image 49

گول خوردند، قالیچه ها به سرقت رفت

نهم اسفند سال 1355 است ،زن در آشپزخانه مشغول تدارک ناهار بود که زنگ زدند کارش را نیمه تمام گذاشت و به طرف در رفت وقتی در را باز کرد آقایی را دید که عینک دودی به چشم داشت رو به روی خود دید. زن پرسید فرمایشی دارین؟ مرد  خندید آمدم کنتور را نگاه کنم. زن کنار رفت  و مرد داخل شدم. مرد ظاهراً مشغول بررسی کنتور بود که زن به آشپزخانه برگشت. یک ربع بعد صدای مرد  را شنید. خداحافظ خانم

 آمد کناردر آشپزخانه و جواب خداحافظی مرد را داد و او رفت. بعد از رفتن مرد، زن دیگ روی چراغ گاز گذاشت. نزدیک ظهر که بچه ها از مدرسه برگشتند غذا آماده بود. غذا را دور هم خوردند. بچه ها دوباره به مدرسه رفتند. ساعت حدود سه بعد از ظهر بود که زنگ فکر کردچرتی بزند ،تازه به رختخواب رفته بود که زنگ  زدند .با بی حوصلگی رفت  و در را باز کرد. از دیدن مردی که روبرویش بود تعجب کرد. پرسید با کی  کار دارین؟ مرد خندید ،من را  آقا فرستادن مرد مکث  کرد و زن پرسید :فرستادن  که چی ؟مرد گفت فرستادن تا  قالیچه ها را  بگیرم برای شستن به کارخانه ببرم .

image 49

قبل از اینکه زن جوابی بدهد اضافه کرد، آقا گفتند نشون به اون نشون که یک اسکناس ۱۰ تومانی زیر قالیچه سرمه ای توی هال است ،قالیچه ها را بدهید من ببرم .زن فکری کرد و گفت: شما هم اینجا باشید تا من برگردم. بعد به سراغ قالیچه سرمه ای رفت. زیر آن را دید. یک  اسکناس  ده تومانی زیر آن بود. برگشت و  به مرد ناشناس گفت : کدوم قالیچه‌ها را گفته بهتون بدم .مرد بی درنگ گفت هرچی قالیچه هست بدین ببرم . زن گفت بیاین  تو خودتون جمع کنین. مرد داخل شد ، چهار  قالیچه توی هال و اتاق خواب را تا کرد بعد خداحافظی کرد و اومد بیرون.زن  تمام بعد از ظهررا کارکرد. شب که شوهرش آمد با دیدن وضع به هم ریخته پرسید: پس قالیچه ها کجا ن؟ زن  مات  زده پرسید : مگه نگفتی  بدم قالیچه ها رو بیارن بازارتا بدی بشورن؟

 مرد که سخت تعجب کرده بود گفت: نه من کی گفتم ؟زن دستپاچه گفت: مگه خودت اون آقا رو نفرستادی و نشونی  بهش نداده  بودی که قالیچه ها رو ببرم. مرد بر سر خود زد و ا گفت :چه نشانی کدوم آقا ؟بعد از اینکه زن جریان را تعریف کرد. مردفهمید آن مامور قلابی  که برای دیدن کنتور آمده بود این ده تومانی را  زیر قالیچه سرمه ای قرار داده و نفر دوم هم از دوستان همان مامور قلابی بوده که قالیچه‌ها را جمع کرده و برده است .مرد جریان را به کلانتری خبر داد .در این مورد پرونده تشکیل شد حالا ماموران در جستجوی آن دو نفر هستند .

گروه تاریخ

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *