“آژنگ نیوز”:برای مقابله با ممنوعیت موز در زمان جنگ،آشپزهای خانگی بریتانیایی «موزهای تقلبی» درست کردند اما آنها اصلا جذاب نبودند.درواقع اولین کشتی پس از پایان جنگ جهانی دوم؛ موز به بریتانیا آورد،ودر اسکله آون مونث، بریستول، کناره گرفت. سال ۱۹۴۰ بود و بریتانیا کاملاً درگیر جنگ جهانی دوم بود و با قدرتهای محور اروپا میجنگید.اما برای جوآن استوکوی جوان، که در آن زمان کودکی بزرگ شده در نورثآمبرلند بود، جنگ نبود که او را بدبخت میکرد.و نه اینکه برادرش هری در حال جنگیدن بود، و نه اینکه او شکلات نداشت.نه، تنها چیزی که استوکو میتوانست در مورد آن صحبت کند موز بود.او رویای خوردن آنها را در سر میپروراند.او تصور میکرد که چقدر شیرین خواهند بود.و در هر فرصتی مادرش را برای مقداری از آنها اذیت میکرد.
در آن زمان، بریتانیا سالانه ۲۰ میلیون تن غذا برای جمعیت حدود ۵۰ میلیون نفری خود وارد میکرد، از جمله تقریباً سه چهارم پنیر، شکر، غلات، چربیها و میوهها و تقریباً نیمی از گوشت خود.استراتژی آلمان، حمله به این منبع غذایی را از طریق مأموریتهای دریایی که ارتباط این کشور جزیرهای را با تجارت قطع میکرد، در اولویت قرار داد.برای مقابله با کمبودها، وزارت غذای بریتانیا غذاهای وارداتی را جیرهبندی کرد. در ۹ نوامبر ۱۹۴۰، وزیر غذا، لرد وولتون، دستور ممنوعیت کامل واردات موز را صادر کرد.این میوه گرمسیری باید با کشتیهای یخچالدار حمل میشد، که برای تلاشهای جنگی مورد نیاز بودند.کمبود ناگهانی میوههای گرمسیری نرم و شیرین، ضربهای ویرانگر برای بریتانیاییها بود.آهنگهای زمان جنگ، موز گریزان را به یاد میآوردند.هری روی، خواننده محبوب سالن رقص، آهنگ «کی میتوانم دوباره موز داشته باشم؟» را با صدای بلند خواند، گروه موسیقی «تین پن آلی» لندن بیوقفه آهنگ محبوب آمریکایی «بله، ما موز نداریم» را بازخوانی کرد و آهنگ جدید «من هرگز یک موز صاف ندیدهام» به طور منظم پخش میشد.

وزارت غذا علاوه بر تصمیمگیری در مورد توزیع غذا، به دنبال آموزش مردم بریتانیا در مورد چگونگی تغذیه سالم با وجود دسترسی محدود به غذا بود.این وزارتخانه تیمی از اقتصاددانان داخلی را استخدام کرد تا به بریتانیاییها در زیرشاخه جدیدی از آشپزی با استفاده از جیرههای غذایی زمان جنگ آموزش دهند.از میان این افراد، مارگریت پتن، یکی از اولین سرآشپزهای تلویزیونی در بریتانیا، به عنوان “ملکه غذاهای جیرهبندی شده” شناخته شد. پتن در فروشگاههای مواد غذایی و غذاخوریهای کارخانهها نمایشهایی برگزار میکرد و به مردم بریتانیا نشان میداد که چگونه با یک رژیم غذایی اصلاحشده، خوب غذا بخورند.سوسیسهای ساختگی (تهیه شده با عدس)، کیکهای ماهی ساختگی (کروکتهای سیبزمینی و لوبیا با خمیر ماهی کولی) و سوپ صدف ساختگی (با کنگر فرنگی به جای صدف دوکفهای) به لطف بازاندیشی پتن از ریاضت اقتصادی به عنوان فرصتی برای اختراعات آشپزی، به بخشی از زبان آشپزخانه تبدیل شدند.و اگر غذاهای ساختگی در مجموعه او بودند، آیا دسرها و میوههای ساختگی میتوانستند خیلی عقب بمانند؟
خامهی ساختگی پتن (مارگارین، شکر دانهریز، پودر شیر و کمی شیر) و موزهای ساختگی وارد خانههای بریتانیایی میشد که در دوران صرفهجویی، تشنهی یک خوراکی شیرین بودند. استوکو در آرشیو خاطرات جنگ که توسط کاربران بیبیسی ارسال شده بود، به یاد میآورد: «مادران ما قبلاً با هویج وحشی «موز ساختگی» درست میکردند. افتضاح بود!»این شباهتهای دور از میوهی واقعی، در واقع هویج وحشی آبپز (یا کبابی) بودند که با اسانس موز (عصارهای بطریشده، معمولاً حاوی ایزوآمیل استات رقیقشده) شیرین و طعمدار شده بودند و گاهی اوقات به رنگ زرد رنگآمیزی میشدند – یک خیالپردازی غذایی افسردهکننده که تجسم محرومیتهای جنگ بود.
