“آژنگ نیوز”:در آستانه روز خبر نگار ؛به این واقعه میتوانیم به عنوان مبنایی برای تغییر رویکردهای اساسی در حوزه فعالیت مطبوعاتی توجه کنیم. نکته ای که برای گذر از شرایط بحرانی ضروری است.میدانیم که با ورود به «دنیای جدید اطلاعاتی» که ویژگی اصلی آن انفجار دادهها و دسترسی بیرویه به اطلاعات است،تعییرات بنیادین در حوزه رسانه رخ داده است.بدین معنی که گسترش سریع فناوریهای ارتباطات دیجیتال، پویایی فرآیندهای روانشناختی جمعی را اساساً دگرگون کرده و پدیدهای به نام «اینفودمیک» را پدید آورده است. اینفودمیکها نوعی تشدید شده از اپیدمیهای روانی هستند که در آن اطلاعات بیش از حد، تحریف شده یا دستکاری شده به سرعت از طریق رسانههای دیجیتال پخش میشوند و عدم قطعیت، اضطراب، قطبی شدن و آسیبپذیری روانی-اجتماعی را تقویت میکنند.به همین جهت است که دانش اینفوتراپی به عنوان یک مکانیسم دفاعی و درمانی در حوزه روان درمانی و رسانه ها شکل گرفته است
درواقع گسترش فناوریهای دیجیتال، تحول عمیقی را در دنیای رسانه و در نتیجه درحوزه رواندرمانی ایجاد کرده و ارائه خدمات سلامت روان را از تعاملات سنتی رو در رو به طیف متنوعی از روشهای مبتنی بر فناوری تغییر داده است.به همین نحو در تخصصهای دنیای رسانه نیز تغییرات بنیادین رخ داده است.

برای آشنایی با این موضوع در حوزه رسانه؛در ابتدا باید روشن کرد که اینفوتراپی به معنای «استفاده درمانی از اطلاعات» است. در این رویکرد، اطلاعات صرفاً به عنوان یک مجموعه از دادههای صرف نیست، بلکه به عنوان یک «دارو» یا «ابزار درمانی» در نظر گرفته میشود. هدف اینفوتراپی، ارائه «اطلاعات درست، به فرد مناسب، در زمان مناسب و با قالب مناسب» است تا باعث کاهش استرس، اضطراب، سردرگمی و بهبود فرآیند تصمیمگیری یا بهبود بیماری شود.
چانکه اشاره شد؛دنیای جدید اطلاعاتی با پدیدههایی نظیر اینفودمیک(حجم زیادی از اخبار جعلی)، مسمومیت اطلاعاتی و خستگی اطلاعات دستوپنجه نرم میکند. وقتی فردی در اینترنت درباره یک موضوع جستجو میکند، معمولاً به جای آرامش، با حجم عظیمی از اخبار قطعی، تئوریهای توطئه و بدترین سناریوها مواجه میشود که خودش یک بیماری به نام «اضطراب اطلاعاتی» ایجاد میکند. اینفوتراپی پادزهر این وضعیت است.
درچنین شرایطی است که در هر رسانه ای فردی متخصص و یا به تعبیر امروزین به یک اینفوتراپیست نیاز است.در واقع اینفوتراپیست در حوزه رسانه یک متخصصی است که در دل این طوفانِ دادهها، به عنوان یک «فانوس دریایی» و «راهنما» عمل میکند. این فرد تنها یک کتابدار یا یک جستجوگر نیست؛ بلکه ترکیبی از تخصصهای زیر است:
متخصص علم اطلاعات: میداند چگونه اطلاعات معتبر را پیدا، فیلتر و سازماندهی کند.
رهنمونگر: دارای هوش هیجانی بالاست و میفهمد کاربر رسانه در چه وضعیت روانی قرار دارد.
مترجم علم: میتواند اصطلاحات پیچیده علمی یا تخصصی را به زبان ساده و قابل فهم برای عموم تبدیل کند. از این رو اینفوتراپیست نقشهای کلیدی در دنیای جدید اطلاعاتی بر عهده دارد که برخی از آنها عبارتند از:
پالایش و کنترل کیفیت اطلاعات
اینفوتراپیست مانند یک داروساز عمل میکند. داروساز داروهای تقلبی را از قفسه خارج میکند؛ اینفوتراپیست نیز اخبار جعلی، شایعات و اطلاعات غیرعلمی را فیلتر کرده و فقط «اطلاعات خالص و مستند» را به کاربر ارائه میدهد.
کاهش اضطراب اطلاعاتی
بسیاری از افراد قبل از مراجعه به متخصص هر حوزه ای ، در اینترنت جستجو کرده واز مشاهده انبوه اطلاعات دچار وحشت میشوند. نقش اینفوتراپیست این است که با ارائه اطلاعات لایهلایه و متناسب با ظرفیت روانی فرد، این ترس را تخلیه کند. اطلاعاتی که به صورت «دوزدار» و کنترلشده داده شود، اضطراب را کم میکند.
شخصیسازی اطلاعات
در دنیای اطلاعات، یک خبر برای همه مناسب نیست. اینفوتراپیست اطلاعات را بر اساس سن، سطح سواد، فرهنگ و وضعیت روحی فرد شخصیسازی میکند. مثلاً نحوه توضیح یک موضوع اقتصادی .اجتماعی و فرهنگی به یک نوجوان با یک پدرخانواده متفاوت است و اینفوتراپیست این تفاوت را میفهمد.
توانمندسازی سواد اطلاعاتی
اینفوتراپیست فقط ماهی به فرد نمیدهد، بلکه ماهیگیری یادش میدهد. او به کاربر یاد میدهد که چگونه منابع معتبر را تشخیص دهد، چگونه به اخبار واکنش هیجانی نشان ندهد و چگونه در میان حجم انبوه دادهها، مسیر منطقی را پیدا کند.
مدیریت بحرانهای اطلاعاتی
در زمان وقوع حوادث بزرگ (مثل پاندمیها، زلزلهها یا جنگها)، جریان اطلاعات به شدت آلوده میشود. اینفوتراپیست به روزنامه نگاران می آموزد که اطلاعات ضد و نقیض را خنثی کرده و پیامهای آرامبخش و منطقی را به جامعه تزریق کند.
با پیشرفت هوش مصنوعی (مثل ChatGPT) که قادر به تولید حجم عظیمی از متون است، بحران «اعتبار اطلاعات» بویژه در حوزه رسانه ها در آینده بسیار عمیقتر خواهد شد. در این دنیا، نقش اینفوتراپیست رسانه ای پررنگتر میشود؛ زیرا هوش مصنوعی ممکن است اطلاعات دقیقی بدهد، اما «همدلی»، «درک وضعیت روانی لحظهای کاربر» و «مسئولیت اخلاقی» از ویژگیهایی است که تنها یک اینفوتراپیست انسانی میتواند در فرآیند انتشار خبر و مطلب به آن بپردازد.
نکته آخر آنکه بررسی گسترده تر این موضوع در حوزه رسانه یک ضرورت است و باید از ابعاد گوناگون به آن پرداخت.به ویژه انکه یکی از مهمترین دلایل بی علاقه گی مردم به رسانه های رسمی(در کنار صدها دلیل دیگر!)همین بی توجهی به روح و روان و اعصاب مخاطبان است.زیرا متاسفانه بخش مهمی از رسانه ها (سوگمندانه کار به حوزه تولیدات سینمایی ؛سریالها و کتاب هم کشیده است)بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی و ظرفیتهای روانی مردم ؛اقدام به تولید محتوا میکنند.
نویسنده:حسن محرابی
گروه گزارش
