“آژنگ نیوز”:اتهام زدن به پسر شیخ فضلالله نوری مبنی بر اینکه او طنابدار را به گردن پدرش انداخته است، یکی از کثیفترین دروغها و جنگهای روانی دوران مشروطه و پس از کشته شدن شیخ بود. این شایعهپراکنی آنقدر گسترده شد که حتی در برخی کتب تاریخ غیرتخصصی نیز تکرار شد، اما اسناد تاریخی و خودِ فرزند شیخ، این دروغ را به طور کامل افشا کردند.
مبنای شایعه چه بود؟
پس از فتح تهران توسط نیروهای مشروطهخواه (به رهبری سردار اسعد بختیاری و باکرزاده) در تیرماه ۱۲۸۸، شیخ فضلالله نوری دستگیر، محاکمه و در میدان توپخانه (عصر ارک فعلی) به دار آویخته شد.
مدت کوتاهی پس از این اعدام، شایعهای عجیب در بازار و مطبوعات آن زمان پخش شد که میگفت: «پسر شیخ فضلالله (شیخ احمد)، به دلیل اختلافات شخصی با پدرش یا برای اثبات وفاداری به مشروطه، خودش پای چوبه دار رفت و طناب را به گردن پدرش انداخت!» این شایعه به شدت در میان مردم دست به دست شد و هدف آن تخریب کامل چهره شیخ و نشان دادن فروپاشی خانوادگی او بود.
واکنش شیخ احمد نوری (پسر شیخ)
شیخ احمد نوری که در زمان اعدام پدرش در کنار او بود و عمیقاً متأثر و خردسته شده بود، وقتی این خبر را شنید، به شدت برآشفت. او این اتهام را نه فقط یک تهمت ساده، بلکه «کفرنوشت» و بزرگترین هتک حرمت به پدر و خاندانش دانست.
اعتراضات شفاهی و علنی: او در مجالس، مساجد و در میان علماء و بازاریان که با او ارتباط داشتند، با صدای بلند این دروغ را رد کرد و تاکید کرد که نه تنها او طنابدار را به گردن پدرش نینداخته، بلکه در آن لحظات وحشتناک، هیچ قدرتی برای انجام چنین کاری نداشته است.

اعتراض کتبی و شکایت رسمی: شیخ احمد، یک شکایتنامه کتبی و مفصل تنظیم کرد و آن را خطاب به حاکمان وقت، علمای اطمینان و حتی نشریات منتشر کرد. در این نامه، صراحتاً از کسانی که این شایعه را ساخته و پخش کرده بودند (که برخی از آنها را نام میبرد) شکایت کرد و خواستار محاکمه آنها به اتهام افترا و توهین به یک خاندان روحانی شد. او در نامه خود نوشت که چگونه در لحظه اعدام، مأموران به او اجازه نزدیک شدن به پدر را ندادند و او از دور شاهد آن صحنه دلخراش بوده است.
حقیقت تاریخی چه بود؟
بر اساس خاطرات شاهدان عینی (از جمله برخی از نیروهای انقلابی خودِ مشروطهخواه که بعداً نوشتهاند) و اعترافات شیخ احمد: هنگام اعدام، شیخ احمد و برادرش به همراه سایر بستگان دستگیر شده بودند. نیروهای بختیاری و انقلابی، آنها را در فاصلهای دورتر نگه داشتند تا نتوانند کاری کنند یا هیجانی ایجاد کنند. طنابدار توسط مأموران اجرای حکم (نیروهای مسلح بختیاری و انقلابیون) به گردن شیخ فضلالله انداخته شد و هیچیک از خویشاوندان او حتی اجازه نزدیک شدن به چوبه دار را پیدا نکردند.
شایعه انداختن طناب به گردن شیخ فضلالله نوری توسط پسرش، یکی از بدترین نمونههای دروغپراکنی سیاسی در تاریخ معاصر ایران است. کوششها و شکایتهای مکتوب شیخ احمد نوری اگرچه نتوانست آن روزها آنطور که باید در مطبوعاتِ مسلطِ مشروطهخواه (که بیشتر در دست دشمنان شیخ بود) بازتاب یابد، اما در اسناد تاریخی باقی ماند و امروزه برای محققان تاریخ ثابت شده است که این اتفاق هیچگاه رخ نداد و صرفاً یک تهمت سیاسی بوده است.
گروه تاریخ
