“آژنگ نیوز”:مقامات محلی در ایالات متحده در حال ممنوع کردن مراکز داده هستند؛ این در حالی است که بیش از نیمی از آمریکاییها میگویند در مورد هوش مصنوعی، بیش از آنکه هیجانزده باشند، نگرانند. آیا این ممنوعیتها منطقی است؟
مرکز داده (Data Center) چیست؟
مرکز داده ساختمانی بزرگ و بسیار امن است که مملو از رایانهها و سایر زیرساختهای فیزیکی است که دنیای دیجیتال بر پایه آنها بنا شده است. قدمت این مراکز به چندین دهه قبل بازمیگردد (به گفته IBM، از دهه ۱۹۴۰ و در قالب «اتاقهای سرور» وجود داشتهاند)، اما اینترنت، رایانش ابری و اکنون بهکارگیری گسترده هوش مصنوعی، نیاز به مراکزی عظیم – و امروزه مراکز «هایپراسکال» (hyperscale) یا فوقمقیاس – را بهشدت افزایش دادهاند. امروزه، بخش عمدهای از فعالیتهای روزمره ما در فضای آنلاین – از جستجو در گوگل و امور بانکی گرفته تا تماشای آنلاین (استریم) محتوا در نتفلیکس – به قدرت پردازشی و قابلیتهای ارتباطیِ مستقر در مراکز داده وابسته است. آمار دقیق و واحدی از تعداد این مراکز در جهان وجود ندارد، زیرا تعریف پذیرفتهشده و جهانیِ مشخصی برای اینکه یک تأسیسات چه ابعادی باید داشته باشد تا «مرکز داده» محسوب شود، در دست نیست. با این حال، در خصوص مراکز داده بزرگ که بهصورت تجاری توسط شرکتهایی نظیر ارائهدهندگان خدمات ابری اداره میشوند، حدود ۱۱ تا ۱۲ هزار مرکز در سراسر جهان وجود دارد که بخش عمده آنها در ایالات متحده واقع شدهاند.

درون یک مرکز داده چه چیزهایی وجود دارد؟
یک مرکز داده معمولی شامل موارد زیر است: سرورها (رایانههای قدرتمندی که دادهها را پردازش، ذخیره و توزیع میکنند)؛ تجهیزات شبکه (برای اتصال سرورها به اینترنت)؛ سیستمهای خنککننده پیشرفته (زیرا در غیر این صورت، رایانهها بهشدت داغ شده و از کار میافتند)؛ و زیرساختهای تأمین برق (مانند پستهای برق، ژنراتورهای پشتیبان و باتریها). در دهههای اخیر، ابعاد مراکز داده بسیار بزرگتر شده است و شرکتهای موسوم به «هایپراسکالر» (hyperscaler) – نظیر مایکروسافت، گوگل و متا – پردیسهای عظیمی با مساحت چندین هکتار (یا ایکر) احداث کردهاند. یک مرکز داده با ۱۵۰ رک (قفسه) که هر کدام ۲۵ سرور را در خود جای دادهاند، معادل ۳۷۵۰ سرور است؛ اما چنین مرکزی دیگر «بزرگ» محسوب نمیشود. بر اساس گزارش «شرکت بینالمللی داده» (IDC)، یک «مرکز داده هایپراسکال» واقعی مرکزی است که حداقل ۵۰۰۰ سرور داشته باشد، دستکم ۱۰ هزار فوت مربع (حدود ۹۳۰ متر مربع) فضای فیزیکی اشغال کند و بیش از ۱۰۰ مگاوات انرژی مصرف نماید. البته امروزه بسیاری از این مراکز بسیار فراتر از این ابعاد هستند. یک مرکز داده هایپراسکال میتواند هزاران رک و صدها هزار سرور را در خود جای دهد که همگی در سایتهایی وسیع با مساحت صدها هکتار (یا ایکر) بنا شدهاند.
چرا مراکز داده بحثبرانگیز هستند؟
بخش عمدهای از پوشش رسانهای واکنشهای منفی (یا «انتقادات فنی») علیه مراکز داده، بر بیاعتمادی به شرکتهای بزرگ فناوری و هوش مصنوعی و ترس از دست دادن شغل متمرکز است. طبق گزارش اخیر مرکز تحقیقات پیو، بیش از نیمی از آمریکاییها میگویند که بیشتر نگران استفاده روزافزون از هوش مصنوعی در زندگی روزمره هستند تا اینکه هیجانزده باشند. اما به گفته اکونومیست، منابع اصلی مخالفت، پیش پا افتادهتر هستند. نظرسنجیها نشان میدهد که آنچه مردم را در مورد این مراکز نگران میکند، تأثیر محلی ادراکشده آنهاست. در نظرسنجی اخیر فاکس نیوز، ۷۵٪ از پاسخدهندگان نگرانیهایی مانند مصرف انرژی، قبوض آب و برق، اختلال در ساخت و ساز و ترافیک را دلیل اصلی مخالفت خود با یک مرکز داده در منطقه خود عنوان کردند. تنها ۱۱٪ به خود هوش مصنوعی اشاره کردند.
