“آژنگ نیوز”:در دوره قاجاریه مراسم عید نوروزخیلی زودتر واز شب چهارشنبه سوری شروع میشد.در زمان شب چهارشنبه آخر سال ،درکوچه وخیابانهای تهران ،هیاهو و جنجال زیادی برپا بود. پس از اینکه تمام افراد خانواده های تهران درعصر آنروز با تشریفات خاصی از روی بوته هایی که در صحن حیاط خود آتش میزنند پریدند، مردها از خانه خارج شده و بدنبال تفریح و گردش میروند و زنها، دختران و رسیده و دم بخت خود را که موقع شوهر کردنشان شده و هنوز خواستگاری برای آنها نیامده است آراسته و با چادر و چاقچور و روبنده و کفشهای مخصوص ساغری از خانه بیرون می آوردند و بطرف سر در نقاره -خانه راه می افتادند.
سر درنقاره خانه ،در میدان سپه و در اول خیابان باب همایون قرار داشت.زنها عقیده داشتند اگر موقعی که نخستین چوب نقاره چیها به طبل می خورد، اززیر سر در عبور کرده و یکمرتبه اینطرف و یکمرتبه آنطرف بروند بخت دخترشان باز خواهد شد و فورا برای آنها خواستگاری خواهد آمد ؛ ولی بشرط آنکه درست در همان آنیکه نخستین چوب بطبل بخورد در زیر سر در باشند .

بدین ترتیب نزدیک غروب آفتاب و پیش از شروع نقاره ،عده بسیار زیادی زن و دختر در اینطرف و آنطرف سر در نقاره خانه ایستاده و منتظر شروع نقاره و باز شدن بخت خود میشدند.
جوجه مشدیهای محل و پسر حاجی های جوان نیز که بسن بلوغ رسیده وارد عوالم تازه ای شده بودند، با سرداری وجبه های بلند، پاشنه گیوه ها و ملکی های خود را در کشیده و برای تماشای ازدحام زنان و در ضمن دیدن روی دختران ازپس رو بنده های سفید، در میدان تو پخانه جمع میشدند .
نقاره چیها به زحمت زیاد و با کمک چندفراش ترکه بدست ، صف زنان را از داخل جمعیت کثیرشکسته و هر طوری بوداز پله های مارپیچ و باریک خود را بالای سر در نقارخانه می رساندند .
در این هنگام دیگر ازدحام و هیاهوی جمعیت زنان بحد اعلای خود میرسید و ازهر طرف فشار میآورند که به سر در نزدیک شده و در ضمن خوردن نخستین چوب بطبل ، زیر سر در بروند.
زنهایی هم که قبلا در نزدیکی سر در جای گرفته بودند و جلوی همه قرارگرفته بودند در مقابل این فشار مقاومت کرده و سعی می کردند قبل از خوردن چوب بطبل، اززیر سر در رانده نشوند در این گیرودار یکمرتبه صدای نقاره بلند میشد و هجوم زنها ازدو طرف بزیر سردر شروع میگردید.
عده ای از دخترها و زنها زمین میخورند و چادرشان پاره میشد ، روبنده شان کنار میرفت ؛ ولی هیچیک از آنها اهمیت به این وضع نمیدادند و فقط سعیشان در این بود که پس از رسیدن به زیر سر در نقاره خانه ، یکمرتبه با ینطرف و یکمرتبه به آنطرف بروند و بختشان باز شود. جوجه مشدیها ، و جوانهای تازه بالغ نیز از این موقع استفاده کرده و در خلال همین اوقات چهره پر آزرم دو شیزگان را می توانستند از پس روبنده های سفیدی که خواه ناخواه بالا میرفت بینند وخیلی از جوانها و پسر حاجی ها در همین اوقات عاشق دخترانی شده و باتعقیب آنها منزلشان را یاد گرفته و خواستگار برایشان میفرستادند .
در حقیقت بخت عده زیادی ازدختران از همین راه باز میشد و بخانه شوهر میرفتند.البته در همین زمان بود که جیب برها و دزدان موقع را مغتنم شمرده و زنهای حقه باز در زیر سر در نقاره خانه مجال پیدا کرده و گردن بند وزینت آلات زنان دیگر را میربودند ،حتی طوری که نقل می کردند گاهی مردان حقه باز و شیاد نیز لباس زنانه پوشیده و چادر و چاقچور می کردند و خود را میان زن ها می انداختند و درشلوغی زیر سر در نقاره خانه، با مهارت زیور آلات طلا و جواهر آنها را میدزدیدند.چنانکه چندسال پیش تر مردی را در لباس زنانه و در چادر و چاقچور در همان نقطه دستگیر کردند. وی در حالی که مشغول ربودن گردن بندی از گردن دختر اعیانی بود، دستگیر شده بود آن مردرا روز بعد بحضور ناصرالدین شاه بردند.شاه فوق العاده متغیر گشت و برای اینکه اینکار نظائری پیدا نکند و دیگر مردی بلباس زن در نیاید و وارد اندرون سلطنتی نشود ؛فرمان داد آن مرد را در کیسه انداخته و سر آن کیسه را ببندند و بعد کیسه سربسته را از بالای عمارت شمس العماره به پایین پر تاب کنند. ولی در هر صورت این مجازات ، علاج دردی برای دزدی در زیر سر در نقاره خانه را نکرد و هر سال مقدار زیادی از زینت آلات زنان ربوده میشد .پس از آنکه زنها از مراسم زیر سر در نقاره خانه فارغ میشدند بخانه بازمیگشتند و قاشق زنی شروع میشد.

زنهای بیوه ودخترانی که زیر سر درنقاره خانه رفته بودند و شوهر می خواستند وهمچنین سایر زنانی که حاجتی داشتند، یکی یک بادیه وقاشق دست گرفته و در خانه های همسایه میرفتند و بازدن قاشق چیزی از آنها طلب می کردند . یکی از تشریفات لازمی را که می بایستی در این مورد حتماً رعایت میشد، این بود که زنها و دختران نباید در حال قاشق زنی صحبت کنند و باید کاملا سکوت اختیار نموده و زبان خود را ببندد و اگر زبانشان بسخن باز میشد ؛تمام زحما تشان به هدر میرفت و شوهر گیرشان نمی آمد.البته رعایت این نکته مخصوص برای زنها کار بسیار مشکلی بود و اغلب اوقات به اشکالات زیادی بر می خورد، زیرا مردان مجرد اغلب در خانه های خود در کمین قاشق زنها می نشستند و…بهمین جهت قاشق زنها فقط در خانه های همسایه های نزدیک و آشنا میرفتند و اگر میخواستند در خانه های ناشناس نیز بروند زن دیگری را محض احتیاط همراه میبرند.
قاشق زنی شب چهار شنبه سوری قدری رایج بودکه در اندرون ناصر الدین شاه نیززنها دست از آن برنمیداشتند و خانمهاییکه حاجتی داشتند با کلفت ها و کنیزهایی که شوهر میخواستند قاشق و بادیه را دست گرفته و به در یکی یکی از خانه های ارک وحرم ناصر الدین شاه میرفتند . البته شاه قاشق زنی را برای زنان خود ممنوع کرده بود ؛ ولی کلفتها و کنیزکان آزادبودند و خواجه ها از آنها جلو گیری نمی نمودند .
تهیه و تدوین:حسن محرابی
گروه تاریخ
