“آژنگ نیوز”:کشف گنج توسط نیما یوشیج؛یکی از رویدادهایی بود که ناشی از بالا گرفتن تب گنج در دوره ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه بوده است.در این دوره افراد سعی میکردند با ادعای کشف گنج خود را به دربار و شاه قاجاری نزدیک کنند.
نیما یوشیج هم پیرو همین مد روز! در سالهای کودکی به اقتضای استعداد ذاتی خود خیلی شیطان بود و تازه داشت با زبان فرانسه و البته بیشتر با الفبای فرانسه آشنا میشد. این آشنایی با خط بیگانه موجب شد که او فکر بکری کند.نیما در ابتدا پیش پدر و عموی خود ادعا کرد که با کمک کتابهای فرانسه تا درجه ای زبان پهلوی را پیش خود یاد گرفته است.

بعد هم چند روز نشست و زحمت کشید و یکی دو تکه سنگ را صاف کرد و با نوک چاقو چند خط کج و معوج که به ادعای خودش حرف میخی و زبان پهلوی بود!روی آن سنگها کند و بعد از چند روز آن سنگها را که خیلی هم خاک آلود شده بود پیش پدر خود برد و خلاصه آنکه با تمهید مقدماتی به زبان بی زبانی آنها را به فکر انداخت که این سنگها گنج نامه است که در زمان ساسانیان و از عهد داریوش و خشایارشا باقی مانده است و قطعا در همان محل که این سنگها پیدا شده گنج بزرگی نیز نهفته است.
پدر نیما که مردی شریف بود و هرگز دروع نمیگفت هرگز حدس نمیزد که این پسر دوازده ساله این قدر شیطان باشد که چند مرد بزرگ را فریب دهد . مخصوصا که نیما تاکید میکرد که به زبان پهلوی روی آن سنگها نوشته است:جان جهان اینها است. زرها اینجا است.
نیما مخصوصا این کلمات را طوری تلفظ میکرد که پدر و عموی او یقین کردند درست و حسابی زبان پهلوی است.پدر نیما به اتفاق برادر خود چند شب که نوکرها و اطرافیان را دور کردند.زمین را حفر کردند چندین گودال کندند و بالاخره که خسته و فرسوده شدند فهمیدند این دسته گلی است که آقا زاده به آب داده است. با آن مهارتی که این پسر ده دوازده ساله نشان داده بود و با آن کلمات کح و کوله ای که مدعی بود اصل زبان پهلوی و خط میخی است مرحوم انتظام السلطنه پدر نیما که جای خود دارد .هرکس دیگر هم بود فریب میخورد و به همان دام می افتاد.و شاید خیلی زیادتر از پدر و عموی نیما شب تا صبخ دنبال معدن طلا و گنج یادگار سلاطین ساسانی میگشت و زمین می کند.
گروه تاریخ
