“آژنگ نیوز”:امروزه تعداد کسانی که در خانه خودشان گم می شوند روبه افزایش است. ماجرا از این قرار است که اکثر ما با ساختن یک بازنمایی ذهنی از نقاط دیدنی و موقعیت آنها در ارتباط با خودمان و یکدیگر، محیط اطراف خود را درک می‌کنیم. این به عنوان “نقشه شناختی” ما شناخته می‌شود. این به ما امکان می‌دهد آنچه را که در گوشه و کنار است پیش‌بینی کنیم و بدون نیاز به فکر کردن زیاد در مورد آن، از یک مکان به مکان دیگر برویم.

توانایی ساخت و استفاده از یک نقشه شناختی همچنین به ما این امکان را می‌دهد که در محیط خود انعطاف‌پذیر باشیم. می‌توانیم از خیابانی که قبلاً هرگز در آن قدم نزده‌ایم عبور کنیم، یا حتی وقتی در جایی جدید هستیم، تقریباً به سمت خانه اشاره کنیم. ما با همکاری نزدیک با افرادی که این تجربه را از طریق مشاوره و مصاحبه‌های کیفی دارند، محققان پیشنهاد می‌کنند که این زیرگروه باید “آتوپیا” نامیده شود، که به معنای واقعی کلمه به معنای زندگی بدون مکان یا نقشه است.

نقشه 1 - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

افراد مبتلا به آتوپیا نقشه شناختی از محیط اطراف خود نمی‌سازند. بنابراین اگرچه آنها در واقع حافظه‌ی شاخص خوبی دارند – توانایی تشخیص و به خاطر سپردن ویژگی‌های متمایز محیط خود – نقشه‌ی شناختی فراگیر آنها هرگز کاملاً شکل نمی‌گیرد.

این یعنی آنها ممکن است بدانند که خانه‌شان جایی نزدیک ایستگاه است و مغازه‌ها جایی نزدیک خانه‌شان – اما این قطعات به جای اینکه در یک طرح واحد که بتوانند از نظر ذهنی به آن نگاه کنند و آن را بخوانند، ادغام شوند، به عنوان حقایق جداگانه باقی می‌مانند.

بنابراین، لحظه‌ای که یک مسیر آشنا قطع می‌شود (یک جاده بسته، یک پیچ اشتباه یا نزدیک شدن به یک ساختمان از یک سمت غیرمنتظره)، هیچ نقشه‌ای برای بازگشت به آن وجود ندارد. نشانه‌های جغرافیایی به آنها می‌گویند که به چه چیزی نگاه می‌کنند، اما نه اینکه چگونه همه چیز با هم جور در می‌آید.همانطور که یکی از شرکت‌کنندگانی که به عنوان بخشی از تحقیقات با او مصاحبه شده توضیح داد: “من همیشه در ذهنم در یک مکان هستم، بنابراین نمی‌توانم تصور کنم محیط اطرافم چگونه است.”

وقتی جهت‌یابی روزمره چالش‌برانگیزتر می‌شود، زمینه مناسبی برای افراد مبتلا به آتوپی ایجاد می‌کند تا سخت‌گیرتر شوند، از ترک خانه خودداری کنند یا به دستگاه‌های GPS وابسته شوند. این رفتار می‌تواند به اشتباه به عنوان بی‌دقتی، اضطراب یا حتی هوش پایین تعبیر شود – که کاملاً بی‌اساس است، اما تأثیرات منفی قابل توجهی بر این افراد خواهد داشت.

بدون حمایت مناسب، افراد مبتلا به آتوپی می‌توانند به سرعت استقلال خود را از دست بدهند. برای مثال، یکی از شرکت‌کنندگان ما به تنهایی به جایی نمی‌رفت، زیرا هر زمان که می‌خواست به جایی دورتر از چند خیابان دورتر از خانه‌اش برود، به شوهرش متکی بود.

یافتن راه

بخش اطمینان‌بخش این است که آتوپیا و DTD دژنراتیو نیستند و ناوبری بیشتر از آنچه برخی افراد فکر می‌کنند قابل آموزش است.

شواهد خوبی وجود دارد که ناوبری می‌تواند مانند یک عضله رفتار کند. در یک مطالعه، افرادی که سیستم ناوبری خود را تمرین نداده بودند و بیشتر به GPS متکی بودند، وقتی بعداً از آنها خواسته شد که بدون آن راه خود را پیدا کنند، حافظه مکانی به طور قابل توجهی بدتری داشتند. وقتی همان افراد به مدت سه سال پیگیری شدند، استفاده بیشتر از GPS پیش‌بینی کاهش شدیدتری را می‌کرد.

مطالعات قبلی نشان داده است که برنامه‌های آموزش مجازی می‌توانند برای افراد مبتلا به DTD در بهبود مهارت‌های جهت‌یابی مکانی مفید باشند. ما در حال حاضر در حال آزمایش نوع مشابهی از آموزش برای کمک به افراد مبتلا به آتوپیا هستیم. ما یک برنامه مجازی شش هفته‌ای ایجاد کرده‌ایم که هدف آن کاهش شکایات ناوبری و بهبود مهارت‌های ناوبری در افراد مبتلا به این بیماری است.

دفعه بعدی که برای دنبال کردن مسیرها به سراغ تلفن خود می‌روید، ممکن است ارزش یک لحظه مکث را داشته باشد. آیا هنوز می‌توانید بدون آن راه خود را پیدا کنید؟ این توانایی قابل توجه در یافتن راه خود در جهان چیزی است که بسیاری از ما آن را بدیهی می‌دانیم. شاید باید سعی کنیم قبل از اینکه از دست برود، آن را پرورش دهیم.

گروه گزارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *