“آژنگ نیوز”:در سراسر اروپا، افراد در دهههای ۲۰ و ۳۰ زندگی خود به یک بنبست رسیدهاند.اجارهها سریعتر از دستمزدها افزایش مییابند، انرژی و غذا گرانتر هستند و خرید خانه بدون ثروت خانوادگی مانند یک افسانه به نظر میرسد.بسیاری از جوانان در حال بازگشت به خانه والدین خود هستند یا بخش بزرگی از درآمد خود را برای زندگی تنها در فضاهای کوچک میپردازند. مردم اغلب در مورد بحران مسکن، بحران آب و هوا و اپیدمی تنهایی طوری صحبت میکنند که گویی مشکلات جداگانهای هستند.اما تحقیقات کارشناسان نشان میدهد که آنها به هم مرتبط هستند – و اینکه به اشتراک گذاشتن خانه میتواند هر سه را کاهش دهد.

در تحقیقات محققان ، با ۲۳ بزرگسال که تنها در دانمارک زندگی میکنند مصاحبه کردندو در ۹ خانه مشترک با شش بزرگسال یا بیشتر وقت گذراندند.چهل و شش درصد از خانوارهای دانمارکی شامل یک نفر هستند که دانمارک را در میان رهبران جهانی در این روند قرار میدهد.آنها میخواستند بفهمند که چگونه مردم در این ترتیبات قرار گرفتند و واقعاً چه احساسی نسبت به آنها داشتند. زندگی سه ماهه، مجموعهای از گفتگو؛نشان داد که هیچ کس در دهههای ۲۰ و ۳۰ زندگیاش شبیه به هم نیست.ممکن است برای وام مسکن پسانداز کنید یا فقط برای پرداخت اجاره بها مشکل داشته باشید.
بیشتر افرادی که تنها زندگی میکنند، قصد این کار را نداشتند.آنها پس از جدایی، تغییر شغل یا ترک خانه توسط فرزندانشان، به تنهایی زندگی کردند.وقتی از آنها پرسیدندکه آیا زندگی انفرادی را به عنوان یک سبک زندگی انتخاب کردهاند، رایجترین پاسخ شانه بالا انداختن بود: “همینطوری شد.”بسیاری گفتند که اگر موقعیت مناسب پیش بیاید، دوباره به زندگی مشترک فکر میکنند، اما تاکنون چنین فرصتی پیش نیامده است.
در زیر این یک متن اجتماعی قدرتمند وجود دارد.برای بسیاری از افراد، زندگی مشترک در یک آپارتمان به عنوان کاری که در دانشگاه یا اوایل دهه بیست سالگی انجام میدهید، دیده میشود.در مقطعی، از شما انتظار میرود که از این وضعیت خارج شوید و به تنهایی جایی برای خود پیدا کنید.هر چیز دیگری میتواند مانند یک سنگ بنایی در مسیر تبدیل شدن به یک بزرگسال واقعی باشد. این انتظار به شدت در کشورهای پردرآمد مانند دانمارک، جایی که سیستمهای رفاهی، بازارهای مسکن و آرمانهای فرهنگی استقلال، زندگی تنها را هم ممکن و هم از نظر اجتماعی عادی کردهاند، شکل گرفته است.
شواهدی از کوچک شدن اندازه خانوارها در سراسر جهان وجود دارد، بنابراین این پیام گسترده است.اما این کار؛ گران، منزویکننده و برای محیط زیست مضر است. به ازای هر نفر، خانوارهای انفرادی از انرژی و منابع بیشتری نسبت به خانوارهای بزرگتر استفاده میکنند، زیرا هر فرد به اتاقهای گرم، یخچال، ماشین لباسشویی و غیره نیاز دارد. همچنین خانوارهای انفرادی سهم بیشتری از درآمد خود را صرف مسکن میکنند.در مصاحبههای انجام گرفته، بیش از نیمی از کسانی که تنها زندگی میکردند، بدون اینکه مستقیماً از آنها بپرسند، از احساس تنهایی خود صحبت میکردند.
