“آژنگ نیوز”:خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی پسر ابی الخیر عمادالدوله پسر موفق الدوله علی همدانی از مردان نامی ادب و سیاست قرن هفتم هجری است. او از یهودیان همدان بود که بعد مسلمان شد. وی در سال ۶۴۵ هجری در همدان متولد شد. در آغاز به طبابت مشغول بود تا اینکه طبیب اباقاخان شد و پس از آن به وزارت ارغون خان و سپس به وزارت غازان خان و الجایتو محمد خدابنده رسید.وی در علم طب و مملکت داری و تاریخ سرآمد اقران بود.
بزرگترین وزیر نامدار عصر ایلخانی است که در قسمت عمده عصر حکومت غازان خان و اولجایتو به مشارکت و همکاری سعدالدین محمد ساوجی مقام وزارت را عهده دار بود.خواجه رشیدالدین فضل الله مورخ معروف عصر مغول است. این مرد ضمن اداره امور مملکتی در دوران عمر پرماجرای خود همواره می کوشید که خود را از شر بدگوئیها و فتنه انگیزی های رقیبان خود در امان دارد تا بتواند کار عظیم تألیف جامع التواریخ را که اثری بدیع و جالب توجه بود به پایان رساند.

با این حال و با تمام تلاشی که در راه صلح و سلم و آرامش محیط خود می کرد اختلاف او با سعدالدین ساوجی مانع این کار بود.پس از کشته شدن سعدالدین ساوجی خواجه رشیدالدین به اصلاح اوضاع آشفته مملکت پرداخت و به هر خطه حاکمی خوشنام و امین فرستاد. از جمله حمدالله قزوینی مورخ را به حکومت قزوین و زنجان و چند نقطه دیگر منصوب کرد.اولجایتو در اواخر حکومت خود تاج الدین علیشاه را در بعضی از مهمات ملک با خواجه رشیدالدین شرکت داد و از این رهگذر خاطر رشیدالدین رنجیده شد و از سلطان تقاضای کناره گیری نمود.
ولی الجایتو نپذیرفت و گفت خواجه رشید و خواجه علیشاه دو خدمتگار شایسته اند.رشید مردی پیرو دانشمند و علیشاه جوانی کاردان است، صلاح مملکت در آنست که هر دو به اتفاق یکدیگر مهمات را انجام دهند.چون نوبت حکومت به ابوسعید رسید دیگر بار میان این دو وزیر مخالفت ظاهر شد و علیشاه با دادن مبالغی به شاهزادگان و بزرگان وسیله عزل خواجه رشیدالدین را فراهم ساخت.بدین سبب ابوسعید در سال ۷۱۷ هجری خواجه رشیدالدین را از وزارت عزل نمود.
سرنوشت تلخ و غم انگیز خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی
خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی پس از عزل از مقام وزارت بی درنگ به منظور ادامه کار علمی و استراحت عازم تبریز شد ولی از بخت بد امیر چوپان که به ارزش سیاسی و حسن تدبیر خواجه واقف بود وی را بار دیگر به قبول وزارت دعوت کرد ولی وی که سالها به این کار اشتغال داشته و سیزده فرزندش در اقطار کشور به کار دیوانی اشتغال داشتند سعی کرد از قبول خدمت امتناع ورزد. سرانجام به اصرار امیر چوپان بار دیگر قبول مسؤلیت نمود.لیکن دیری نپایید که تاج الدین علیشاه توسط ابوبکر آقا که سخنش در امیر چوپان سخت مؤثر بود امیر چوپان را با خود متحد نمود.
او به همراهی امیر چوپان به سلطان ابوسعید اظهار داشت که خواجه رشید و پسرش ابراهیم شربتی مسموم به اولجایتو سلطان محمد خدابنده خورانده و موجب قتل او شده است. این سعایت مؤثر افتاد و ابوسعید دستور داد روز هفدهم جمادی الاولی سال ۷۱۸هجری نخست عزالدین ابراهیم فرزند شانزده ساله خواجه رشیدالدین و سپس وزیر دانشمند و بی نظیر عصر مغول را به سن ۷۳در ابهر قریه خشکدر دو نیمه کردند و با این عمل وحشیانه به عمر یکی از بزرگترین رجال سیاسی ایران که مورخی دقیق و حکیمی حاذق بود پایان دادند.
بعد از این فاجعه نیز دشمنان خواجه رشیدالدین آرام نگرفتند، متعاقب آن پس از غارت ربع رشیدی که از شاهکارهای خواجه رشید در تبریز بود، تمام اموال او و فرزندانش را ضبط کردند و برخلاف مقررات شرعی و عرفی املاکی را که وقف کرده به تصرف خود درآوردند و به این مظالم و بیداد گریها قناعت نکرده، خواجه را به علت سابقه یهودی بودن متهم کردند و جسد آن مرد محقق و دانشمند را از مسجدی که در ربع رشیدی ساخته بود بیرون آوردند و در قبرستان یهودیان به خاک سپردند.
منبع وزیران ایرانی از بزرگمهر تا امیرکبیر، عبدالرفیع حقیقت، ۱۳۷۴، ص ۲۲۶ و ۲۲۷
گروه تاریخ
