“آژنگ نیوز”:نقش زنان در کتاب مقدس مسیحیت قرنهاست که مورد بحث قرار گرفته است.به ویژه آنکه به صورت مشخص از۶ زن کلیدی در کتاب مقدس، از حوا تا مریم مجدلیه؛نام برده میشود.زنان کتاب مقدس طیف گستردهای از نقشها را در بر میگیرند – از ملکهها و مادرسالاران گرفته تا چهرههای بینام. در حالی که برخی از آنها رویدادهای محوری را شکل میدهند، بسیاری در حاشیه روایت باقی میمانند. از آنجایی که کتاب مقدس از جوامعی پدید آمده است که در آن مردان بیشترین مناصب قدرت را در اختیار داشتند، این انتظار میرفت. اما ماریون تیلور، استاد عهد عتیق در دانشگاه تورنتو، خاطرنشان میکند که در سراسر کتاب مقدس، بسیاری از چهرههای زن نقشهای پیچیده و گاه غیرمنتظرهای را بر عهده میگیرند که فرضیات سنتی را به چالش میکشد. همانطور که تیلور میگوید، “اهمیت زنان در کتاب مقدس دست کم گرفته شده است.” در اینجا شش زن کلیدی وجود دارد که داستانهای کتاب مقدس آنها این عمق را منعکس میکند.
حوا
طبق کتاب پیدایش، اولین کتاب مقدس، خداوند آدم را آفرید. با توجه به اینکه «خوب نیست که انسان تنها باشد»، خداوند حوا را از پهلوی آدم به عنوان همراه او آفرید. این دو در باغ عدن زندگی میکردند تا اینکه، طبق داستان، ماری حوا را متقاعد کرد که از میوه ممنوعه درخت دانش بخورد. او و آدم به عنوان مجازات از عدن رانده شدند. آنها بعداً صاحب سه پسر شدند: قابیل، هابیل و شیث.
تفسیر نقش حوا در گناه اولیه – این ایده الهیاتی که اولین عمل نافرمانی بشریت، گناه و مرگ و میر را به جهان معرفی کرد – با گذشت زمان تغییر کرده است. تیلور میگوید، اگرچه الهیات مسیحی اغلب بر نقش او تأکید میکند، «داستان کتاب مقدس حتی حوا را به طور خاص» به خاطر فریب خوردن سرزنش نمیکند. او به کار محقق فمینیست کتاب مقدس، فیلیس تریبل، اشاره میکند که تفسیری مجدد از داستان خلقت در کتاب پیدایش ارائه میدهد که خوانشهای سنتیتر را به چالش میکشد.
تریبل به جای اینکه حوا را ثانویه یا فرعی بداند، خلقت او را نقطه اوج روایت توصیف میکند. همانطور که تیلور توضیح میدهد، این دیدگاه نشان میدهد که در حالی که آدم از خاک آفریده شده است، حوا از ماده زنده انسانی آفریده شده است – عملی که میتوان آن را به عنوان نشانهای از نقشی پیچیدهتر و والاتر درک کرد.

استر
کتاب استر، متنی در عهد عتیق، داستان یک زن جوان یهودی را روایت میکند که پس از یتیم شدن، به مقام ملکه ایران میرسد و قوم یهود را از نسلکشی نجات میدهد. استر که توسط پسرعمویش مردخای بزرگ شده بود، به دربار سلطنتی برده شد و توسط شاه خشایارشا به عنوان ملکه انتخاب شد و به خاطر زیبایی و ظرافتش مورد تحسین قرار گرفت. به اصرار مردخای، هویت یهودی خود را مخفی نگه داشت.
طبق کتاب مقدس، هنگامی که هامان، مقام سلطنتی، پادشاه را متقاعد کرد که تمام یهودیان امپراتوری را بکشد، استر با مداخله، ریسک کرد. پس از سه روز روزه گرفتن، او به پادشاه نزدیک شد و هویت یهودی خود را فاش کرد. هامان اعدام شد و مقرر شد که یهودیان میتوانند از خود دفاع کنند. این داستان اساس جشنواره یهودی پوریم است که یادبود این رویداد است.
سارا
سارا، همسر ابراهیم و مادر اسحاق، به عنوان یکی از زنان کلیدی در کتاب پیدایش شناخته میشود. داستان او در روایتهای بنیادین کتاب مقدس عبری و عهد بین خدا و ابراهیم نقش محوری دارد. او هم زیبا و هم به خاطر مهماننوازیاش مشهور است.
از آنجا که اعتقاد بر این بود که سارا قادر به بچهدار شدن نیست، هاجر، برده مصری، صیغه ابراهیم میشود و پسرش اسماعیل را به دنیا میآورد. بعدها، در سن پیری سارا – طبق روایت کتاب مقدس، در ۹۰ سالگی – او اسحاق را به دنیا میآورد. اسحاق به عنوان جد قوم یهود در نظر گرفته میشود، در حالی که اسماعیل جد بسیاری از قبایل عرب محسوب میشود.
