“آژنگ نیوز”:نصرت الله محتشم را بی تردید باید استاد و قهرمان نمایشهای تاریخی دانست زیرا در میان هنرپیشگان و رژیسورهای(کارگردانان) ایران،هیچکدام حتی ده یک او نیز رل شخصیت های معروف تاریخ ایران رابازی نکرده اند،نمایشنامه تاریخی تنظیم نموده یا ننوشته اند و نمایشهای مهیج تاریخی بروی صحنه نیاورده اند.

محتشم ،تقریباً تمام موهای سرش را در راه تأتر،درروی صحنه یا پشت سن از دست داده بود و آن چندتار ناچیزی را هم که برایش مانده یکی دو سال بعددرکار تهیه فیلمهای تاریخی سفید کرده بود.

خودش میگوید :از وقتی دست چپ و راستم را شناختم با تاتر هم آشنا شدم از ۷ سالگی توی باغ منزلمان با پنج برادرم تاتر در میآوردیم و برای اقوام دوستان نمایش می دادیم .هارون الرشید و مریض خیالی و آقادایی مولیر،رادروسط یکی از خیابانهای عریض باغ،روی چند نیمکت شکسته و پشت یک پرده بزرگ قلمکار بازی کردیم و در همان مواقع بود که من یک روزدندان یکی از برادرانم که رل خود را خوب بازی نکرده بود باسنگ شکستم .روز بعددیگری را ، باز بهمان سبب ؛ توی صندوقی حبس کردم و به در صندوق قفل زدم ! اگر اتفاقاً پدرم سر نمیرسید حتماً برادرم در آن صندوق خفه شده بود و یکروز هم انگشت یکی دیگر از برادرانم را زیر تلمبه گذاشتم و چنان دسته تلمبه را محکم پایین آوردم که ناخنش پرید!

محتشم نادر آغا مخمد خان ناصرالدین - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

در آن ایام، سید علی خان نصر تازه کمدی ایران را تأسیس کرده بود و چون با پدر محتشم آشنایی داشت اجاره گرفت که این بچه با استعداد را در نمایشهای خودشرکت بدهد. محتشم برای اولین بار در نمایشنامه «کوچول موچولو» دورل مبصر در کلاس روی یک سن حقیقی بازی کرد. ولی آنجا از شیطنت دست بردار نبود و یک بند چند سنگ روی صندلی «آقا معلم» گذاشت و تا معلم نشست فریادش به آسمان بلند شد و بعد از پایان نمایش محتشم کتک سیری نوش جان کرد. در این موقع نصرت الله خان فقط ۹سال داشت.

پس از آن محتشم همراه پدرش به رشت رفت و در مدرسه در پیس سه یار دبستانی رل قاتل خواجه نظام الملک را بازی کرد و چند سال بعد که تهران برگشت، برای اولین مرتبه در پیس پروانه و شمع رل اول را به عهده گرفت و سپس پانزده سال در تئاترهای موسمقی در تئاتر که هرچتد وقت یکبار دایر و پس از چند ماهی تعطیل میشد رل های مختلف بازی کرد

 در۱۸ سالگی، در گروپ جوانان در رل ناپلیون روی صحنه  آمد و چند ماه پس رل کازنوا را بازی کرد، و چون درآن موقع، شاید خودش هم بکپا کازانوایی بود خیلی خوب از عهده انجام این کاردشوار برآمد.

در این موقع مرحوم کرمانشاهی (رژیسوربلبشوی تاتر مسکو) به ایران آمده بود . محتشم با او نیز در چند نمایشنامه مهم و معروف از جمله بتکده هندی ، یوسف وزلیخا (در رل عزیز مصر) شیر ین وخسر و (در دل خسرو) ولیلی مجنون (در رل ابن سلام ) عباسه (در رل هارون الرشید) و صلاح الدین ابویی شرکت جست.

