آژنگ نیوز”: فناوری بارکد اولین بار در سال ۱۹۴۹ ثبت اختراع شد، اما مهندسان در دهه ۱۹۷۰ کد UPC را برای پاسخگویی به نیاز به کارایی بهتر در فروشگاه‌های مواد غذایی ابداع کردند.

در ۲۶ ژوئن ۱۹۷۴، یک کارمند صندوق در سوپرمارکت مارش در تروی، اوهایو، اولین کسی بود که یک کالای خوارباری – یک بسته آدامس جویسی فروت ریگلی – را با استفاده از کد جهانی محصول (UPC) اسکن کرد. UPCها که بیشتر به عنوان بارکد شناخته می‌شوند، خیلی زود فراگیر شدند و در همه جا از فروشگاه‌های مواد غذایی و خرده‌فروشی‌ها گرفته تا بیمارستان‌ها و مریخ‌نوردها مورد استفاده قرار گرفتند. این نوآوری به عنوان راهی برای حل فرآیندهای دستی و وقت‌گیری که فروشگاه‌های مواد غذایی را به ستوه آورده بود، ظهور کرد، اما از هدف اصلی خود فراتر رفت و نه تنها نحوه خرید مردم، بلکه نحوه اشتراک‌گذاری اطلاعات را نیز تغییر داد. پل وی. مک‌انرو، که رهبری تیمی را که بارکد را ایجاد کرد، بر عهده داشت، انتظار داشت که این اختراع به سرعت رواج پیدا کند، اما می‌گوید که نمی‌توانست تأثیر طولانی‌مدت آن را تصور کند. او می‌گوید: «ما واقعاً احساس نمی‌کردیم که این اختراع تا این حد بزرگ و طولانی مدت باشد

بارکد - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

بارکد مرکز خرید: ایده اولیه در ساحل اگرچه کد UPC در سال ۱۹۷۴ عرضه شد، اما اولین تلاش برای ایجاد سیستمی نبود که بتواند محصولات را شناسایی و طبقه‌بندی کند و خریداران را به طور مؤثرتری از صف‌های پرداخت عبور دهد. در سال ۱۹۴۹، نورمن جوزف وودلند و برنارد سیلور درخواست ثبت اختراع برای «دستگاه و روش طبقه‌بندی» ارائه دادند. اختراع آنها که به عنوان کد مرکز خرید شناخته می‌شد، دایره‌های متحدالمرکز داشت. روزی، وودلند در حالی که انگشتانش را در شن‌های ساحل می‌کشید، متوجه شد که خطوط با عرض‌های مختلف می‌توانند داده‌ها را به همان روشی که خط تیره‌ها و نقطه‌ها در کد مورس نشان می‌دهند، نشان دهند. اگرچه این یک مفهوم عالی بود، اما به یک چراغ ۵۰۰ واتی و یک لوله مخصوص برای تبدیل نور به کد نیاز داشت. جردن فریت، استاد ارتباطات حرفه‌ای دانشگاه کلمسون و نویسنده کتاب بارکد، می‌گوید: «این نمونه جالبی از فناوری است که قبل از زمان خود اختراع شده است «مشکل این بود که [به دو چیز نیاز داشت]. برای ارزان‌تر شدن به کامپیوتر نیاز داشت. اما مهم‌تر از همه، هیچ راه آسانی برای خواندن آن وجود نداشتدر همین حال، دیگران سعی کردند سیستم‌های مشابهی را راه‌اندازی کنند. به عنوان مثال، سیستم KarTrak در سال ۱۹۶۷ برای کمک به شناسایی و ردیابی بار در قطارها راه‌اندازی شد. فریث توضیح می‌دهد که این سیستم دارای بارکدهای رنگی بود که می‌توانستند برای شناسایی قطارها و محموله‌های آنها در حین حرکت اسکن شوند. فریث می‌گوید: «آنها از اسکنرهای لیزری ثابت استفاده می‌کردند. آنها واگن‌ها را در زمان واقعی تشخیص می‌دادند با این حال، KarTrak در نهایت به دلیل طیف وسیعی از عوامل، از جمله عدم ادغام با سیستم‌های کامپیوتری و این واقعیت که برف یا گل می‌تواند کد را مبهم کند و منجر به خوانش‌های نادرست شود، شکست خورد.

