image 2

سکانس آخر زندگی خسرو سینایی سینماگر پیشکسوت

سکانس آخر زندگی  خسرو سینایی  سینما گر پیشکسوت رقم  خورد و این کارگردان، فیلم‌نامه نویس و آهنگساز ۷۹ ساله سینمای ایران بر اثر ابتلا به کووید – ۱۹ جان باخت. سینایی تحصیلکرده آکادمی هنرهای نمایشی و تئوری موسیقی از کنسرواتور وین بود و برای فیلمنامه “عروس آتش” جایزه سیمرغ بلورین و برای کارگردانی “هیولای درون”، لوح زرین بهترین کارگردانی از جشنواره فجر را دریافت کرده بود

سینایی، به دلیل ساخت فیلم مستند “مرثیه گمشده”، از دولت لهستان نشان ویژه گرفته بود. این فیلم سرگذشت هزاران لهستانی را روایت می‌کند که در سال‌های جنگ دوم به ایران مهاجرت کردند در این بخش نگاهی داریم به زندگی و فعالینهای هنری او .

خسرو سینایی روز نهم دی ۱۳۱۹ در شهر ساری به دنیا آمد و پس از تحصیل در دبیرستان البرز تهران، برای ادامه تحصیل به وین، پایتخت اتریش رفت. او نوه دختری عفت سیاح سپانلو (کحال) است که از او به عنوان اولین زن سردبیر نشریات ایران نام می برند.

سینایی در وین، به مدت چهار سال به تحصیل معماری در دانشگاه فنی وین پرداخت و سه سال نیز در دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین در رشته موسیقی آموزش دید.

سینایی همچنین دانشآموختهکارگردانی سینما و تلویزیون و فیلمنامهنویسی از آکادمی هنرهای نمایشی وین بود. او در پایان تحصیلش فیلم کوتاه “ماهیگیری” را ساخت که بر اساس داستانی از ولف دیتریش شنوزه، یک نویسنده آلمانی بود.

او همچنین وقتی ۲۲ ساله بود، مجموعه شعری را با عنوان “تاول‌های لجن” منتشر کرد.

در سال ۱۳۴۶ به ایران بازگشت و در وزارت فرهنگ و هنر مشغول به کار شد و در مدت پنج سالی که در این وزارتخانه بود، هشت فیلم کوتاه و نیمه‌بلند ساخت.

“آوایی که عتیقه می‌شود” درباره یک لحافدوز دوره‌گرد، “آنسوی هیاهو” درباره نوجوانان ناشنوا و مدرسه باغچه‌بان، “پرستش” درباره مسجدشاه اصفهان و گردشگرانش، “سردی آهن” درباره محمد نصیری، قهرمان وزنه‌برداری، “فلوت” درباره شعبده‌باز پیری که به نوجوانان شعبده‌‌بازی می‌آموزد، “یک سرزمین، یک روز، یک راه” درباره کتابخانه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سراسر ایران، “حاج مصورالمُلکی” درباره حاج مصورالملکی اصفهانی، هنرمند مینیاتوریست، حاصل این دوره است.

image 2

فیلم ۴۵ دقیقه‌ای “۲۵ سال هنر ایران” درباره نمایشگاه ۲۵ سال هنر ایران و نقاط مشترک و تضادهای هنرمندان رشته‌های مختلف هنری این کشور نیز برای وزارت فرهنگ و هنر ساخته شد، اما به گفته خودش “اجازه انتشار نیافت و بعدها نابود شد“.

همچنین در همان سال‌ها، سینایی فیلم کوتاه “شرح حال” را ساخت که درباره مجسمه‌های آهنی ژازه طباطبایی بود و در جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کوتاه در کراکو لهستان در سال ۱۹۷۵ نمایش داده شد.

سینایی بعدا در سال ۱۳۷۶، با فیلم مستند-داستانی دیگری به نام “کوچه پائیز” بار دیگر به این هنرمند پرداخت و سرگذشت نگارخانه “هنر جدید” از اقدامات موثر ژازه طباطبایی را موضوع فیلم قرار داد.

