“آژنگ نیوز”:نقاشی دیواری معروف به «شاهزادهی بیصورت» در باغ فین کاشان، یکی از جذابترین، مرموزترین و در عین حال دلگیرترین آثار هنری به جا مانده از دوره قاجار در این باغ تاریخی است.
پیش از هر چیز باید بدانید که «شاهزادهی بیصورت» عنوانی است که در سالهای اخیر توسط راهنمایان تورها، عکاسان و علاقهمندان به میراث فرهنگی روی این اثر گذاشته شده است و نام رسمی و تاریخیِ مشخصی در کتب کهن ندارد. این نامگذاری به دلیل ویژگی منحصربهفرد این تابلو ایجاد شده است.

این نقاشی دیواری در یکی از اتاقها یا راهروهای متصل به عمارت باغداری (دوره قاجار) در باغ فین قرار دارد. در این نقاشی، شاهد تصویری از یک شاهزاده یا فردی از اشراف قاجار هستیم که در حالت ایستاده یا نیمهرخ کشیده شده است. آنچه در نگاه اول جلب توجه میکند، تضاد شدید بین بدن و صورت است؛ لباسهای فاخر، کلاههای مخصوص قاجاری (کلاه مخملی یا کلاه لبهدار)، تزیینات سینه و حتی جزئیات پارچهها با دقت و رنگهای زنده (مثل لاجوردی، اخرایی و طلایی) کشیده شدهاند، اما صورت شاهزاده کاملاً خالی از نقش است و هیچ چهرهای در آن دیده نمیشود.. رازِ بیچهرگی؛ چرا شاهزاده بیصورت است؟
دلیل اینکه صورت این شاهزاده پاک شده یا در ابتدا کشیده نشده، به اتفاقات تاریخی پس از خلق این اثر برمیگردد. سه دلیل عمده برای این موضوع مطرح است:
موجهای ضد تجسیم (پاکسازی مذهبی): در دورههای مختلف تاریخ ایران، به ویژه در اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی، افرادی با الهام از افکار سختگیرانه مذهبی یا به بهانه مبارزه با «تجسیم» (نقاشی موجودات زنده)، اقدام به تخریب آثار هنری میکردند. آنها صورتها را به عنوان محل روح و تجسیم انسان، هدف قرار میدادند تا اثر را «بیروح» و در نتیجه حلال و بدون گناه کنند. در باغ فین صورت بسیاری از فرشتگان، زنان و مردان با کاشی یا سنگتراشی به شدت مخدوش شده است.
عقدهگشایی سیاسی (پس از سقوط قاجار): پس از روی کار آمدن رضاشاه پهلوی، عمدتاً در دهه ۱۳۰۰ شمسی، سیاست حذف نمادهای دوره قاجار به منظور مشروعیتبخشی به حکومت جدید در پیش گرفته شد. در این دوران، بسیاری از نقاشیهای دیواری کاخها و باغها (از جمله کاخ گلستان و باغ فین) که تصویر شاهزادگان قاجاری بودند، توسط مأموران یا افراد متعصبِ جدید، خراشیده شدند یا صورتهایشان با گچ پوشانده گردید (در مورد این شاهزاده، صورت با دقت کنده یا شسته شده است).
فرسایش طبیعی و بیتوجهی: بخشهایی از باغ فین که در دورههای نه چندان دور (مانند دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی) به حال خود رها شده بودند، دچار رطوبت و فرسایش شدند. ممکن است رنگدانههای به کار رفته در پوست صورت که متفاوت از رنگ لباسها بوده، آسیبپذیرتر بوده باشند.
ویژگیهای هنری باقیمانده اثر
با وجود فقدان چهره، این نقاشی از نظر سبکشناسی بسیار ارزشمند است. این اثر متعلق به اواخر دوره قاجار یا شاید اوایل دوره مشروطه است. ویژگیهای آن عبارتند از:
تلفیق سبک ایرانی و اروپایی: لباس شاهزاده کاملاً به سبک قاجاری است، اما نحوه سایهزدن روی لباسها (به ویژه چینخوردگیهای پارچه) و پرسپکتیو (نقطه گریز) نشاندهنده آشنایی نقاش با هنر رئالیسم و نقاشیهای اروپایی (آکادمیک) است.
استفاده از رنگهای خوشنما: هنرمند از رنگهای کدر و تیره برای پسزمینه و رنگهای شاد و درخشان برای لباس شاهزاده استفاده کرده تا او را از پسزمینه متمایز کند.
جذابیت روانشناختی و استعاری اثر امروز
امروزه این تابلو بیشتر از یک نقاشی، به یک «آرت اینستالیشن» (نصب هنری) ناخودآگاه تبدیل شده است. بیچهره بودن این شاهزاده با لباسهای فاخر، احساسی از تنهایی، فانی بودن قدرت، و هویتزدایی تاریخی را به بیننده القا میکند.
بسیاری از توریستها و هنرمندان معاصر، وقتی به این دیوار نگاه میکنند، شاهزاده را استعارهای از تاریخ ایران میدانند که لباسهای فاخر و تمدن خود را حفظ کرده، اما چهره و هویت اصلی خود را در گذر زمان و در اثر خراشهای عوامل مختلف از دست داده است.
در نهایت بایداشاره کرد که نقاشی «شاهزادهی بیصورت» در باغ فین کاشان، یک شاهکار ناتمامِ آسیبدیده است که به جای نمایش شکوه یک اشرافزاده قاجاری، حالا به آینهای تبدیل شده که خشونتها، تغییرات مذهبی و سیاسی، و بیتوجهیهای تاریخ را در چهرهیِ خالیِ خود به تصویر میکشد.
گروه گزارش