آنها برای سبک زندگیای که آگاهانه انتخاب نکرده بودند، بهای سنگینی میپرداختند. زندگی مشترک در واقع چگونه است خانههای اشتراکی متفاوت بودند.این خانهها شامل بزرگسالانی در دهههای ۳۰، ۴۰، ۵۰ زندگی و حتی خانهای برای بازنشستگانی بود که آگاهانه تصمیم گرفته بودند فضا، هزینهها و زندگی روزمره خود را به اشتراک بگذارند. یکی از خانههایی که از آن بازدید کردم، یک آشپزخانه بزرگ و مشترک داشت که همه چند شب در هفته با هم غذا میخوردند، به علاوه فضاهای خصوصی کوچکتری داشت که افراد میتوانستند در آن خلوت کنند.
صورتحسابها تقسیم میشد، خرید به صورت عمده انجام میشد و افراد به نوبت آشپزی میکردند.در خانه دیگری، گروهی از دوستان یک خانه روستایی قدیمی را با هم خریده و آن را به چندین آپارتمان کوچک با فضاهای باز و ابزارهای مشترک تبدیل کرده بودند.آنها به شوخی میگفتند که «تنهایی را برونسپاری کردهاند» – تقریباً همیشه کسی برای گپ یا پیادهروی در اطراف بود، اما هیچکس مجبور به با هم بودن مداوم نبود. اختلافاتی در مورد نظافت، سر و صدا و سبکهای فرزندپروری وجود داشت و بحثهایی در مورد اینکه چه کسی به بچهها اجازه داده درست قبل از شام کورن فلکس بخورند، وجود داشت.اما همچنین احساسی از با هم بودن وجود داشت: اگر کسی شغلش را از دست میداد، بچهدار میشد یا پایش میشکست، دیگرانی در اطراف بودند که به او کمک کنند.اختلاف و سرمایه اجتماعی دو روی سکهی اشتراکگذاری هستند. این همخانهها این متن را که میگوید باید در اواخر دههی بیست زندگی مشترک خود، اشتراکگذاری را متوقف کنید، نادیده میگرفتند.آنها اغلب گزارش میدادند که از زندگی روزمرهی خود راضیتر از افراد همسن و سال خود هستند که به تنهایی زندگی میکنند، بسیاری از آنها هنوز منتظر ملاقات با «فرد مورد نظر» خود بودند تا بتوانند زندگی خانوادگی پایداری را تصور کنند.
بسیاری از مردم ترجیح میدهند بودجه خود را برای یک آپارتمان استودیویی تا حد مجاز افزایش دهند تا اینکه به زندگی مشترک فکر کنند. البته موانع ساختاری وجود دارد.بسیاری از قوانین اجاره و وامهای مسکن هنوز هم یا یک خانواده هستهای یا یک مستاجر مجرد را در نظر میگیرند.صاحبخانهها ممکن است در مورد وجود چندین نام در یک اجارهنامه محتاط باشند.اما انبوهی از ترتیبات جایگزین وجود دارد که در بسیاری از حوزههای قضایی کاملاً قانونی هستند، اما به ندرت مورد توجه قرار میگیرند، زیرا با روایت نحوه زندگی بزرگسالان مطابقت ندارند. در زمینه بحران مسکن در سراسر اروپا، کاهش اندازه خانوار به این معنی است که برای اسکان همان جمعیت، به خانههای بیشتری نیاز است.
بسیاری از افرادی که تنها زندگی میکنند، اتاقهای اضافی یا فضای استفاده نشده دارند و کمبود مسکن عامل مهمی در کمبود مسکن است. در تحقیقاتم، مرتباً به همان نتیجه میرسم: برای حل مشکلات سیستمی مانند تغییرات اقلیمی، قیمت بالای انرژی یا مسکن غیرقابل تحمل، به زیرساختها و ترتیبات مشترکی نیاز داریم که هزینهها را تقسیم کند و به ما فرصتی برای سازماندهی مجدد جامعه بر اساس رفاه بدهد. به اشتراک گذاشتن خانه یکی از سادهترین این ترتیبات است.ممکن است برای همه مناسب نباشد و هرگز کاملاً بدون مشکل نخواهد بود.اما غرق شدن در روابط – با تمام درگیریهای اجتنابناپذیرشان – برای سلامت و رفاه ما بسیار بهتر از قطع کامل ارتباط با دیگران است.
گروه گزارش
