“آژنگ نیوز”:نیکتاج صبری بازیگر قدیمی در ایفای نقشهای.کولی ،کلفت و پیرزن! مهارت فراوان داشت.خانم صبری از ده سالگی احساس کرد که روح و جسم او تشنه هنرپیشگی است ولی با توجه به اینکه خانواده او بنا به اقتضای زمان و مکان نمی توانستند با تقاضای این دختر خانم موافقت کنند، بر خلاف میل باطنی آنها دل را به دریا زد و به دسته هنرمندانی که در تئاتر مرکزی کار می کردند پیوست و در بسیاری از نمایشنامه های این تروپ رلهای مهمی ایفا کرد صبری بقول دوست و دشمن در فن خود آتشپاره ای بود!

بهمین لحاظ از ابتدا سعی کرد رلهای باب طبع خود را انتخاب کرده و در رشته کمدی عمل نماید و مثل اینکه اشتباه هم نکرد زیرا در عالم هنرهمه اذعان داشتند که نیکتاج صبری در ایفای رلهای کمدی مخصوص بخود رقیب ندارد.
خانم صبری پس از افتتاح کلاس تآتر شهرداری جزو شاگردان آقای علی دریا بیگی که هنر آموز کلاس مزبور بود اسم نویسی کرد و چون کلاس تآتر شهرداری نتوانست بکار خود ادامه دهد و هنرستان هنرپیشگی جای آنرا گرفت؛ باز هم صبری از پای ننشست و به هنرستان هنر پیشگی رفت و در ردیف اولین دسته هنر پیشگان فارغ التحصیل این هنرستان فارغ التحصیل شد و دیپلم خود را همراه با نشان درجه یک پرورش افکار دریافت کرد.

صبری در نقش کولی
در کنار بازیگری خانم صبری سالها خدمت دولت را میکرد و در سازمان برنامه مشغول به کار بود. زندگی خصوصی صبری از ازدواج اولیه و بعد جدائی او و همسرش شروع شده و با انزوا و گوشه گیری ختم گردید.
صبری خودش گفته است:من شخصا بحرفه خود علاقمندم و امیدوارم هنر نمایشی ما بتواند در نمایاندن مفاسد اخلاقی و صحنه های تاریک اجتماعی رل مهمی ایفاء کند و هنرمندان کشور ما نیز دوشادوش سایر هنرمندان جهان دارای قدر و منزلت شده و مورد احترام عموم واقع گردند.

صبری در نقش پیرزن(مادر شوهر)
شما بهتر میدانید که زندگی با مصیبت و رنج آمیخته است و کسی که با امیدی در راهی قدم میگذارد باید طاقت تحمل نیش های جانگداز خار مغیلان را داشته و از هیچ مانع و رادعی نهراسد . من که شادابی و جوانی خود را در این راه از دست داده ام بجرئت میتوانم بگویم که مشتاقانه باستقبال شدائد و مصائب زندگی رفته و هنوز هم باعوامل مخربی که دشمن هنروهنرمند هستند مردانه میجنگم. آری من یک روز حتی یک لحظه خوشی ندیده ام اما بسیار خرسندم که وقتی خود را روی صحنه میبینم همه این دردها همه این ناملایمات را فراموش میکنم.

صبری در نقش دعا نویس
بهمین لحاظ است که از ابتدای جوانی یعنی از سن ده سالگی وقتی قدم بعالم تئاتر گذاشتم ضمن مبارزه با دشمنان و بدخواهان در انجام اموری که بمن محول میشد تا سرحد امکان میکوشیدم. چه فرقی میکند اگر ما بشخصه خوشنود نیستیم لااقل باعث سرورو شادمانی دیگران میشویم و این خود افتخاری است که در راس همه افتخارات زندگی ما قرار دارد.
گروه تاریخ
