“آژنگ نیوز”:عالیه خانم که در سال ۱۳۳۰ ازدواج کرده بود در سال ۱۳۳۶ شش سال بود همسر آقای محمود زاده شده بود ولی در این مدت بچه دار نشده بودند(به اصطلاح قدیمی اجاقشان کور بود) و با آنکه خود عالیه بیش از شوهرش آرزوی فرزند داشت هر چه زن و شوهر معالجه کردند و دوا خوردند و پول به رمال و فالگیر دادند نتیجه ای نبخشید.

ولی نکته ای که مهمتر بود این بود که شوهر عالیه چون بخاطر حیثیت خانواده و بستگانش مقتضی نیست اسم او نوشته شود بد نیست اسمش را مثلا آقای طرازاده بگذاریم عضو یک اداره پر درآمد دولتی بود مرتباً کلاه ملت و دولت را بر میداشت و مثل بعضی از همقطارهای اداریش زمین و مستغلات میخرید و آنها را به اسم عالیه خانم ثبت میکرد. رفتار او با عالیه خانم هم مثل رفتار عالیه با او کاملا صمیمانه و صادقانه بود و از یک اعتماد سرشار متقابل حکایت مینمود.

جاده شمیران شریعتی دهه 30 - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

ولی دست تصادف یک دختر قشنگ ماشین نویس را سر راه آقای طرازاده قرار داد. او را دید و دل و دین از دست داد تصمیم گرفت او را بگیرد.این بود که طراززاده بفکر افتاد ترتیبی بدهد که هم عالیه را طلاق بدهد و هم املاک انتقالی خود را از او بگیرد. فکر بکری کرد که بفکر شیطان هم نمیرسید اول بطور غیر مستقیم بگوش عالیه رسانید که یک رمال از هندوستان آمده که هر مشکل لاینحلی را حل میکند. بعد آن رمال را که یکی از دوستان هم‌منقل خودش بود بخانه دعوت کرد و او پس از انجام تشریفات معموله چنین اظهار نظر کرد.

علت اولاد دار نشدن شما این بود که ساعت عقد کنان شما خوب نبوده باید خانم محترم را طلاق بدهید .بعد در ساعتی که من از روی احکام نجوم تعیین میکنم رجوع نمائید همان هفته اول خانم حامله میشود و یکپسر برای شما میآورد.

وقتی به محضر رفتند آقا سئوال کرد تکلیف مهریه چیست؟ طراززاده مجال صحبت نداد و گفت: چون این طلاق ظاهری و ساختگی است ؛خانم کلیه حقوقی را که بر هر گونه مالی از منقول و غیر منقول دارد بمن میبخشد. و من در عوض تعهد میکنم مادامی که شوهر نکرده مخارج او را بپردازم! عالیه که متوجه معنی این حرف نبود تصدیق کرد و سند به همان ترتیب نوشته شد. چه دردسر بدهیم آقای طرار زاده بهمین نیرنگ هم زن خود را طلاق داد و هم کلیه املاک و مستغلات را از او گرفت.

بعد هم که کار به دعوا و عدلیه رسید طرارزاده با وساطت دوستان و بستگان حاضر شد مجدداً عالیه خانم را همسر خود بداند ولی بشرط آنکه فقط به روزی چند تومان مخارج قناعت کند. چون آقای طرارزاده آن دخترک ماشین نویس راگرفته بود و عایدی همان مستغلات به تنهائی کافی بود که مخارج عالیه باضافه قسمتی از مخارج زن تازه را تأمین کند.

گروه تاریخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *