“آژنگ نیوز”:الماس شاه یکی از مشهورترین، زیباترین و در عین حال خونینترین الماسهای تاریخ ایران و جهان است. داستان این سنگ که اکنون در روسیه قرار دارد، پیوند عمیقی با دیپلماسی، جنگ و انتقام در تاریخ معاصر ایران دارد.این الماس با وزن: ۸۸.۷ قیراط؛برخلاف بسیاری از جواهرات سلطنتی تراش نخورده است و شکل طبیعی خود (یک بلور اکتاهدرال منشورمانند و کشیده) را حفظ کرده است.این الماس دارای رنگ زرد بسیار روشن (کمرنگ) با شفافیت بالابوده و روی سه وجه از این الماس، به زبان فارسی با خط نستعلیق نام سه پادشاه که مالک آن بودهاند کنده کاری شده است که این موضوع در نوع خود بینظیر است.
این الماس در قرن شانزدهم میلادی در معادن معروف گولکوندا در جنوب هند استخراج شد. برای قرنها از جواهرات سلطنتی سلسلههای گورکانی هند (مانند اکبرشاه و جهانگیرشاه) بود.در سال ۱۷۳۹ میلادی، نادرشاه افشار در جنگ کرنال امپراتوری گورکانی هند را شکست داد و به دهلی وارد شد. غنایم بینظیری از جمله الماس کوهنور، تخت طاووس و الماس شاه به ایران آورده شد. نادرشاه دستور داد نام او به همراه تاریخ (بورهان نادرشاه سال ۱۱۵۲ هجری قمری) روی این الماس کنده کاری شود.

پس از قتل نادرشاه، این الماس به دست آفراسیاب قاجار و سپس لطفعلیخان زند رسید و در نهایت به همراه دیگر جواهرات سلطنتی به دوره قاجاریه رسید. فتحعلیشاه قاجار نام خود را روی آن حک کرد (سال ۱۲۴۲ هـ.ق). بعدها ناصرالدینشاه نیز در سفر دوم خود به اروپا آن را همراه برد و نام خود را به عنوان سومین پادشاه روی الماس نقش کرد (سال ۱۲۷۲ هـ.ق).
الماس شاه و خونبهای گریبایدوف (۱۲۰۸ خورشیدی)
پس از امضای عهدنامه ترکمنچای (۱۸۲۸ میلادی)، روسیه «الکساندر گریبایدوف» را به عنوان سفیر فوقالعاده خود در تهران فرستاد. گریبایدوف با رویکردی تهاجمی و تحقیرآمیز با دربار قاجار رفتار میکرد.
بحران زمانی به اوج رسید که میرزا یعقوب (یک ارمنی که به اسلام گرویده بود و پیشکار خواجهای روسی بود) به همراه دو زن ارمنی به سفارت روسیه پناه برد. فتحعلیشاه خواستار بازگرداندن آنها بود، اما گریبایدوف به دعوتها بیتوجهی کرد. در ۳۰ ژانویه ۱۸۲۹ (۱۱ مجرده ۱۲۰۸ خورشیدی)، جمعی خشمگین از مردم تهران به همراه سربازان و تجار به سفارت روسیه حمله کردند. در این حمله، گریبایدوف و تقریباً تمام اعضای سفارت روسیه کشته شدند
در جریان حمله به سفارت روسیه، اموال و صندوقچههای دیپلماتیک سفارت نیز غارت شد. در میان این اموال، الماس شاه نیز وجود داشت (گمان میرود فتحعلیشاه الماس را به عنوان رشوه یا پیشکش به گریبایدوف داده باشد تا در اجرای مفاد عهدنامه ترکمنچای مدارا کند، اما گریبایدوف آن را در گاوصندوق سفارت نگه داشته بود).
پس از این کشتار، روسیه تهدید به جنگ تمامعیار کرد. برای جلوگیری از فروپاشی کامل ایران توسط روسیه، فتحعلیشاه باید کاری میکرد که خشم تزار را فرو بنشاند. پادشاه ایران، شاهزاده خسرو میرزا (نوهاش) را با کاروانی پر از هدایای بینظیر به مسکو فرستاد. در صدر این هدایا، همان الماس شاهی که از سفارت غارت شده بود قرار داشت تا به عنوان «خونبها» و عذرخواهی به نیکولای اول (تزار روسیه) تقدیم شود. تزار روسیه این عذرخواهی را پذیرفت و از جنگ باز ماند.
محل نگهداری فعلی
الماس شاه از سال ۱۸۲۹ میلادی تا به امروز در روسیه باقی مانده است. این الماس در حال حاضر در «صندوق الماس دولتی روسیه» که در داخل کرملین مسکو قرار دارد، نگهداری میشود. این صندوق یکی از امنترین و ارزشمندترین موزههای جواهرات در جهان است و الماس شاه از بارزترین و مهمترین اشیای نمایشی آن به شمار میرود.ارزشگذاری این الماس به دلیل ماهیت منحصربهفردش دشوار است و نمیتوان آن را صرفاً بر حسب قیمت بازار الماس محاسبه کرد.
الماس شاه، همراه با الماس معروف «اورلوف» (که نیز از گنجینههای نادرشاه به روسیه راه یافته)، دو سند مادی و جاودانه از اوج قدرت نظامی ایران در دوره افشاریه و در عین حال، نمادهای تلخی از عقبافتادگی دیپلماتیک و سیاسی ایران در دوره قاجار هستند. این الماس هرگز از سوی روسیه به ایران بازگردانده نخواهد شد، زیرا در قوانین روسیه، اشیای موزه کرملین از مصادیق میراث غیرقابل انتقال و فروش دولت محسوب میشوند.
گروه تاریخ
