“آژنگ نیوز”:حضور باستر کیتون، نابغه کمدی سینمای صامت، در سیرک پاریس در سال ۱۹۴۷ میلادی، یکی از دراماتیک‌ترین، در عین حال تأثربرانگیزترین فصل‌های زندگی حرفه‌ای اوست. این رویداد، تقابل تلخی میان فراموشی در زادگاهش (آمریکا) و پرستش در تبعیدش (اروپا) را به تصویر می‌کشد.

اجرای او صرفاً یک حضور افتخاری یا یک شوی کوتاه نبود؛ بلکه یک اجرای کامل و فیزیکی به سبک وودویل بود. کیتون که اکنون ۵۲ سال داشت، با بدن فرسوده اما همچنان مسلط بر کمدی فیزیکی، شوی زنده‌ای را اجرا می‌کرد که گگ‌های فیلم‌های کلاسیکش را روی صحنه سیرک بازآفرینی می‌کرد.

کیتون سیرکss مدرانو پاریس ۱۹۴۷ - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

از ویژگی‌های اجرای او:

باززنده‌سازی فیلم‌ها: او سکانس‌های مشهوری مانند سکانس کشتی در فیلم «زیرکام هوا» (The Navigator) و سکانس آکواریوم در فیلم «شرلوک جونیور» را به صورت زنده و با استفاده از وسایل صحنه اجرا می‌کرد.

تعامل با حیوانات: بخش مهمی از شوی او با یک الاغ (Mule) همراه بود که کیتون با آن درگیری‌های کمدی خلق می‌کرد (یادآور فیلم Go West).

چهره سنگی و سقوط: علیرغم سن بالا، او همچنان سقوط‌های خیره‌کننده و بدقلقی‌های بی‌خطر اما به‌ظاهر دردناک را انجام می‌داد و نمادین‌ترین ویژگی‌اش، یعنی «چهره سنگی» (The Great Stone Face) را حفظ کرده بود.

دلیل شرکت کیتون در این فعالیت

دلیل اصلی این مهاجرت موقت و اجرای سخت فیزیکی، نیاز مبرم مالی و سرنوشت تراژیک حرفه‌ای او در هالیوود بود:

سقوط در هالیوود: تا اواخر دهه ۱۹۳۰، کیتون در هالیوود عملاً فراموش شده بود. اخراجش از استودیوی MGM (به دلیل الکلیسم و سرپیچی از دستورات کارگردان)، از دست دادن استقلال هنری و سپس کار در استودیوهای درجه‌ب (مثل Educational Pictures) حرفه‌اش را نابود کرد. در دهه ۴۰، او تنها به عنوان نویسنده گگ (مهره‌پرداز) یا بازیگر نقش‌های بسیار کوچک و خنده‌دار در فیلم‌های درجه‌ب کار می‌کرد.

ستایش اروپا: در حالی که هالیوود او را یک کارگر استهلاک‌زده می‌دانست، منتقدان و سینماگرایان فرانسوی (به ویژه اطراف مجله Cahiers du Cinéma و جریان سوررئالیسم) او را نابغه مطلق سینما می‌پرستیدند. دعوت از او برای اجرا در پاریس، تلاشی برای ابراز احترام و بازگرداندن وقار هنری‌اش بود.

بازگشت به ریشه‌ها: کیتون کار هنری‌اش را در وودویل و سیرک (در کنار پدر و مادرش در نمایش Three Keatons) آغاز کرده بود. اجرای زنده برای او، هم یادآور روزهای اوج جوانی‌اش بود و هم تنها راهی که در آن زمان برای کسب درآمد مناسب در دسترس داشت.

چرا سیرک مدرانو؟

سیرکی که کیتون در آن اجرا داشت، یک سیرک معمولی نبود. سیرک مدرانو در نیمه اول قرن بیستم، یکی از مهم‌ترین نهادهای فرهنگی پاریس بود.مدرانو سیرک محبوب هنرمندان، نویسندگان و روشنفکران بود. نقاشان بزرگی چون پابلو پی‌کاسو، ژرژ سورا، آنری دو تولوز-لوترک و مارک شاگال از تماشاچیان دائمی آن بودند و در آثارشان از آن الهام گرفت.

شاعران سوررئالیست و نمادین (مانند ژاک پرور و رoberت دسنوس) به شدت مجذوب مدرانو بودند. برای آن‌ها، سیرک مدرانو با فضای رویایی، اغراق‌آمیز و فرار از منطق‌اش، تجسم هنر سوررئالیستی بود.

ساختمان «سیرک دو ایور» (سیرک زمستانی) برخلاف سیرک‌های چادرپوش و بزرگ، سالنی کوچک، مدور و بسیار صمیمی با گنجایش محدود بود. این فضا فاقد حلقه‌های متعدد اسب‌سواری بود و تماشاچیان بسیار نزدیک به حلقه مرکزی می‌نشستند. این صمیمیت، برای اجرای کمدی ظریف و چهره‌پردازی کیتون که در سینما به کلوزآپ وابسته بود، فوق‌العاده مناسب بود.

در نهایت باید اشاره کرد که حضور باستر کیتون در سیرک مدرانوی پاریس در ۱۹۴۷، یک تقاطع تاریخی بود؛ جایی که یک نابغه فراموش‌شده در زادگاهش، در پناهگاه فرهنگی و روشنفکری پاریس، درخشید و ثابت کرد که کمدی فیزیکی‌اش از مرزهای سینما و زبان فراتر رفته و نیازی به دیالوگ یا تدوین ندارد تا مردم را به خنده و تحسین وامیدارد.

گروه گزارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *