“آژنگ نیوز”:مراسم نوسازی مزار شمس تبریزی و افتتاح آرامگاه بهسازی شده وی در شهر خوی و در حاشیه دوازدهمین دوره همایش شمس و مولانا:در تاریخ ۱۶ و ۱۷ مهرماه سال ۱۴۰۵ خورشیدی ؛برگزار شد. در خصوص این اقدام مهم و تحسین برانگیز از سوی اکبر ایرانی مدیر مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب،یکی از بانیان برگزاری همایش شمس و مولانا؛ یادداشتی بدین شرح منتشر شد:
زندهیاد محمدامین ریاحی خویی، استاد زبان فارسی دانشگاه تهران، یکی از پژوهشگران برجستهٔ آذربایجانی است. چند سالی که رایزن فرهنگی ایران در ترکیه، در اوایل دههٔ چهل، بودند و در دانشگاه تهران تدریس میکردند، آثار ارزشمندی از جمله «زبان فارسی در قلمرو عثمانی» از خود برجای گذاشتند.

در ایراندوستی وی همین بس که در دوران تحصیل در دانشگاه تهران، وقتی فرقهٔ تجزیهطلب دموکرات در تبریز و زنجان دست به جنایت و کشتار مردم زدند، وی فریاد برآورد و برای مقابله با تجزیهطلبان اتوبوسی تدارک دید و میهندوستان را فراخواند و راهی زنجان شد.
اوایل انقلاب با بداقبالی مواجه شد و مورد بیمهری قرار گرفت و حقوقش قطع شد. اگر همت شیرمرد روحانیت، جناب حجتالاسلام محمود دعایی، نبود، معلوم نبود چه میشد.
روزی با جمعی از دوستان، آلداوود و گلباز و باهر، خدمت ایشان رسیدیم. فرمودند: «وقتی مقالهٔ پراستناد اثبات آرامگاه شمس در خوی را نوشتم و حجتالاسلام دعایی آن را در روزنامهٔ اطلاعات منتشر کرد، دکتر عطاءالله مهاجرانی، وزیر وقت فرهنگ، تلفن کرد و تحسینها نمود و گفت فردا عازم خوی میشوم تا برای بنیاد نهادن بارگاه شمس برنامهریزی کنم؛ غافل از آنکه خشکمغزانی، مقالید امور را در ید قدرت دارند و ممانعتها میکنند که خیر و صلاح فرهنگ ملت و جامعه را نمیدانند.»

اما گذشت زمان همواره راههای سنگلاخ را هموار میکند. گرچه هنوز شرح مثنوی معنوی در سیمای ملی کشور مجال پخش ندارد و شارحان بناچار به جلسات زیرزمینی و تألیف کتب بسنده میکنند.
اما امسال بنای آرامگاه شمس برافراشته شد و ما در معیت دکتر توفیق سبحانی، مصحح آثار مولانا و شمس، برخی اهالی فرهنگ و جمعی از هنرمندان سینما، توفیق شرکت در گشایش این مرکز عرفانی و ادبی را داشتیم.
مولانا اگر برای جمعی آوردههای گردشگری داشته، برای فارسیزبانان و شیفتگان خود آموزههای اندیشگی و تعلیمی داشته است. آرامگاه مولانا و شمس نماد تجلی دو متفکر ایرانی است که زبان فارسی و ادبیات عرفانی را به جهانیان به ارمغان آوردند. مولانا از بلخ راهی قونیه شد. واعظی بر منبر بود و «مجالس سبعه» محصول دوران پیش از ملاقات او با شمس است. شمس را که دید، گل ذوقش شکوفا شد و مثنوی را سرود؛ برای کمک به مردم، به حاکمان فارسیدان ترک سلجوقی، «مکتوبات» را نوشته و ملاقاتش با شمس او را واله و شیدا کرد و «دیوان کبیر» مولانا حاصل این دوران است.

امروز افتتاح آرامگاه شمس، هرچند با چهار دهه تأخیر، اما فرصتی ایجاد میکند برای تبیین اندیشههای عرفانی شمس و مولانا. زیارت بارگاه شمس هرچند اهمیت اقتصادی خواهد داشت، اما چونان دم غنیمت شمردن است برای کسب حال و طرب درون و تقویت شناخت به حضرت حق. شمس و مولانا از ظاهرپرستی و درویشمآبی بیزار بودند. کسی که دل در گرو ذات حق دارد، شأن او از دلق ریا و چرخ ظاهر و سماع تصنعی دور است. آنچه از شمس و مولانا باید آموخت، نوعدوستی، صلح و مدارا، انسانیت، فروتنی و پرهیز از ریاکاری و عنایت به اخلاق و مردمداری و عشق و محبت به مبدأ هستی است.
گروه گزارش
