“آژنگ نیوز”:متاسفانه در روزهای پایانی سال گذشته و در روز جمعه، هشتم اسفندماه ۱۴۰۴ دکتر اللهیار خلعتبری، استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی،براثر ایست قلبی درگذشت. خبردرگذشت وی در میان خبرهای متعدد و رویدادهای پرشتاب کشورمان بویژه اخبار جنگ ؛مغفول ماند .اما به عنوان یکی از شاگردان این استاد ارجمند تاریخ؛ به ویژه تاریخ میانه ایران” لازم است به فعالیتهای پر ثمر او اشاره ای داشته باشم.
دکتر خلعتبری که زاده سال ۱۳۲۶ در قزوین بود، تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهسوار (تنکابن) به پایان برد و تحصیلات دانشگاهی را نیز در رشته فلسفه اسلامی در دانشگاه تهران سپری کرد. سپس برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. او در سال ۱۳۵۱ مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته تاریخ فلسفه از دانشگاه سوربن دریافت کرد و در سال ۱۳۵۵ موفق به اخذ دکترای تاریخ از همان دانشگاه شد.
دکتر خلعتبری سالها استاد گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی بود و در همین سمت بازنشسته شد. از جمله آثار او میتوان به تاریخ خوارزمشاهیان، جنبش بابک، یادداشتهای محمدولی خان تنکابنی (سپهسالار اعظم) و کارکردها و نقش سیاسی و اجتماعی قلاع در تاریخ میانه ایران اشاره کرد.

در سال ۱۳۶۶ خورشیدی و ورودم به دانشگاه شهید بهشتی در همان ترم اول بدون این که درسی با استاد خلعتبری داشته باشم . جذب چهره همیشه خندان و روی خوش ایشان شدم .سپس وقتی در درس دوره تاریخ میانه ایران شرکت کردم . درسهای ایشان جنبه های بسیار نامکشوف اسماعیلیان و حسن صباح را برای شاگردانش روشن نمود.در این زمان حداقل یک دهه از تدریس دکتر خلعتبری در دانشگاه شهید بهشتی گذشته بود. وی در کنار مرحوم دکتر اردشیر خدادادیان و نیز دکتر رضا شعبانی (که صحت و سلامت طولانی را برایش آرزو دارم)از اساتید پیشکسوت دانشگاه به شمار می آمدند.
ایشان در تدریسشان همواره به فعالیت دانشجویان تاکید داشتند .به ویژه به عنوان نمونه وقتی دانشجویان در مورد مثلا حسن صباح اظهار نظر میکردند .بیشتر زمان و فضا را برای دانشجویانی که در مخالفت نظرات او سخن میگفتند؛اختصاص میداد.
همچنین بخشی از زمان درس به ارایه کنفرانسهای دانشجویان اختصاص داشت که در زمان خود یک نوآوری در زمینه پویا و فعال کردن دانشجویان بود.او همواره با چهره ای آکنده از آرامش در کلاس درس حضور مییافت. این آرامش به دانشجویان نیز منتقل میگردید. به گونه ای که زمان حضور در کلاس درس بسیار لذت بخش و پر مفهوم بود. هر بار که پس از پایان تدریس از کلاس خارج میشدیم ؛به معنای واقعی این احساس که بر دانش ما افزوده شده را داشتیم.
نکته مهم در مورد استاد خلعتبری در کنار دیگر اساتید تاریخ دانشگاه شهید بهشتی در دهه ۶۰ خورشیدی آن بود که وی و همکارانش به مفهوم واقعی تاریخ به سبک دانشگاه شهید بهشتی را تدریس میکردند .به گونه ای که بدون اغراق میتوان به سبکی به نام سبک تاریخنگاری و” آموزش تاریخ ویژه دانشگاه شهید بهشتی” اشاره کرد.(همانگونه که آموزش تاریخ در همین زمان در دانشگاه تهران سبک ویژه تاریخی دانشگاه تهران را داشت)این ویژگی و شاخصه در حوزه تاریخ به دلیل حضور چهره های ویژه و اساتید متعدد (در کنار مرحوم خلعتبری،مرحوم خداددیان و دکتر شعبانی) بود که میتوان از دکتر امامی خویی، دکتر آزادگان، دکتر بیگدلی، مرحوم مصدق رشتی،مرحوم عزت الله رادمنش، دکتر خلیجی و… چهره های دیگر؛نام برد.
در مورد منش و اخلاق دکتر خلعتبری این نکته را هم باید افزود که وی با اینکه از خانواده خلعتبری یعنی یکی از چهره های برجسته مشروطیت بود؛یکبار هم به این موضوع اشاره نکرد.ضمن انکه در حوزه تحقیق و پژوهش تاریخی کاملا بی نظر بود و این بی نظری را میتوان در کتاب او با عنوان یادداشتهای محمد ولی خان تنکابنی به عینه مشاهده کرد. به این معنا که بدون کم و کاست یادداشتهای تنکابنی را منتشر کرد .در واقع رویکرد منصفانه و روشمند در روایت تاریخ و پرهیز از داوریهای مطلق در باب شخصیتهای تاریخی، از ویژگیهای برجستۀ نگاه پژوهشگرانۀ ایشان بود.

در نهایت باید تاکید کرد که این چهره شاخص و تأثیرگذار در عرصه تاریخنگاری و آموزش تاریخ در دانشگاه های ایران، پژوهشگری متبحر در حوزه تاریخ میانه ایران، عضو هیات موسس انجمن ایرانی تاریخ و عضو موثر در هیات تحریریه چندین مجله علمی مطالعات تاریخی، بود.
البته اینها همگی فرع بر آداب دانی و سلوک اخلاقی آن استاد فرزانه بود، هرکس که محضر او را درک کرده است اذعان می کند که منش او ملتقای بزرگ زادگی و بزرگواری، ادب و تواضع و نجابت و اصالتی بود که در عمق جان می نشست و فراتر از دانش و پژوهش روح شاگردان و هم نشینان را می نواخت و می پروراند.
گروه گزارش
