“آژنگ نیوز”:تیم فوتبال هنرمندان ایران در دهه ۴۰ شمسی (بهویژه سال ۱۳۴۶) یکی از پدیدههای بسیار جذاب، پرطرفدار و نوستالژیک در تاریخ ورزش و هنر ایران بود. در آن دوران، فوتبال در ایران به شدت در حال محبوب شدن بود و سینما و موسیقی نیز در اوج شکوفایی خود قرار داشتند. ترکیب این دو عرصه، مسابقاتی را خلق کرد که مردم تهران و شهرستانها برای تماشای آن دیوانه میشدند.
این تیم یک تیم رسمی و لیگی نبود، بلکه برای برگزاری مسابقات نمایشی و خیریه تشکیل میشد. هدف اصلی این مسابقات، جمعآوری کمکنامه برای ساخت مدرسه، بیمارستان، کمک به زلزلهزدگان یا حمایت از نهادهایی مثل کمیته امداد و هلال احمر بود.

ترکیب تیم و نقش افراد نامبرده شده
حضور این چهرهها در زمین فوتبال، تنوع جذابی داشت؛ از بازیکنان حرفهای گرفته تا ستارگان سینما و موسیقی:
عزیز اصلی (ستاره واقعی تیم): ایشان کلید اصلی این تیم بودند. عزیز اصلی پیش از اینکه به عنوان بازیگر در سینما (فیلمهایی مثل «دختران باکره» و «قیصر») معروف شود، دروازهبان تیمهای شاهین و تاج (استقلال فعلی) بود. او در تیم هنرمندان نقش دروازهبان و کاپیتان را بر عهده داشت و به تیم اعتبار ورزشی واقعی میداد. گاهی لاییکشیهای او درون دروازه باعث تشویق طولانی تماشاگران میشد.
بهروز وثوقی (مهاجم محبوب تماشاگران):در ۱۳۴۶ او ستاره فیلمهای «دختران باکره»، «رئیسهفترنگ» و «فراری» بود. بود. وثوقی که خود علاقه زیادی به ورزش (بهویژه بدنسازی و بوکس) داشت، معمولاً در پست مهاجم بازی میکرد. حضور او باعث میشد استادیومها (بهویژه امجدیه) مملو از تماشاگران شود که برای دیدن «قهرمان سینما» به ورزشگاه آمده بودند.
اکبر گلپایگانی (معجزهگر میانی زمین): «گلپا» خواننده محبوب موسیقی سنتی، برخلاف ظاهر آرامشاش، فوتبالیست بسیار توانمندی بود. او در تیم هنرمندان معمولاً در پست هافبک بازی میکرد و استقامت و تکنیک خوبی داشت. جالب است بدانید اکبر گلپایگانی در جوانی پیشنهاد حرفهای بازی در تیمهای فوتبال را داشت اما ترجیح داد موسیقی را انتخاب کند. پاسهای دقیق او در این مسابقات همیشه تحسین برانگیز بود.
تقی ظهوری (بازیکن خلاق و شاد): این بازیگر پیشکسوت و محبوب سینما و تئاتر که بیشتر در نقشهای کمدی و پدرانه میدرخشید، در زمین فوتبال نیز روحیه تیم را بالا میبرد. او سن بیشتری نسبت به بقیه داشت و بیشتر در پستهای دفاعی یا هافبک دفاعی بازی میکرد، اما حضورش با شوخیها و تشویقهایش به تیم حال و هوای صمیمی میداد.
حمید قنبری: ایشان نیز از بازیگران فعال سینما و تلویزیون آن دوره بودند (برادر جلال قنبری، دوبلور و بازیگر معروف). او یکی از بازیکنان باانگیزه تیم بود که در پستهای مختلف (معمولاً دفاع یا هافبک) به میدان میرفت و حرکات ترکیبی با وثوقی یا گلپایگانی را هدایت میکرد.
مشخصات مسابقات در سال ۱۳۴۶
محل برگزاری: تمامی این مسابقات در استادیوم امجدیه (تنها استادیوم بزرگ تهران در آن زمان) برگزار میشد.
حریفان تیم هنرمندان: این تیم معمولاً بازی دوستانه با تیم منتخب ورزشکاران (شامل فوتبالیستهای ملیپوش مثل نصرالله عبداللهی، علی پروین در جوانی، یا کشتیگیران و وزنهبردارانی که فوتبال بازی میکردند) یا تیم روزنامهنگاران و گزارشگرهای ورزشی انجام میداد.
قوانین خاص: چون تیم هنرمندان نمیتوانست از نظر تکنیکی با تیمهای حرفهای رقابت کند، معمولاً قوانین طنز یا تسهیلکنندهای وجود داشت. مثلاً ملیپوشان حق نداشتند با دو پا تکل بزنند، یا باید با یک پا فوتبال بازی میکردند تا بازی برابر شود!
لباسها: هنرمندان معمولاً با لباسهای ساده (مثلاً پیراهنهای ساده رنگی و شورت) بازی میکردند و پشت لباسهایشان به جای شماره، نام هنریشان یا نام فیلم معروفشان (مثل پشت پیراهن وثوقی نوشته میشد: “قیصر” یا “فراری”) نقش میبست.
اتمسفر و فضای استادیوم
فضای این مسابقات اصلاً شبیه فوتبالهای جدی نبود. در زمین، بهطور مداوم میخکند و میخندیدند. گاهی در حین بازی، گلپایگانی شروع به آواز خواندن میکرد، یا ظهوری یک شوخی تئاتری انجام میداد و تماشاگران از خنده رودهبر میشدند. وقتی توپ به سمت دروازه میرفت، عزیز اصلی با واکنشهای آکروباتیک (که یادگار دوران دروازهبانی حرفهایاش بود) آن را دفع میکرد و تشویق میشد.
وقتی بهروز وثوقی گل میزد (که با کمک پاسهای گلپایگانی زیاد اتفاق میافتاد)، صدای فریاد زنان تماشاگر در استادیوم امجدیه طنینانداز میشد؛ اتفاقی که در آن دوران بسیار خاص و توجهبرانگیز بود.
سایر هنرمندانی که در این دوران (حدود ۴۶-۵۰) در تیم حضور داشتند:
غلامحسین بهمنیار (بازیگر و ورزشکار)
ناصر ملکمطیعی (که گاهی در کنار زمین حضور داشت و گاهی بازی میکرد)
منوچهر دقیقی (کارگردان که علاقه زیادی به این مسابقات داشت)
جعفر والی (بازیگر سینما)
در واقع تیم فوتبال هنرمندان در سال ۱۳۴۶، نمادی از هنر و ورزش ایران پیش از انقلاب بود. این تیم، پلی بود میان خانوادهها که در خانههایشان عاشق فیلمهای بهروز وثوقی و صدای اکبر گلپایگانی بودند و حالا میدیدند که این بزرگان، برای یک کار خیر، با لباس ورزشی و در گرمای استادیوم امجدیه عرق میریزند و با هم میخندند. عزیز اصلی به عنوان حلقه وصل ورزش حرفهای و هنر، نقش بسزایی در باورپذیر کردن این تیم در نگاه مردم داشت.
گروه تاریخ