تیم IBM شروع به کار می‌کند دو سال بعد، در سال ۱۹۶۹، IBM با خرید استارتاپ‌ها به دنبال گسترش کسب‌وکار خود در حوزه‌های جدید بود. با این حال، به گفته مک‌انرو، که در آن زمان کارمند IBM بود، کارمندان این شرکت‌های کوچک‌تر اغلب استعفا می‌دادند زیرا نمی‌خواستند برای کسب‌وکاری کار کنند که بسیار خشک و انعطاف‌ناپذیر است، کسب‌وکاری که به گفته مک‌انرو: «شما باید هر روز پیراهن سفید و کت و شلوار آبی بپوشید بنابراین، IBM تصمیم گرفت به درون خود نگاه کند. همانطور که مک‌انرو توضیح می‌دهد، یکی از مدیران ارشد IBM به دنبال کسی بود که بتواند «کار خود را بدون نظارتی که پروژه را از بین می‌برد، انجام دهد، بدون اینکه… مجبور باشد در سال اول سود خاصی کسب کند مک‌انرو که تازه مدرک بازرگانی خود را از دانشگاه استنفورد گرفته و در سیلیکون ولی کار می‌کرد، مشتاق بود که این ابتکار مبهم را به عهده بگیرد. مک‌انرو که روایت خود را در کتاب «بارکد: چگونه یک تیم یکی از فراگیرترین فناوری‌های جهان را ایجاد کرد» نوشته است، می‌گوید: «من این فرصت را داشتم که در هر زمینه‌ای که می‌خواستم، به جز [اکتشاف] نفت… اما هر چیزی که مربوط به رایانه باشد، وارد شوممک‌انرو که نه سال در زمینه اسکن فعالیت داشت، در کنار سارکیس زارتاریان، متخصص بازاریابی و مورت پاول، مهندس، پیشنهادی برای ورود IBM به صنعت فروش نقطه‌ای ارائه داد. پس از تأمین بودجه، مک‌انرو تیمی را تشکیل داد که در شرکت با نام سیستم‌های تراکنش مصرف‌کننده شناخته می‌شد. این تیم از مهندسان باتجربه‌ای تشکیل شده بود که اکثر آنها هرگز با دستگاه‌های فروش نقطه‌ای کار نکرده بودند. او می‌نویسد: «این بدان معناست که ما شروع کندی داشتیم زیرا این مهندسان این موضوع جدید را خودشان یاد می‌گرفتند. اما همچنین به این معنی بود که آنها توسط دانش قبلی محدود نشده بودند – هیچ کس به آنها نگفته بود که چه کاری را نمی‌توان انجام دادجورج لارر بخش کلیدی آن بود و در اختراع بارکد نقش اساسی داشت. لارر (که در سال ۲۰۱۹ درگذشت) بعداً نوشت که تلاش اولیه‌ای برای توسعه بارکد هدف وجود داشت، اما می‌دانست که این کار جواب نخواهد داد. او نوشت: «برای من واضح بود که این رویکرد هرگز در درازمدت تمام الزامات را برآورده نمی‌کند در عوض، او به دنبال میله‌های خطی و یک X روی پنجره اسکن بود. او نوشت: «با یک «X» ساده، میله‌های خطی را می‌توان خواند، صرف نظر از اینکه در پنجره اسکن چگونه قرار گرفته‌اند

صنعت خواربارفروشی درخواست پیشنهاد می‌کند در سال ۱۹۷۰، انجمن ملی زنجیره‌های غذایی (NAFC) کمیته‌ای را برای تعیین قابلیت شناسایی اقلام تشکیل داد. تیم IBM در سال ۱۹۷۱ نسخه‌ای از کد UPC خود را تکمیل کرد و طرح خود را هنگامی که کمیته در سال ۱۹۷۲ درخواست پیشنهاد کرد، ارائه داد. هفت فینالیست وجود داشت، از جمله کدی که وودلند و سیلور دهه‌ها قبل در ساحل ابداع کرده بودند. شرکت رادیو آمریکا (RCA) در آن زمان صاحب حق ثبت اختراع بود و پیشنهادی را با استفاده از کد هدف‌گیری‌شده ارائه داد. با این حال، همانطور که تیم IBM می‌دانست، این موضوع مشکلاتی را ایجاد می‌کرد. مک‌انرو می‌گوید: «هر زمان که شما دایره‌ای از خطوط را برخلاف میله‌های مستقیم دارید، دایره‌ها، به دلیل اینکه باید تمام مسیر را طی کنند و تعداد زیادی از آنها را دارید، فضای بیشتری را اشغال می‌کنند. و کنترل آن از نظر چاپ بسیار دشوار است.» او توضیح می‌دهد که چاپگرها اغلب کدهای گرد را که در لبه‌ها لکه‌دار شده‌اند، بیرون می‌ریزند. وودلند حتی با مک‌انرو تماس گرفته بود تا به او اطلاع دهد که نمی‌خواهد کد هدف‌گیری شده برنده شود. در آن زمان، وودلند در نیویورک برای IBM کار می‌کرد و پیشنهاد پیوستن به تیم سیستم‌های تراکنش مصرف‌کننده را داد. مک‌انرو می‌گوید: «او به رالی آمد و در انتخاب کد ما از ما بسیار حمایت کرددر حالی که کمیته به بررسی ادامه می‌داد، تیم IBM به نوآوری در طراحی خود ادامه داد تا آن را دقیق‌تر کند. مک‌انرو پیشنهاد داد که کمیته از اصلاحات جدیدی که انجام داده بود استفاده کند و در نهایت این کاری بود که کمیته انجام داد و طرح IBM را به عنوان استاندارد صنعت انتخاب کرد. کد UPC آماده راه‌اندازی بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *