“آژنگ نیوز”:تخریب گوراردشیر دوم هخامنشی و همسر محبوبش استاتیرا ؛توسط حکومت قاجار صورت گرفت.در دل کوه رحمت، درست در پشتِ صفحهٔ تخت جمشید، دو گور صخره‌ای کنده شده است که یکی از آن‌ها به اردشیر دوم هخامنشی و همسر محبوبش استاتیرا نسبت داده می‌شود. این آرامگاه که روزگاری نماد شکوه ایران باستان بود، در اوایل سدهٔ سیزدهم هجری قمری به دستور حسین‌علی‌میرزا فرمانفرما، والی فارس و پسر فتحعلی‌شاه قاجار، در جست‌وجوی گنج مورد هجوم قرار گرفت و لبه‌های صندوق‌های سنگی‌اش شکسته شد تا راهی به درون دخمه بیابند.

اردشیر دوم هخامنشی، پسر ارشد داریوش دوم و پروشات، در سال ۴۰۴ پیش از میلاد در حدود سی سالگی به پادشاهی رسید و چهل‌وشش سال فرمان راند؛ طولانی‌ترین پادشاهی دوران هخامنشی. دوران او با شورش برادر کوچک‌ترش کوروش کوچک، جنگ‌های ایران و اسپارت و از دست رفتن مصر همراه بود.

گور - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

استاتیرا، دختر هیدرانس سوم از نجبای پارسی و از نسل ویدَرنه، همسر محبوب اردشیر دوم و مادر اردشیر سوم بود. او ملکه‌ای پرآوازه و در میان مردم محبوب بود؛ به گونه‌ای که در تخت روان باز و بی‌پرده حرکت می‌کرد و به زنان اتباع خود اجازه می‌داد به او نزدیک شوند و درود گویند. اما همین محبوبیت، کینهٔ پروشات، مادر شاه، را برانگیخت. استاتیرا در سال ۴۰۰ پیش از میلاد با زهری که پروشات به او خورانید درگذشت. در منابع تاریخی، آرامگاه استاتیرا با آرامگاه اردشیر دوم در تخت جمشید پیوند خورده است.

گوری که عموماً به اردشیر دوم نسبت داده می‌شود، شکل صلیب بزرگی دارد که تماماً در دل صخره کنده شده است. در رنگاره بالایِ نقش برجسته، شاه ایستاده در برابر آتشکده و نماد اهورامزدا، بر سکویی قرار دارد که نمایندگان ملت‌های تابع آن را بر دوش می‌کشند. این نقش، رونوشتی دقیق ازنگاره بالای آرامگاه داریوش بزرگ در نقش رستم است و حتی کتیبه ای را نیز دربردارد. بخش پایینی، ورودی دخمه و یک صندوق سنگی را در خود جای داده، و در جلوی آرامگاه، حوض سنگی کوچکی برای آیین‌های مغان وجود دارد.

حسین‌علی‌میرزا فرمانفرما، یکی از پسران فتحعلی‌شاه قاجار، از حدود سال ۱۲۲۴ هجری قمری (۱۸۰۹ میلادی) به مدت نزدیک به بیست‌وپنج سال والی فارس بود. به نوشتهٔ منابع پژوهشی، او با شنیدن خبر کشف مقبرهٔ ایلخانی سلطانیه و به دست آمدن گنج‌های ارزشمند آن برای پدرش، بر آن شد تا در تخت جمشید نیز گنج‌یابی کند و منابع مالی دولت را تقویت کند. کمبود آگاهی از اهمیت تاریخی آثار باستانی و سنت گنج‌جویی در آن روزگار، این تصمیم را آسان ساخت.

آنچه در فارسنامهٔ ناصری، اثر حسن حسینی فسایی، دربارهٔ این تخریب ثبت شده، شاهدی مستند و صریح است:«نواب حسینعلی میرزا فرمانفرمای فارس حکم نمود تا کناره سر صندوق‌های سنگی دخمه‌های کیانی را در تخت جمشید مرودشت به اندازه‌ای که آدمی در آنها رود شکستند و جز مشت خاک نرمی را از جمشید و کاووس و قباد ندیدند.»

به این ترتیب، لبه‌های صندوق‌های سنگیِ آرامگاه‌ها شکسته شد تا راهی به درون دخمه گشیده شود؛ اما غیر از مشتی خاک نرم، هیچ گنجی در آنها یافت نشد. این هجوم، علاوه بر از بین بردن ساختار اصلی صندوق‌های سنگی، به بافت صخره‌ای و کتیبه‌های آرامگاه نیز لطمه زد و خاطره‌ای تلخ از برخورد دوران قاجار با میراث هخامنشی بر جای گذاشت.

امروزه، آنچه از آرامگاه اردشیر دوم و همسرش استاتیرا باقی مانده، دیگر گنجی در بر ندارد،فقط روایتی است از شکوه معماری هخامنشی و تلخیِ ویرانیِ فعالیت جویندگان گنج‌. سنگ‌هایی که روزگاری برای جاودانگی یک شاه و ملکه تراشیده شده بودند، اکنون خود گواهی‌اند بر آنچه ایران در روزگار قاجار از یادآوری گذشتهٔ خود بی‌بهره ماند.

گروه تاریخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *