“آژنگ نیوز”:مرور تاریخچه مختصری از درد انسان؛بیانگر این نکته است که درد یکی از معدود چیزهایی است که همه ما تجربه میکنیم، از کوبیدن انگشت پا گرفته تا بیدار شدن با کمردرد؛ همه ما میتوانیم با احساس درد ارتباط برقرار کنیم. اگرچه درد یک تجربه جهانی است، اما نحوه درک ما از آن با گذشت زمان به طرز چشمگیری تغییر کرده است.
جوامع باستانی ممکن است درد را به شیاطینی که از طریق بینی یا گوش وارد بدن میشوند نسبت میدادند، اما اکنون میدانیم که درد بیشتر مربوط به پایانههای عصبی و زیستشناسی است. درمانها نیز بسیار تغییر کردهاند. در حالی که اجداد ما ممکن است سعی میکردند عطسه کنند، استفراغ کنند یا حتی درد خود را دفع کنند، این روزها احتمال بیشتری وجود دارد که برای تسکین رنج خود دارو مصرف کنیم. هرچند این «درمانهای» باستانی امروزه عجیب به نظر میرسند، اما نکته مهمی را در مورد درد آشکار میکنند: اینکه درد هرگز فقط یک حس فیزیکی نیست. زیرا در طول تاریخ، فرهنگ، مذهب و باورهای اجتماعی نحوه صحبت مردم در مورد رنج و واکنش به آن را شکل دادهاند – و بسیاری از این ایدهها هنوز تا به امروز بر ما تأثیر میگذارند. در واقع، پس از بیش از 30 سال مطالعه درد، روشن شده است که : در حالی که درد جهانی است، تجربه ما از آن به هیچ وجه چنین نیست.

برای درک ریشههای نحوه تفکر ما در مورد درد امروز، بازگشت به گذشته و دیدن چگونگی درک فرهنگهای پیشین از آن مفید است. به عنوان مثال، در بسیاری از فرهنگهای باستانی، مردم معتقد بودند که درد ناشی از نیروهای خارجی است. درمانها بر اساس آیینهای غیبی، طلسمها یا تلاش برای تخلیه مایعات “جادو شده” از بدن برای دفع چنین نیروهایی بود. مصریان باستان معتقد بودند که اگر به طور واضح به خود آسیب نرسانده باشید (بنابراین نه استخوانی شکسته باشد و نه زخم قابل مشاهدهای)، پس واضح است که چیزی شومتر در کار است.
این میتواند خدایان یا شاید یک روح سرگردان مرگ باشد که تصمیم گرفته است به طور ناخواسته به بدن شما سر بزند. نمایی دقیق از یک دیوار مصری باستان که با هیروگلیف حکاکی شده است و هنر تاریخی را به نمایش میگذارد. مصریان باستان زخمها را با عسل و پوست قورباغه جوشانده شده در روغن درمان میکردند. میوم ماره/پکسلز، فال دیگران سعی کردند درد را بیشتر با اصطلاحات بدنی، نه معنوی، توضیح دهند. یونانیان باستان، از جمله پزشکانی مانند بقراط، معتقد بودند که درد و بیماری زمانی ایجاد میشود که «چهار خلط» بدن – خون، بلغم، صفرای زرد و صفرای سیاه – از تعادل خارج شوند. درمانگران از داروهای گیاهی و حیوانی برای بازگرداندن هماهنگی استفاده میکردند. قضاوت اخلاقی تا قرون وسطی، درد معنای اخلاقی و مذهبی به خود گرفته بود. در سراسر اروپا، صومعهها و دیرها اغلب به عنوان بیمارستانهای اولیه عمل میکردند و به مواد تسکیندهنده درد قوی مانند تریاک دسترسی داشتند. با این حال، درد همیشه درمان نمیشد. این به این دلیل است که بسیاری از مسیحیان معتقد بودند که رنج، آزمون ایمان است، در حالی که دیگران آن را راهی برای تطهیر معنوی میدانستند. در نتیجه، تحمل درد به عنوان فضیلت تلقی میشد.
بنابراین به جای جستجوی تسکین، مبتلایان اغلب تشویق میشدند که ناراحتی خود را با صبر و فداکاری تحمل کنند. پژواک این باورها هنوز هم امروزه دیده میشود. برای مثال، برخی از زنان به دلیل این ایده که درد زایمان بخش معنادار یا ضروری از این تجربه است، ترجیح میدهند در طول زایمان از مسکن استفاده نکنند. تحمل درد در واقع، این ایده که باید رنج را تحمل کرد، با کاهش نفوذ دین از بین نرفته است. در بسیاری از جوامع، این ایده به سادگی جایگاه جدیدی در فلسفه پیدا کرده است. اگر تا به حال هنگام بیماری یا آسیبدیدگی تحت فشار بودهاید که “درد را تحمل کنید”، ممکن است تأثیر رواقیگری را تشخیص دهید. در هسته آن این ایده وجود دارد که ما همیشه نمیتوانیم درد را کنترل کنیم، اما میتوانیم نحوه واکنش خود به آن را کنترل کنیم. زنی که انقباضات دردناکی دارد، روی تخت بیمارستان دراز کشیده و منتظر زایمان است.
برخی از زنان هنوز به دلیل اعتقادات مذهبی خود، از مصرف مسکن در طول زایمان خودداری میکنند. christinarosepix/Shutterstock در بسیاری از نقاط جهان، تا به امروز، تحمل آرام درد میتواند به عنوان نشانهای از تابآوری و کنترل خود تلقی شود، و افراد اغلب تشویق میشوند که ناراحتی خود را به حداقل برسانند و از ایجاد سر و صدا خودداری کنند. این در حالی است که بیان درد، روشی رایج برای پیوند انسانها است و تحقیقات نشان میدهد که فریادهای درد انسانها در سراسر جهان مشابه است. بنابراین، چه دوست داشته باشید درد خود را ابراز کنید و چه آن را در سطح پایین نگه دارید، یک چیز قطعی است: نحوه تفکر و حتی احساس درد ما مستقیماً تحت تأثیر تاریخ بشر قرار گرفته است. و اگرچه اکثر ما دیگر شیاطین یا مجازات الهی را برای دردها و بیماریهای خود سرزنش نمیکنیم، اما هنوز هم، از بسیاری جهات، فقط سعی میکنیم رنج خود را درک کنیم – تقریباً به همان روشی که اجداد ما انجام میدادند.
گروه گزارش
