانشگاه لندن، به جای او انتخاب شد. دو سال بعد به مقام استادی رشتهٔ عربی و ریاست بخش مطالعات خاورمیانه در دانشگاه لندن ارتقاء یافت. در ۱۹۴۷ پس از استعفای استوری، کرسی استادی زبان عربی در کمبریج یعنی همان کرسیی که قبلاً در اختیار ادوارد بروان و رینولد نیکلسون بود به او واگذار شد و تا پایان عمر در کمبریج ماند. بر اثر مساعی وی در کمبریج کرسی مستقلی برای تدریس زبان و ادبیات فارسی ایجاد گردید. او عضو وابستهٔ فرهنگستان ایران و مصر و مجمع علمی دمشق و نایب رئیس کمیتهٔ ترجمهٔ یونسکو بود و در ۱۹۴۸ انجمن خاورشناسان بریتانیا را تشکیل داد. آثار وی از نظر تنوع و تعدد و نیز جامعیت آرایی که عرضه می‌کند، و نیز به سبب نثر روان و بیان ساده و شاعرانه‌ای که در نگارش یا ترجمه به کار می‌برد، از شهرت فراوانی برخوردار است. ترجمهٔ وی از قرآن مجید گرچه از صحت و دقت کافی بهره‌مند نیست، مشهورترین ترجمهٔ انگلیسی قرآن به‌شمار می‌آید. آربری ترجمهٔ ۵۰ غزل حافظ را همراه با متن اصلی دیوان او در سال ۱۹۴۷ م. منتشر کرد. وی در مقاله ای راجع به استقلال ابیات و درعین حال انسجام درونی غزل حافظ اظهار می دارد که آنها “مروارید هایی شرقی اند که به بند کشیده شده اند” و از انسجام کاملی برخوردار اند.
یکی دیگر از مترجمین توانای شعر حافظ پیتر ایوری (Peter Avery د. 2008) استاد زبان فارسی دانشگاه کمبریج بود. وی با همکاری جان هیث استابز ۳۵ غزل حافظ را با عنوانِ حافظ شیرازی در سال ۱۹۵۲ به ‌شیوه‌ای منظوم و دلنشین منتشر نمود. آخرین اثر ایوری ترجمهٔ مجموعه غزلیاتی از حافظ شیرازی بود که یک سال پیش از مرگش در لندن منتشر شد. این اثر از بهترین ترجمه‌های شعرِ حافظ به انگلیسی است.
در میان مترجمانی که روش آزاد را در ترجمه شعر حافظ برگزیده اند، گروهی به پیروی از روش ادوارد فیتزجرالد در ترچمه رباعیات خیام، هم قالب و هم محتوای شعر حافظ را دگرگون کردند. از این گروه رینولد نیکلسون و الیزابت بریجز و بازیل بانتینگ را می توان نام برد.
رینولد نیکلسون (تولد 1868) به راهنمایی ادوارد بروان با ادبیات فارسی آشنا شد. او در کنار ترجمۀ آثار مهم نظم و نثر فارسی به ترجمۀ حافظ نیز پرداخته است. این گروه گاه ترجمه های ارزنده ای به دست داده اند.
اما برخی از این گروه را نمی توان مترجم شعر حافظ قلمداد کرد. زیرا آنها کسانی بودند که از شعر حافظ متاثر بودند اما شعر خود را با الهام از شعر حافظ می سرودند. کلمن بارکس، الیزابت بریجز در زمره این گروه اند.
بازیل بانتینگ (1900-1985) از جمله شاعران سرشناس انگلیسی است. وی مدتی در میان ایل بختیاری به سر برد و مدتی نیز معاون کنسول انگلیس در اصفهان بود. وی از شاگردان ازراپاند بود و در ترجمه آزادش از شعر حافظ سعی کرد که فضای شعر او را مجسم کند.
برخی از همین گروه که به ترجمه آزاد پرداختند در عین حال شعر حافظ را با زبانی ساده ترجمه کردند. جولی اسکات میثمی، رابرت ریدر و مایکل هیلمن در شمار این گروه اند.
این مقاله برگرفته از منابع زیر است:
1- کتاب تاثیر ادبیات فارسی در ادبیات انگلیسی دکتر حسن جوادی و 2- مقاله مفصل و ارزشمند حافظ تالیف دکتر اضغر دادبه و دکتر مجدالدین کیوانی در دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.

گروه گزارش

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *