“آژنگ نیوز”:آیریس مرداک رماننویس و فیلسوف، در سن ۷۹ سالگی درگذشت. او بیش از ۲۵ رمان نوشت که با ترکیبی از داستانسرایی زنده، اشارات فرهنگی و پرسشهای پیچیده فلسفی متمایز میشوند.همچنین او به خاطر رمانهای روانشناختیاش که حاوی عناصر فلسفی و کمیک هستند، شناخته میشود.
مرداک پس از گذراندن دوران کودکی در لندن، به مدرسه بدمینتون در بریستول رفت و از سال ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۲ در کالج سامرویل، آکسفورد تحصیل کرد. بین سالهای ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۴ در خزانهداری بریتانیا و سپس به مدت دو سال به عنوان کارمند اداری در اداره امداد و توانبخشی سازمان ملل متحد مشغول به کار شد.

در سال ۱۹۴۸، او به عنوان عضو کالج سنت آن، آکسفورد، انتخاب شد. اولین اثر منتشر شده مرداک، یک مطالعه انتقادی با عنوان «سارتر، عقلگرای رمانتیک» (۱۹۵۳) بود. پس از آن، دو رمان «زیر تور» (۱۹۵۴) و «پرواز از افسونگر» (۱۹۵۶) منتشر شدند که به دلیل هوش، شوخطبعی و جدیت بالایشان مورد تحسین قرار گرفتند. این ویژگیها، همراه با حس طنز غنی و استعداد تحلیل تنشها و پیچیدگیهای روابط انسانی پیچیده، همچنان به متمایز کردن آثار او ادامه دادند. مرداک با کتاب «زنگ» (۱۹۵۸) که شاید بهترین کتاب او باشد، به عنوان یک رماننویس، به شهرت گستردهای دست یافت. او با رمانهایی مانند «سر بریده» (۱۹۶۱)، «سرخ و سبز» (۱۹۶۵)، «خوب و خوب» (۱۹۶۸)، «شاهزاده سیاه» (۱۹۷۳)، «هنری و کاتو» (۱۹۷۶)، «دریا، دریا» (۱۹۷۸، جایزه بوکر)، «شاگرد فیلسوف» (۱۹۸۳)، «شاگرد خوب» (۱۹۸۵)، «کتاب و انجمن برادری» (۱۹۸۷)، «پیام به سیاره» (۱۹۸۹) و «شوالیه سبز» (۱۹۹۳) به دوران حرفهای بسیار پرباری رسید.
آخرین رمان مرداک، «معضل جکسون» (۱۹۹۵)، با استقبال خوبی مواجه نشد؛ برخی از منتقدان، نقصهای رمان را به بیماری آلزایمر که او در سال ۱۹۹۴ به آن مبتلا شده بود، نسبت دادند. همسر مرداک، رماننویس، جان بیلی، در خاطرات خود با عنوان «مرثیهای برای آیریس» (۱۹۹۹؛ اقتباس شده به عنوان فیلم «آیریس» [۲۰۰۱])، به شرح مبارزات او با این بیماری پرداخت. گزیدهای از مکاتبات حجیم او با عنوان «زندگی روی کاغذ: نامههایی از آیریس مرداک، ۱۹۳۴-۱۹۹۵» (۲۰۱۶) منتشر شد.
گروه تاریخ
