“آژنگ نیوز”:نمایش «در انتظار گودو»، نمایشنامه‌ای بسیار تأثیرگذار و ماندگار از ساموئل بکت، برای اولین بار در پاریس به روی صحنه رفت.این نمایش با واکنش‌های متفاوتی روبرو شد. با وجود واکنش اولیه تماشاگران، این نمایش به نقطه عطفی در تئاتر مدرن تبدیل شد. در یک نظرسنجی در سال ۱۹۹۸ از بیش از ۸۰۰ متخصص تئاتر که توسط تئاتر ملی سلطنتی بریتانیا انجام شد، «گودو» به عنوان مهمترین نمایش انگلیسی زبان قرن بیستم انتخاب شد.

«گودو» در ۵ ژانویه ۱۹۵۳ در پاریس در یک تئاتر کوچک در ساحل چپ به نام تئاتر بابل افتتاح شد. بکت، اهل دوبلین و ساکن پاریس، در ابتدا این نمایش را به زبان فرانسوی با عنوان «در خدمت گودو» نوشت. در شب افتتاحیه، برخی از تماشاگران که از تماشای نمایشی بدون هیچ اکشن و تقریباً بدون صحنه‌آرایی گیج شده بودند، سالن را ترک کردند. یک منتقد فرانسوی اظهار داشت: «این تئاتری نیست که ما می‌شناسیم.» «گودو» اولین اجرای انگلیسی زبان خود را در سال ۱۹۵۵ در لندن و چند ماه بعد در دوبلین داشت. وقتی این نمایش در سال ۱۹۵۶ در نیویورک افتتاح شد، بروکس اتکینسون، منتقد نیویورک تایمز، آن را «رازی پیچیده در یک معما» نامید.

گودو - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

داستان شامل دو ولگرد، استراگون و ولادیمیر، است که منتظر کسی به نام گودو هستند که هرگز نمی‌رسد. صحنه به جز یک درخت خالی است. سه شخصیت دیگر، پوتزو، لاکی و یک پسر، به طور خلاصه ظاهر می‌شوند. طبق نقدی که در سال ۱۹۵۶ توسط منتقد ایرلندی و بکت‌شناس، ویوین مرسیه، نوشته شده است، بکت «به یک غیرممکن نظری دست یافته است – نمایشی که در آن هیچ اتفاقی نمی‌افتد، اما تماشاگران را به صندلی‌هایشان میخکوب می‌کند. علاوه بر این، از آنجایی که پرده دوم تکرار ظریف و متفاوتی از پرده اول است، او نمایشنامه‌ای نوشته است که در آن هیچ اتفاقی دو بار نمی‌افتد.» «گودو» به عنوان یک اثر پیشگام تئاتر استعاری و کم‌هزینه، به الگویی برای آنچه که به عنوان تئاتر پوچی شناخته می‌شود، تبدیل شد.

بکت هرگز در برابر روشن کردن اینکه نمایش «درباره چیست»، فراتر از متن تحت‌اللفظی آن، مقاومت کرد. سر پیتر هال، که اولین اجرای این نمایش در لندن در سال ۱۹۵۵ را کارگردانی کرد، در سال ۲۰۰۹ به گاردین گفت: «کاملاً واضح است که «گودو» می‌تواند هر چیزی باشد که بخواهید. او ادامه داد: «گودو استعاره‌ای از ادیان، فلسفه، باور و هر چیزی است که بتوانید به آن فکر کنید، اما هرگز به آن نمی‌رسید.»

ابهام و حس جهان‌شمولی بی‌زمان این نمایش، آن را به یک اثر نمایشی خالی تبدیل کرده است که با کارگردانان سراسر جهان طنین‌انداز شده است.

گروه گزارش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *