“آژنگ نیوز”:اول ها اتوموبیل راهوتول و اوتول و بعضها هم اوتورمبین میگفتند دسته آخری عقیده داشتند که اوتورمبین دو کلمه ترکی و فارسی است اولی یعنی بنشین و دومی یعنی از بس تندمیرود جایی را نخواهید دید. اماپیش از این که اوتوموبیل به ایران بیاید کسایکه به فرنگستان رفته بودند و اتوموبیل را دیده بودند آنرا کالسکه بخارروکالسکه دودی میگفتند و مظفر الدین شاه کرارا در سفر نامه فرنگستان این کلمه (کالسکه بخار) را بکار برده است.

اتومبیttttttttttttل شماره 1 دربار - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

اسم کالسکله بخار تا اواخر سلطنت مظفرالدین شاه سرزبانها بود که تا اینکه یک روز مردم تهران بیرون دروازه قزوین و نزدیک امامزاده معصوم یعنی محل دخانیات فعلی جمع شدندوومنتظر ورود یک چیز نوظهور بو دند .چون از رشت تلگراف آمده بود که فردا کالسکه بخار وارد تهران می شود.

ومردمیکه دهن به دهن خبر ورود کالسکه بخار را شنیده بودند بیرون دروازه برای تماشا جمع شدند و علت اینکه توی شهر منتظر نشدند برای این بود که خیابانها و کوچه های تهران آماده پذیرایی از این میهمان تازه وارد نبود.به علاوه مردم تهران آنقدرها میل نداشتند که کالسکه دودی ندیده نشناخته را به شهر خود راه بدهند.
بالاخره انتظار سر آمد یک اوتوموبیل کالسکه ای بی ریخت باصدا های عجیب و غریب از دور نمایان شد مردم مثل اینکه شیر درنده ای را دیده باشند پا به گریز نهادند اوتوموبیل هم کم کم از سرعت افتاد ونزدیک حوض سه قلوی توپخانه که آن وقت پشت دروازه بود به کلی ایستاد
.

مردم فراری که این را دیدند دوباره به طرف اتومبیل هجوم آوردند شوفراوتوموبیل که یک نفرفرنگی بود که کلاه لبه داری
مثل کلاه یهلوئی قدیمی بر سر داشت عینک سیاهی هم بچشم زده بود .اما توی اوتوموبیل فقط یک مسافر دیده میشد این مسافر مالک اوتوموبیل مرحوم حاج حسین آقا امین الضرب پسر حاج محمد حسن کمپانی بود که چیزهای تازه ایی مثل اوتوموبیل و امثال آنرا به ایران وارد میکرد
.

مردم در آن روز حتی از دست زدن به اتومبیل هم وحشت داشتند فقط از دور آنرا تماشا میکردندوهروقت اوتومبیل راه می‌افتاد از صد قدمی‌میگریختد. و به همین جهات چند سالی اتومبیل در تهران رواج نگرفت .

گروه تاریخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *