“آژنگ نیوز”:شکار در دوره قاجار از مهمترین وپویا ترین!فعالیتهای حکام این کشور بوده است.در این زمان، شکار از یک نیاز زیستی صرف به یک نماد قدرت، نمایش تفریحات اشرافی و البته ابزاری برای دیپلماسی و سیاست تبدیل شد.شکارگاههای پادشاهی (مانند جنگلهای رودبار، نوشهر، نیریز و مناطق شمال غرب) به مناطق نظامی و ممنوعه تبدیل میشدند که ورود غیرمجاز به آنها ممنوع بود.
در این دوران، استفاده از تفنگهای گلولهای (ساچمهزنی) که از اروپا وارد میشدند، به مرور جایگزین سلاحهای سرد و کمان شد. این امر دقت شکار را بالا برد و کشتار را آسانتر کرد. روشهایی مانند «شکار پنجرهای» (شکار از طریق پنجرههای سیار یا روی سکوهای ساخته شده) و «شکار با یوز» (که اگرچه در حال رکود بود اما هنوز انجام میشد) رایج بود.

عبدالحسین میرزا فرمانفرما نوه فتحعلی شاه پس از شکار آهو
یکی از عمده ترین شکارچیان دوره قاجارخاندان فرمانفرما (از نوادگان فتحعلیشاه قاجار)بودند. آنها یکی از قدرتمندترین و نفوذترین خانوادههای در دوره قاجار و اوایل پهلوی بودند. عبدالحسین میرزا فرمانفرما (مشهور به فرمانفرما) یکی از چهرههای شاخص این خانواده بود.
فرمانفرما که پسر فرمانفرمائیان (حکیمالممالک) بود و خود مناصبی چون حکومت اصفهان، آذربایجان و فارس را عهدهدار بود، شکار را نه تنها به عنوان تفریح، بلکه به عنوان نشانهای از قدرت و تسلط بر طبیعت و مناطق تحت حکومت خود میدید. او در سفرهای استانی خود معمولاً کاروانهای بزرگ شکار را همراه خود میبرد.
بر اساس خاطرات و اسناد تاریخی، اعضای این خانواده علاقه زیادی به شکار داشتند. آنها گاهی شکارهای گستردهای را سازماندهی میکردند که در آن دهها نفر از محلیان به عنوان «رامشکن» و «رئیسشکار» استخدام میشدند تا حیوانات را به سمت تیراندازان هدایت کنند. فرمانفرما سالها در غرب ایران حکومت کرد و مناطق کوهستانی و جنگلی کرمانشاه(مانند بیستون و پاوه) صحنه شکارهای او بود. گزارشهایی از شکار بز کوهی و گراز توسط این خانواده وجود دارد.
شکارهای مفرط و بیرویه اشراف قاجاری، ضربات جبرانناپذیری به تنوع زیستی ایران وارد کرد. در اوایل دوره قاجار، ایران دارای غنای بینظیر حیات وحش بود، اما تا پایان این دوره بسیاری از گونهها در خطر انقراض یا منقرض شدند.
گروه تاریخ