سیاستهای پیرامون ساخت مراکز داده
بیش از ۵۰۰ شهرستان و شهرداری در ایالات متحده ممنوعیت یا تعلیق مراکز داده را تصویب کردهاند، در حالی که دهها پروژه پیشنهادی کنار گذاشته شدهاند. گروه تحقیقاتی Data Centre Watch محاسبه میکند که گروههای مردمی حداقل ۷۵ پروژه مرکز داده به ارزش حدود ۱۳۰ میلیارد دلار را تنها در سه ماه اول سال ۲۰۲۶ مسدود یا به تأخیر انداختهاند. این نزدیک به ۱۵۶ میلیارد دلار تأسیساتی است که در کل سال ۲۰۲۵ مختل شدند. نکته قابل توجه دیگر این است که سیاستمداران چقدر سریع موضع خود را تغییر دادهاند. گرگ ابوت، فرماندار جمهوریخواه تگزاس، زمانی این ایالت را به عنوان «مرکز توسعه هوش مصنوعی» معرفی کرد – این ایالت بیشترین افتخار را در بین ایالتها به جز ویرجینیا دارد. با این حال، هفته گذشته، که اکنون برای انتخاب مجدد آماده میشود، گفت که مراکز داده با زیادهروی «گور خود را کندهاند». در سراسر ایالات متحده، این موضوع به طور غافلگیرکنندهای به یک میدان نبرد کلیدی در انتخابات میاندورهای ایالات متحده تبدیل شده است، با برخی مخالفان غیرمنتظره (جمهوریخواهان) و حامیان غیرمنتظره (دموکراتهای تحت حمایت اتحادیهها) توسعه. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، با ظرافت و درایت همیشگی خود اظهار داشت: «تنها دلیلی که جوامع در سراسر ایالات متحده نباید مراکز داده بخواهند این است که بخواهند در نهایت عقبمانده و فقیر شوند. اگر میخواهند موفق و ثروتمند باشند، با مالیاتها و مشاغل بسیار کمتر در همه جا، اجازه دهند دادهها سلطنت کنند.» او ادعا کرد که چین از واکنش شدید ایالات متحده خوشحال است. «اگر ما مرغ تخم طلا را بکشیم، فقط خودتان را سرزنش خواهید کرد.»
آیا دونالد ترامپ در مورد مراکز داده درست میگوید؟
شاید. اکونومیست میگوید: «رأیدهندگان و سیاستمداران به طور یکسان اشتباه بزرگی مرتکب میشوند» که مانع رشد مراکز داده میشوند. یک افسانه رایج این است که مراکز داده آب بیپایانی را میبلعند. در واقع، یک مرکز متوسط تقریباً به اندازه دو زمین گلف آب مصرف میکند و اگر آب خود را بازیافت کند، همانطور که اکنون بسیاری این کار را میکنند، بسیار کمتر. نگرانیها در مورد مصرف انرژی معتبرتر است، اما شواهد کمی وجود دارد که آنها قیمت انرژی را برای خانوارها افزایش میدهند. در عوض، با افزایش تقاضا، هزینههای ثابت زیرساخت را بین کیلووات ساعتهای فروخته شده بیشتر تقسیم میکنند. و در هر صورت، «پاسخ به تقاضاهای رقابتی»
در مورد منابع – چه آب، برق یا چیز دیگری – این است که آنها را بر اساس کمبودشان قیمتگذاری کنیم، و از این طریق، به مرور زمان، تأمین بیشتر و استانداردهای زندگی بالاتر را تشویق کنیم. این به معنای سهمیهبندی نهادهها بر اساس قضاوت خودسرانهی سرزنشکنندگان نیست. اینجا در بریتانیا چطور؟
بریتانیا ادعا میکند که اولین مرکز داده را در خود جای داده است –
در سوله بزرگی در پارک بلچلی که رمزنگاران زمان جنگ، کلوسوس، اولین کامپیوتر الکترونیکی قابل برنامهریزی جهان را در آن ساختند. امروزه، بریتانیا طبق آمار دولتی، ۴۵۰ «مرکز داده بزرگ» دارد که بیش از نیمی از آنها در لندن یا نزدیک به آن هستند. در سپتامبر ۲۰۲۴، دولت مراکز داده را به عنوان زیرساختهای حیاتی ملی تعیین کرد و در ژانویه ۲۰۲۵ پنج «منطقه رشد هوش مصنوعی» را با ۲۸.۲ میلیارد پوند سرمایهگذاری برنامهریزیشده اعلام کرد. جیمز پرایس در CapX میگوید، بزرگترین مرکز داده ما تا به امروز، یک سایت ۱۴۸ مگاواتی در خارج از کاردیف است، اما پیشرفت در حال کند شدن است و کشورهایی مانند امارات متحده عربی و ژاپن اکنون به سرعت در حال پیشرفت هستند. البته این موضوع تعجبآور نیست. «در بریتانیا، میتوانیم ۱۰۰ میلیون پوند را مجبور کنیم که برای یک تونل خفاش هزینه شود؛ تصور کنید که سیستم برنامهریزی ما با یک پردیس گیگاواتی چه خواهد کرد.»
گروه گزارش