متکلمان به این نکته اشاره میکنند که سارا چقدر با خدا بیصبر بود و چقدر با هاجر رفتار تندی داشت. تیلور توضیح میدهد: «بدرفتاری سارا با هاجر نمونهای از این است که زنان نیز میتوانند بدرفتار باشند. قدرت بخشی از این داستان است.» «داستان او درباره بقا در جهانی است که آینده یک زن به باروری بستگی دارد. او ایدهآلسازی نشده است. او شک و تردید دارد، ناامید میشود، اشتباه میکند و به عنوان یک فرد کاملاً واقعی به تصویر کشیده شده است.»
ربکا
ربکا، همسر اسحاق، پس از ۲۰ سال ناباروری، طبق کتاب پیدایش، دوقلوهایی به دنیا آورد – یعقوب و عیسو. اولین دوقلوهایی که در کتاب مقدس ذکر شدهاند، پسرانی بودند که در رحم با هم میجنگیدند. پیشگویی شده بود که آنها ملتهای جداگانهای تشکیل خواهند داد – و بزرگتر به کوچکتر خدمت خواهد کرد.
با بزرگ شدن آنها، عیسو شکارچی ماهری شد و یعقوب ساکتتر و کمحرفتر. ربکا یعقوب را ترجیح میداد، در حالی که اسحاق عیسو را ترجیح میداد. این جدایی باعث شد ربکا اقدامی قاطع انجام دهد: او اسحاق را – که در آن زمان پیر و نابینا بود – فریب داد تا حق نخستزادگی خانواده را به یعقوب بدهد. این لحظه نقطه عطفی در تاریخ کتاب مقدس است، زیرا یعقوب – که بعدها به اسرائیل تغییر نام داد – همنام قوم بنیاسرائیل میشود.
تیلور میگوید: «او به اندازه یک شخصیت کامل نیست. اما او به طور غیرمعمولی قاطع است. او خانواده خود را به انتخاب خود ترک میکند تا با اسحاق ازدواج کند. او مستقل عمل میکند. او حیلهگر و فریبکار است. او بسیار جالب است.»
مریم
مریم به عنوان زن جوان یهودی که برای به دنیا آوردن مسیح انتخاب شد، به خاطر ایمان و اطاعتش از عیسی و خدا شناخته میشود. طبق انجیلهای عهد جدید، او در طول زندگی و خدمت عیسی حضوری وفادار داشت و در مصلوب شدن او نیز حضور داشت.
تفسیرهای مربوط به لقاح و مادر بودن مریم در طول زمان و سنتها متفاوت بوده است. تیلور خاطرنشان میکند که برخی از ایدههای مرتبط با مریم بعداً در اندیشه مسیحی شکل گرفتهاند. تمایز قائل شدن بین دو مفهوم اغلب گیجکننده مهم است: تولد از باکره – این باور که مریم عیسی را بدون روابط جنسی باردار شد – و لقاح معصومانه، یک آموزه الهیاتی متاخر در برخی از سنتهای مسیحی که به لقاح خود مریم بدون گناه اولیه اشاره دارد.
تیلور میگوید که ایده لقاح معصومانه مریم میتواند به قرن نوزدهم بازگردد. تیلور توضیح میدهد کسانی که معتقدند او باکره بوده است، به انجیل لوقا اشاره میکنند، جایی که مریم میپرسد چگونه میتواند باردار باشد “چون شوهر ندارم”.
مریم مجدلیه
مریم مجدلیه، احتمالاً اهل شهر ماهیگیری مگدالا در دریای جلیل، پس از شفای هفت دیو توسط عیسی، طبق انجیل لوقا، به شاگردی او درآمد. او در طول زندگی عیسی از خدمت او حمایت کرد، شاهد مصلوب شدن او بود و اولین کسی بود که رستاخیز او را دید و اعلام کرد. در متون اولیه مسیحی، او به عنوان یکی از پیروان برجسته عیسی معرفی شده است، اگرچه نقش او بعداً در سنت مسیحی غربی دوباره تفسیر شد. شواهد کمی برای تأیید اینکه او فاحشه بوده یا با عیسی ازدواج کرده است، وجود دارد. تیلور میگوید: «در ابتدا سردرگمی در مورد او وجود داشت.» در نتیجه، مریم مجدلیه اغلب با یک زن گناهکار بینام از انجیل لوقا اشتباه گرفته میشد، و منجر به این تفسیر میشد که او یک فاحشه توبهکار بوده است. تیلور میگوید: «مریم مجدلیه مهم بود زیرا ثابت کرد که زنان میتوانند موعظه کنند و میتوانند انجیل را با دیگران به اشتراک بگذارند. او به زنان قدرت داد تا ساکت نمانند و قدم بردارند.»
نویسنده:گرگوری ویکمن
منبع:سایت هیستوری.
گروه گزارش
