“آژنگ نیوز”:وقتی هوشنگ بهشتی در مدرسه بود هیچکس ذوق آرتیستی در او سراغ نداشت و گاه و بیگاه که بچهها میخواستند نمایشی ترتیب بدهند تنها کسی که خودش را کاندید ایفای یکی از رلها نمیکرد همین بهشتی بود.مدرسه ئی که بهشتی در آن درس میخواند (امیر معزی) نام داشت و تصادفاً مجید محسنی هم شاگرد همین مدرسه بود مجید از کودکی علاقمند به تآتر و سینما بود همینکه احساس میکرد دروس خشک و خسته کننده نزدیک است دمار از روزگارش در بیاورد فوراً تآتری علم میکرد و یکی دو هفته (با عذر موجه) سر کلاس نمیرفت.
عصرها مجید و بهشتی پول جمع می کردند تا شب بطور دسته جمعی با رفقا به سینما بروند. آن روزها سینما پارس (واقع در کوچه جنب تآتر پارس) دایر بود و فیلمهای ریشارد تالماج و صاعقه و نظیر آنها را نشان میداد.مجید که علاقمند بفیلمهای «بزن بزن» بود با همین بهشتی اغلب در سالن سینما بوکس بازی میکرد و بهشتی هم که از بچگی ورزشکار و باصطلاح گردن کلفت بود هم میزد و هم میخورد و بالاخره هم پیش میبرد.
کم کم دوره تحصیلی آنها در دبستان «امیرمعزی» بپایان رسید و دوستان یکدل، از یکدیگر جدا شدند و بقول معروف «هر یک از گوشهای فرارفتند» .سالها گذشت و بندرت بهشتی و مجید محسنی توانستند ملاقات هم نایل آیند تا بالاخره یکروز هنگامی که دوره اول هنرستان هنرپیشگی(۱۳۱۸ خورشیدی) افتتاح مییافت، مجید، بهشتی را کنار خود دید و خیلی هم تعجب کرد که آن آدم جسور و ورزشکار چطور میخواهد جلد عوض کند و هنرپیشه شود.

دوره اول که بپایان رسید عدهئی از فارغ التحصیلان هنرستان در تآتر تهران استخدام شدند و بهشتی هم جزء همان عده بود و تا سالهای بعد با پشتکار عجیب و کم نظیری هنر خود را دنبال کرد.
در مدت فعالیت هنری کمتر کسی از بهشتی رنجیده خاطر شده و کمتر اتفاق افتاد که بعلت عدم حضور در جلسات تمرین، حسابدار تماشاخانه حقوق او را کسر کند.
با آنکه هنرپیشگان از روز اول ادعامی کردند که باید رل اول را بعهده آنها بگذارند .معهذا بهشتی با هر رلی ولو کوچک و کم اهمیت هم که بود ساخت تا آنجا که در نمایشنامه کمدی « طلاق » که زیر نظر استپانیان روی سن آمده بود اولیاء امور تآتر فهمیدند که بهشتی آتشی بوده که تا کنون زیر خاکستر پنهان شده و از امروز باید این آتش را بیرون آورد و از وجودش بیش از اینها استفاده کرد.
نمایشنامه طلاق آغاز شهرت و معروفیت بهشتی بود دیگر رلهای کمدی سنگین پشت سر هم به عهده او محول می شد و بهشتی که تا آن تاریخ اوقات فراغتش خیلی زیاد بود فرصت این که سرش را خاراند پیدا نکرد .کم کم شهرت و معروفیت او سبب شد که با دختری آشنا شود و بلافاصله بارسنگین «ازدواج» را بردوش بگیرد بهشتی بمحض اینکه «مردخانه» شد در همسایگی «سارنگ» خانه ئی اجاره کرد و سری به راه و پائی به راه خدمت هنری و اداری خود ادامه داد .
اما متاسفانه مشخص نشد چه موضوعی بمیان آمد که موجب قطع رشته علائق آنها شد.بهر حال مدت این ازدواج خیلی کوتاه بود.
بهشتی علاوه بر نمایشنامه های زیادی که در تماشاخانه تهران بازی کرده بود دردهه ۳۰ خورشیدی یکی دو فیلم هم شرکت کرد که مهمترین و آخرین آن «مهتاب خونین» (۱۳۳۴ خورشیدی)بود ولی آن طور که انتظار میرفت این فیلم نتوانست کمکی به ازدیاد شهرت او بکند و مثل اینکه بهشتی دیگر نه قصد ازدواج داشت و نه میخواست در فیلمی شرکت کند.
گروه تاریخ