اما محتشم بقول خودش ، هنوز آن طور که باید معنی تأتر را در نیافته وهنرپیشه پیشه حقیقی را نشناخته بود . اما هنگامی که ورهرام پاپازیان  ، هنر پیشه معروف شوروی ، به دعوت دولت ایران آمد تا به نفع شیر وخورشید سرخ نمایشاتی بدهد تازه محتشم فهمید که هنرپیشه وهنرمند یعنی چه . ورهرام در تهران اتللو تاتر معروف و یک نمایش از شکسپیر را روی صحنه آورد و رل مشکل کاسو را نیز به محتشم داد.

 این مرد بقدری درایفای نقش دشوار وحساس خود استاد و ماهر بود که با آنکه خودش فرانسه صحبت می کرد ،دیگران به فارسی حرف میزدند اصلا تماشاچی  متوجه این موضوع نمی شد . . . .عضلات صورتش ، مثل اینکه پشت هر کدام موتوری کار گذاشته اند کار می کرد.و چنان نیرویی برای آوردن اتللو روی صحنه بکار میبرد که چون از صحنه خارج میشد یک ربع ساعت بی حال و بی حس می ماند.

محتشم از او یاد کرد که چطور هنر پیشه باید بقول فرنگی ها با رل خود زندگی کند . چطور باید موقع بازی ازقالب خود درآید و بقالب کسی رل او را بازی میکند؛برود .هنر پیشگان معدودی بودند که این هنر را داشتند. برای همین است که در موقع نمایش ،نه خودش می فهمید که محتشم است و حتی مثلاً آقا محمد خان یا نادر شاه نیست و نه تماشاچی احساس میکرد که مردی که روی سن این طرف و آن طرف میرود ، نادر شاه یا آقا محمد خان واقعی نیست و مردی معمولی بنام محتشم است!

محتشم در سال ۱۳۱۴ به دعوت کمپانی امپریال فیلم بمبئی به هندوستان رفت و رژیسوری فیلمهای هندی «پیاپیاره» و سحر را به  عهده گرفت و سپس از تللو را دریکی از تئاتر های بمبئی روی صحنه آورد. (محتشم سال ۱۳۳۳ نیز صحنه آخراتللو رادر تهران اجرا کرد و درعرض یک هفته بیش از ۴۰۰ نامه رسیده بود که همه تقاضای تجدید آنرا کرده بودند)

هنگامیکه تازه تئاتر تهران تأسیس شده بود محتشم بعنوان رژیسور در آنجا مشغول کار شد و اولین بار نمایش رستم و سهراب را تهیه کرد و خودش نیز رل سهراب  رابه  عهده گرفت و به همین مناسبت نیز از طرف وزارت فرهنگ نشان درجه اول علمی به  اوداده شد .

از آن پس محتشم یکی پس از دیگری نمایشهای تاریخی و بسیار معروف خود را که همه آنها چندین بار تکرار شده در همه نیز رل اول را خود برعهده داشت به معرض نمایش گذاشت از جمله: نادر شاه و فتح هند وستان -ابومسلم خراسانى – نبرد چالدرا ن – نادر شاه و ستاره -در سایه حرم – قیام آقا -محمد خان – قتل آقا محمد خان – یک شب در حرم -ناصرالدین شاه – خشایار شاه  و دون ژوان .

بعد از قتل دهقان ، محشتم به تاتر فردوسی رفت و در آنجا پیس معروف شاه صفی و در زوایای حرم و فاجعه رمضان را به روی سن آورد و ازاواسط سال ۱۳۳۱ خورشیدی  ، تقریبا از تئاتر کنار گرفت و بکار سینماپرداخت. در سال ۱۳۳۴ نیز رژیسوری سه فیلم آقا محمد خان و عروس دجله و ماجرای زندگی را برعهده گرفت  که در فیلم اولی ، علاوه بررژیسوری ، رل آقا محمد خان را نیز شخصا بازی میکرد .

گروه تاریخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *