“آژنگ نیوز”:پرخیده یکی از استعدادهایی بود که اگر سی سال دیرتر یعنی در دهه۳۰خورشیدی فعالیت هنری خود را شروع میکرد ، شهرت عالمگیری پیدا میکرد و از کجا که زودتر از سی سال، به آن هدف و ایده آل که در نظر داشت، نمیرسید .علت این عدم موفقیت آن بود که در اوایل رواج تاتر در ایران مردها نقش زنان را در تئاتر بازی میکردند و کم کم که ذهن اشخاص کمی بازشد، چند نفر آنکورس ارمنی پیدا شدند که در نمایشنامههای انگشت شمار آن زمان منحصراً از وجود آنها استفاده میشد.
بعد، با تشکیل تروپهای مختلف دخالت شخصیتهای برجسته مانند سید علیخان نصر، میرزا مهدیخان ملکی، منشی باشی و سایرین تأثیر معنی و مفهوم دیگری در ذهن عموم پیدا کرد و تا حدی آن بدبینیها و سوظنها برطرف شد.در چنین موقعی بود که بغیر از بانوان ارمنی، چند نفر زن مسلمان هم دل را به دریا زده و بتشکیلات هنری جدید التأسیس پیوستند ولی برای آنکه زیاد دچار دردسر نشوند نام مستعار برای خود انتخاب کرده و با نام، پرخیده، هلن و مریم فعالیتهای هنری خود را آغاز نمودند.

نفراول ایستاده از راست درعکس علی اصغر گرمسیری و نفر دوم خانم پرخیده(نام اصلی نورالهدی مظفری)
در میان آنان پرخیده دختر مردی بود که با ورود به عالم تئاتر، از محبتهاو نوازش پدر و اقوام خود محروم گردید. اما اینها بهیچوجه نمیتوانست سد راه او باشد و روح تشنه او را که بدنبال چشمه حیات می گشت از راهی که در پیش گرفته بود منحرف سازد. از مهمترین پیسهایی که با شرکت پرخیده روی صحنه آمده، نمایشنامه امیر ارسلان و فرخ لقا بود که پرخیده رل فرخ لقاو حسین خیرخواه نقش امیرارسلان را بعهده داشت این نمایشنامه را آقای ارباب افلاطون شاهرخ نوشته و در ۲۰ پرده (چهارسری) تنظیم کرده بود
پرخیده چون علاوه بر استعداد آرتیستی صدای جذابی هم داشت در اکثر نمایشنامه ها آوازهائی هم میخواند حتی تا سال ۱۳۲۸ نیز در رادیو تهران برنامه هائی داشت و همراه با ساز مجید وفادار قطعاتی اجراء می کرد پرخیده از کسانی بود که زیر نظر مرحوم کرمانشاهی و با راهنمائی های او بار آمده و همیشه از آن استاد فقید به نیکی یاد میکرد(لازم به توضیح است که کرمانشاهی تقریباً در دهه ۱۳۱۵ بر اثر عدم استقبال مردم از یکی از نمایشنامه هایش به نام (سم زندگی) خودکشی کرد.)
خانم پرخیده فقط یک بار ازدواج کرده بود ولی مدت زناشوئی او و شوهرش بسیار کوتاه بود.اما دختران او زیر نظر خودش مشغول کسب هنرشدند و پرخیده آن طور که همیشه آرزو میکرد توانسته بود؛ ثمره نیکوی سالها زحمت و مرارت را بدست آورده و فرزندان خویش را با ادب و هنرمند بار بیاورد.
پرخیده در ایفای نقشهای کمدی و درام مهارت زیادی داشت. در عین حال که خوب میخنداند خوب هم میتوانست اشک تماشاچی را روی صورتش سرازیر کند. در سالهای اوایل دهه سی خورشیدی که بازار فیلمبرداری در ایران رایج شده بود پرخیده را برای شرکت در چند فیلم فارسی دعوت کردند ولی در هیچیک از این فیلمها نقش مهمی بر عهده نداشت اودر دهه ۳۰ خورشیدی در تئاتر تهران کار میکرد و در حدود ۸ سال بود که از تئاتر پارس به این تئاتر رفته بود و مثل اینکه مانند بعضی از همکارانش میل نداشت لقب «هنرپیشه سیار» باو بدهند بلکه مایل بود همیشه در یک تئاتر (ثابت) بماند.
گروه تاریخ
