مهمترین معانی اصالت فرهنگ،تقدم تغییر درونی بر تغییر بیرونی

“آژنگ نیوز”:یکی از مهمترین معانی اصالت فرهنگ،تقدم تغییر درونی بر تغییر بیرونی است.به بیان دیگر آنچه تعیین کننده سرنوشت ماست،” تلقی ما از امور بیرونی است نه خود امور بیرونی.”

این تعیین کنندگی به دو معناست که مورد تایید ادیان و مذاهب نیز می باشد. معنای اول این است که در عالم بیرون، تغییری رخ نخواهد داد مگر آنگه در ابتدا و قبل از آن، در درون تغییری روی داده باشد. اگر در بیرون تحولی می بینیم، حتما قبل از آن تغییری و تحولی در درون روی داده است. نمی توانید در بیرون و در ارتباطات خود با دیگران و یا در ارتباطات خود با طبیعت شاهد تحول تغییر و دگرگونی باشید، مگر آنکه قبلاً در درون و در ارتباط با خود تغییر کرده باشید. هر امری ابتدا در درون روی می دهد و سپس به بیرون سرایت می کند. اگر در درون چیزی روی ندهد، چیزی در بیرون نیز روی نخواهد داد.

از این رو گفتم یکی از آموزه های مشترک ادیان و مذاهب این است. تعبیر قرآنی اصالت فرهنگ این آیه هست:” انَّ الله لایغیرُ ما بقومٍ حتی یغیروا ما بانفسهم.”(سوره رعد آیه:۲۰) اصالت فرهنگ به این معنا، این است که اگر می خواهید بیرون تان بهتر شود، باید درون تان را بهتر کنید. این مطلب هم در زندگی مادی و هم در زندگی معنوی ما معنادار است.

تغییر درونی در زندگی تأثیرگذار است نه تغییر بیرونی
معنای دوم اصالت فرهنگ این است که انچه در بیرون رخ می دهد به اندازه تلقی ما در سرنوشت ما تاثیر نمی گذارد. آنچه تعیین کننده سرنوشت ماست، تلقی ما از امور بیرونی است نه خود امور بیرونی. مثلا مرگ برای همه ما انسانها وجود دارد، ولی تلقی های ما از مرگ باهمدیگر فرق می کند. مرگ به لحاظ آبجکتیو، یک چیز بیشتر نیست اما تلقی هایی که از آن می شود، بسیار باهمدیگر متفاوت اند. این تلقی است که زندگی ما را از همدیگر متمایز می کند. آنچه مهم است، این نیست که در بیرون از خود چه می گذرد، بلکه مهم آن است که از آنچه در بیرون روی می دهد، چه تلقی و برداشتی دارید.

در ادبیات بودایی آمده که دو سالک بودایی داشتند سفر می کردند، آنها در راه به رودخانه خروشانی رسیدند (در تعالیم بودایی، طالبان سیر و سلوک باید یک جا آرام نگیرند و باید همیشه در سفر باشند)، آنها دختری را دیدند که در کنار رودخانه ایستاده و چون رودخانه خروشان بود، نمی تواند از رودخانه عبور کند، یکی از آن دو سالک به دختر پیشنهاد کرد که اگر می خواهید، بر روی دوش من سوار بشوید تا من شما را به آن سوی رودخانه ببرم. آن دختر بر دوش آن مرد سوار شد و سالک، آن دختر را به آن طرف رودخانه بُرد .او نیز از دوش سالک پیاده شد و رفت. آن دو سالک ادامه طریق کردند، سه روز بعد در یک جایی برای صبحانه نشسته بودند که سالک دوم به سالک اول گفت که تو آن روز کار زشتی کردی که دختر را بر دوش خودت سوار کردی. سالک اول گفت، من آن دختر را سه دقیقه بر دوش خود سوار کردم اما اینک احساس می کنم که آن دختر سه روز است که بر دوش ذهن تو سوار است.

آنچه در بیرون رخ داد چندان مهم نبود اما چیزی که مهم است آن است که در درون تو می گذرد. وقتی دختر بر دوش من بود، همچون وزنه ای بر دوش من بود به مدت سه دقیقه، و هیچ تغییر حالی در من روی نداد. اما تو که بعد از سه روز این مسئله را پیش می کشی، معلوم است که در این سه روز، آن دختر دائما سوار بر ذهن تو بوده است.

این، تلقی است که زندگی ما را تعیین می کند نه آن امری که در خارج اتفاق افتاد. به این معنا، اصالت فرهنگ کاملا قابل دفاع است. به این معنا که امور بیرونی آنقدر اهمیت ندارند که تلقی ما از امور بیرون اهمیت دارند. در انجیل حوادث فراوانی از حضرت عیسی نقل شده است. انتقادی که آن حضرت بر همه روحانیون یهودی داشتند این بود که به حوادث بیرون بیشتر اهمیت می دهید تا تلقی ای که از حوادث درون دارید. این، تلقی هست که زندگی ما را تغییر می دهد این تلقی درونی را باید تغییر دهیم نه امور بیرون.

آنچه در درون ما می گذرد، تعیین کننده سرشت و سرنوشت ماست، نه آنچه در بیرون روی می دهد. با توجه به اینها، اگر کسی بخواهد در باب بشر آینده و آینده بشر سخن بگوید، باید در باب آینده احوال درونی انسانها سخن بگوید. اگر بناست که آینده بشر بهتر از بشر اکنون باشد، باید احوال درونی آنها بهتر گردد. این معنا به صورت دیگر، تقدم فرد انسانی بر نهادهای اجتماعی مانند، نهاد اقتصاد، نهاد سیاست، نهاد خانواده و حتی نهاد دین و مذهب است. نباید چشم به تغییر نهادها بدوزیم، و فکر کنیم، اگر نهاد سیاست عوض شود، چیزی عوض خواهد شد. اگر ما عوض شویم، نهاد سیاست و اقتصاد عوض می شوند. اگر قرار است اقتصاد عوض شود، باید در ابتدا درون انسانهایی که با اقتصاد سر و کار دارند، عوض شود.

مصطفی ملکیان

گروه گزارش

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مناسبت امروز

از دیروز