کارولین اکین، وبلاگنویس معاصر بریتانیایی که این دستور غذا را برای تهیهی ساندویچ موز ساختگی بازآفرینی کرده است، آن را «نسبتاً عجیب و غریب، اما نه ناخوشایند» توصیف میکند.اکین میگوید که او کاملاً از طعم هویج وحشی آن آگاه بود. اگرچه تشخیص اینکه موزهای ساختگی در طول جنگ چقدر رایج بودهاند دشوار است، خوانندگان با یادآوری برخوردهای خود با این غذا، به راحتی به بازآفرینی اکین واکنش نشان دادند.یکی از خوانندگان مینویسد: «به یاد دارم دوست عزیزم به من گفت که این را برای شوهرش که عاشقش بود درست کرده است، چون فکر میکرد در زمان جنگ موز پیدا کرده است، اما وقتی او حقیقت را فهمید، دیگر از خوردن آن امتناع کرد.»
در خاطره دیگری از زمان جنگ، که به آرشیو بیبیسی ارسال شده است، خانم فارو اشاره میکند که مادرش رنگ زرد را روی هویج پوره شده میریخت و برای مدرسه «ساندویچ موز» درست میکرد.او مینویسد: «ما فکر میکردیم موز است، چون قبلاً هرگز آنها را نچشیده بودیم!» در آرشیو بیبیسی، استوکو نقل میکند که هدیه نادر ساندویچ موز واقعی یک بعدازظهر یکشنبه مبارک به دست آمد، زمانی که دوست مادرش یکی را از انباری که شوهرش از یکی از «کشورهای گرم» آورده بود، برای خانواده فرستاد.مادر استوکو موز را له کرد و با مقداری شیر مخلوط کرد تا حجم ناچیز آن را افزایش دهد.آنها آن را به طور یکنواخت روی نان جیرهبندی شده خود با مقداری کره مالیدند.همانطور که استوکو گاز میزد، چشمان او بسته شد.او مینویسد: «ما هرگز چیزی به این خوشمزهای نخورده بودیم.[این] جادویی بود.»دختر جوان پوست موز را به دوستان ناباور خود نشان داد و همراهان محروم از موز خود را بسیار عصبانی کرد.
پس از جنگ، اولین محموله موز رژه بزرگی را به راه انداخت.فیلمی از وزارت غذا نشان میدهد که پنج میلیون موز در سال ۱۹۴۵ توسط نقالههای بزرگ در اسکله آونموث از انبار کشتی خارج میشوند.راوی با تشریفات اعلام میکند: «اولین محموله موز از زمان جنگ به این بندر رسیده است.امیدواریم این مقدمهای برای محمولههای بیشتر باشد.»شهردار بریستول در کنار گروهی از کودکان ایستاده است که اکثر آنها قبلاً هرگز موز نخورده بودند.به دختر کوچکی که برای هدیه دادن یک دسته موز به شهردار انتخاب شده بود، یکی پیشنهاد میشود.او با خوشحالی میگوید: «دوستداشتنی نیست!» آن اولین محموله موز فقط به عنوان یک خوراکی دوران جنگ برای کودکان در نظر گرفته شده بود.

اما وزارتخانه آشکارا اشتیاق بزرگسالان به موز را دست کم گرفته بود.آبرون واو، پسر اولین واو، نویسنده مشهور بریتانیایی، در خاطرات خود با عنوان «آیا این کار میکند؟» توضیح میدهد که چگونه پدرش اولین موزهای پس از جنگ را که برای هر یک از فرزندان واو به دست آمده بود، مصادره کرد.واو نوشت: «آنها را در بشقاب پدرم گذاشتند و جلوی چشمان رنجدیده فرزندانش، خامهای که تقریباً غیرقابل تهیه بود و شکری که به شدت جیرهبندی شده بود را روی آن ریخت و هر سه را خورد.از آن لحظه به بعد، از نظر من، او برای همیشه از ارزشش کاسته شد.»
اینکه چرا موز به دومین میوه محبوب جهان (بعد از گوجهفرنگی) تبدیل شده است، یک راز است.تولید انبوه بیسابقه، همراه با بازاریابی تهاجمی، قطعاً کمک کرده است.اما به نظر میرسد نکتهای هم در مورد خود میوه وجود دارد: تعداد کمی از میوهها میتوانند یک موزه کامل را به جشن خود اختصاص دهند و آهنگهای بیشتری در مورد موز نسبت به هر میوه دیگری وجود دارد.افسانه موزهای ساختگی، همانقدر که داستان تابآوری انسان است،داستان خیالپردازیهایی است که مردم در مواجهه با کمبود میسازند.جذابیت عجیب و غریب آنها هر چه که باشد، باید سپاسگزار بود که فعلاً، موز، موز است… نه هویج وحشی.
گروه گزارش
