“آژنگ نیوز”:خیابان و کانال «پرینسنگراخت» (به معنای نهر یا کانال شاهزاده) در شهر بردا، واقع در استان برابان شمالی هلند، یکی از نمونههای بارز شهرسازی مبتنی بر آب در این کشور است. بردا شهری با اهمیت استراتژیک نظامی و تاریخی (به عنوان زادگاه خاندان سلطنتی اورنج-ناسائو) بود.
پرینسنگراخت در واقع یک «کانال» است که آب از رودخانه مارک از آن میگذشت. دو طرف کانال توسط خیابانهای سنگفرششده احاطه شده بود. ردیف خانههای چسبیده به هم با نماهای آجری قرمزِ متمایز برابان، پنجرههای بزرگ سفیدکاریشده و سقفهای شیروانیِ تند با زهکشیهای لولهای مشخص، چهره خیابان را شکل میدادند. در چند نقطه از طول کانال، پلهای متحرک چوبی و فلزی قرار داشتند که با بالاکشیدن، امکان تردد قایقهای باری را فراهم میکردند. درختان نمدی و بید مجنون در حاشیه کانال و در امتداد خیابان، سایهبان مسیر پیادهروی بودند و چهرهای روستایی-شهری به بخشهایی از آن میدادند.

بردا در سال ۱۹۳۷ یکی از مراکز مهم صنعت نساجی، تولید کفش و صنایع غذایی در هلند بود. ساکنان پرینسنگراخت عمدتاً از طبقه کارگر و کارمندان متوسط بودند که در کارخانههای اطراف یا مرکز شهر کار میکردند. بردا یک شهر پادگاننشین مهم بود (آکادمی نظامی سلطنتی KMA در آن قرار داشت). برخی افسران و درجهداران در خانههای اجارهای این منطقه زندگی میکردند. بردا در منطقه کاتولیکنشین هلند قرار داشت. ساکنان بسیار مذهبی بودند و زنگ کلیساهای بزرگ محله در طول روز زمان زندگی را تنظیم میکرد. مانند بسیاری از خیابانهای مرکزی هلند، یک جامعه کوچک اما فعال از یهودیان هلندی (که عمدتاً در تجارت محلی و قصابی فعالیت داشتند) در این خیابان و کوچههای فرعی آن سکونت داشتند.
در سال ۱۹۳۷، پیش از جنگ دوچرخه اصلیترین و فراوانترین وسیله نقلیه ساکنان پرینسنگراخت بود. در صبحهای مهآلود، صدای زنگ دوچرخهها فضای خیابان را پر میکرد. خطوط تراموا از خیابانهای اصلی مجاور عبور میکرد و دسترسی آسان به مرکز شهر و ایستگاه راهآهن فراهم میساخت. کانال پرینسنگراخت همچنان برای حمل زغال، چوب و مواد غذایی با قایقهای کشدارِ اسبی یا موتوری استفاده میشد.فروشندگان دورهگرد سبزیفروشی و شیرفروشی با اسب و ارابه در خیابان تردد داشتند. اتومبیل بسیار نادر بود و متعلق به پزشکان، مدیران کارخانهها یا افسران ارشد بود. البته کوچههای باریک و کانال، فضای کمی برای خودروها باقی گذاشته بود.

در ماه می ۱۹۴۰، ارتش آلمان نازی به هلند حمله کرد. بردا به دلیل اهمیت راهآهن و پادگان نظامی، در روزهای اول بمباران شدیدی شد.دوچرخهها به دلیل کمبود لاستیک و مصادره توسط آلمانیها، ناپدید شدند. پیادهروی تنها راه رفت و آمد شد. کانال برای عبور قایقهای نظامی آلمانی یا گشتزنی قایقهای پلیس اشغالگر استفاده میشد. برای فرار از بمباران متفقین، ساکنان باید پنجرهها را با کاغذهای ضخیم یا پردههای سیاه میپوشیدند. خیابان پرینسنگراشت که زمانی پر از نور بود، شبها در تاریکی مطلق فرو میرفت. رژیم جیرهبندی حاکم شد وکافهها و مغازههای خیابان خالی ماندند. صفهای طولانی برای دریافت کارت جیرهبندی نان، کره و سوخت در سرما دور کانال دیده میشد.
در زمان کوچههای فرعی پرینسنگراخت و کانالهای پنهان، مسیرهای مناسبی برای اعضای مقاومت زیرزمینی برای پنهان کردن پاراشوتیستهای متفقین، جابجایی سلاح و قاچاق افراد بود.
وقتی زمینه های آزادی بردا (اکتبر ۱۹۴۴)فراهم شد؛برداشتن پلهای روی کانال پرینسنگراخت توسط آلمانیهای در حال عقبنشینی برای کند کردن پیشروی متفقین، باعث تخریب بخشهایی از چهره خیابان شد. بردا در پاییز ۱۹۴۴ توسط لشکر زرهی اول لهستان (به فرماندهی ژنرال مازک) آزاد شد؛ رویدادی که با شادی شدید ساکنان پس از سالها رنج همراه بود اما شهر به شدت آسیبدیده بود.
خانههای آسیبدیده در امتداد کانال با حفظ ابعاد سنتی اما گاهی با مصالح نوین (آجر زرد یا سیمان) بازسازی شدند. پلهای متحرک تخریبشده، با پلهای هیدرولیک مدرن جایگزین گشت.با از دست رفتن بازارهای شرق آسیا در جنگ و رقابت کشورهای در حال توسعه، کارخانههای نساجی و کفاشی بردا تعطیل شدند. طبقه کارگر سنتی پرینسنگراخت با بحران بیکاری مواجه شد. تغییر کاربری کانال: با توسعه جادههای حلقوی و افزایش محبوبیت اتومبیل در دهههای ۵۰ و ۶۰ میلادی، نقش کانال پرینسنگراخت به عنوان مسیر ترابری تجاری برای همیشه از بین رفت. قایقهای باری جای خود را به قایقهای تفریحی دادند. از دهه ۱۹۸۰ به بعد، خانههای تاریخی و کارگری این خیابان به دلیل معماری جذاب و حاشیه کانال، مورد توجه طبقه متوسط جدید و دانشجویان قرار گرفت. خانهها مرمت شدند و قیمتها به شدت افزایش یافت. امروزه پرینسنگراخت بردا، یک منطقه مسکونی گرانقیمت، توریستی و آرام است که کافهها و رستورانهایی با فضای باز در کنار کانال در آن قرار دارند.

بدین ترتیب خیابان پرینسنگراخت در بردا، آینهای از تاریخ مدرن هلند است؛ از شکوه یک طبقه کارگر پرتلاش در سال ۱۹۳۷ با دوچرخهها و قایقهایشان، تا تاریکی رنجبار اشغال نازی ، و در نهایت، تولد دوباره به عنوان یک شاهکار میراث شهری در اروپای پساجنگ.
گروه گزارش