اما سینایی پس از وزارت فرهنگ و هنر، در سال ۱۳۵۱ به عنوان تهیه‌کننده، فیلمنامه‌نویس، کارگردان و تدوینگر، به تلویزیون ملی ایران رفت.

او در مدت سه سالی که در تلویزیون بود آثار پراکنده‌ای نظیر دو قسمت از یک سریال ناتمام به عنوان “شما روی صفحه تلویزیون” و فیلم کوتاه “حسین یاوری” درباره یک نوازنده نابینای نی ساخت.

همچنین سینایی در همین سال‌ها مشغول تحقیق و نوشتن فیلمنامه “مرثیه گمشده” بود که پس از بیش از ده سال، کار آن در سال ۱۳۶۲ به پایان رسید. این فیلم ۹۵ دقیقه‌ای درباره آوارگان لهستانی است که در سال‌های جنگ دوم جهانی (۱۹۴۲۱۹۴۱) از سیبری به ایران آورده شدند.

او بعدا در سال ۱۳۸۷ برای این فیلم نشان ویژهکشور لهستان را در حاشیه یک جشنواره سینمایی از دستان رییس‌جمهور این کشور دریافت کرد.

در همان سال‌های آغازین پس از انقلاب، خسرو سینایی فیلمی با مضمون انقلاب ایران ساخت: “زنده باد” (۱۳۶۱). داستان این فیلم درباره جوانی انقلابی است که در جریان تعقیب و گریز با مامورین ساواک، به خانه دوستش که آدم محافظه‌کاری است پناهنده می‌شود.

مضمون انقلاب در فیلم سینمایی “هیولای درون” محصول سال ۱۳۶۳ نیز ادامه داشت که این بار درباره سرنوشت یک مامور ساواک پس از انقلاب است. او به همراه یکی از دوستانش به روستایی دورافتاده پناه می‌برد تا به خارج از کشور بگریزد، اما سرانجام خودکشی می‌کند.

در سال‌های ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴ دو فیلم سی دقیقه‌ای “سفر به تاریخ” و “ابرشهر پیررا درباره نیشابور ساخت که به گذشته و حال این شهر می‌پردازد. سپس فیلم یادداشت‌هایی بر سه سفر” را ساخت که درباره ماهیگیری در خلیج فارس بود.

فیلم سینمایی “یار در خانه و …” که در سال ۱۳۶۶ ساخته شد، مضمونی هویتی و وطن‌پرستی دارد. سهراب، شخصیت اصلی این فیلم گمان می‌کند مادر و پدرش لهستانی‌اند، اما در پایان به این حدس نادرست خود پی می‌برد و مادرش را در

یکی از آخرین کارهای سینایی ساخت یک مستند بود.در سال ۱۳۹۳ او فیلم مستند “جزیره رنگین” را ساخت که بر اساس تلاش‌های احمد نادعلیان، هنرمند ایرانی در جزیره هرمز برای است. او به زنان و دختران این جزیره یاد داده بود که چگونه با شن‌های رنگی این جزیره روی شیشه نقاشی کنند و به گردشگران بفروشند: “به چند دلیل فکر کردم این موضوع ظرفیت بالایی برای ساخت فیلم دارد. اول اینکه، هر کس در هر گوشهای از این کشور می‌تواند مستقل و بدون حمایت دولت، کار مفید و سازنده انجام دهد. دوم اینکه، جزیره هرمز با وجود ظرفیتهای بسیاری که در دل خود دارد، متاسفانه کمتر دیده شده است.”

خسرو سینایی از چند روز قبل به دلیل عفونت ریه، زیر دستگاه تنفس مصنوعی قرار داشت و پیش از ابتلا به کرونا، به‌ خاطر یک عمل جراحی مدتی در بیمارستان بستری بود.

گروه گزارش

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *