“آژنگ نیوز”:تهران را یک نویسنده شوخ وبذله گو شهر بی رگ در دهه ۳۰ خورشیدی اسم گذاشته بود.وقتی منظورش را پرسیدند و گفتند تهران بطوری که مکرر نشان داده است درموارد حساس یکپارچه شوروحرارت وبه اصطلاح یکپارچه آتش احساساتاست در جواب تلفن اطاقش را نشان داده وگفته بود: در دنیای امروز تلفن، شریان حیاتی و شاهرگ اصلی ارتباط مردم با یکدیگر است.
کارشناسان میگفتند؛وقتی تلفن یک شهربا عظمت مثل تهران اینطور باشد چه تعجب دارد اگر بگوئیم شهر با عظمت ماشریان حیاتی ارتباط را ندارد. چه بسا افراد که از غصه تلفن و عصبانیت از خرابی و نامرتبی تلفن دق کردند .در صورتیکه امروز اگراز ممالک خوشبخت و مردم مرفه اروپا و آمریکا هم صرفنظر کنیم در همین بغداد و همین بصره پشت گوش خودمان در بیروت ، کراچی اسکندریه، وحتى شهرهای درجه دوم سوریه و پاکستان و ترکیه هم تلفن مثل آب سقاخانه سبیل است و مردم از خانه خودشان با شهرهای دیگر وحتی با کشورهای دور افتاده صحبت میکنند و هیچوقت اتفاق نمیافتد کسی از فرط خشم و عصبانیت گوشی تلفن را بزمین بزند و خرد کند .

مرکز ۱۰ هزار شماره ای تلفن تهران
در اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۴ چند ماه قبل بود که خبری منتشر شد مبنی بر اینکه مردم تبریز از دست وضعیت تلفن دق کردند و اغلب اشخاص وقتی کار و صحبتی دارند و میخواهند دو کلمه با دیگری حرف بزنند ترجیح میدهند پای پیاده دنبال کارشان بروند و گرفتار این تلفنهای دق آور نشوند.
ماجرای تلفن تهران و شهرستانها اساساً مشکل بزرگی بود که به آسانی حل نمیشد و همت کافی ووسایل کافی لازم داشت ولی ما وسعت بی اندازه پایتخت و معین نبودن حدود شهر ، احتیاج بدستگاه صحیح وقتی تلفنروز بروز بیشتر خودنمائی میکرد و اشکال را را بزرگتر میساخت .
فقط شش هزار تلفن!
این عدد شش هزار در دورشته احتیاج حیاتی بلای جان تهرانیها شده بود. همانطور که روز اول بعلت اشتباه یک صفر قدرت دستگاه برق تهران را روی شش هزار کیلووات بنا کردند و این زحمت عجیب را برای مردم ایجاد نمودند که معلوم نیست تا کی باقی خواهد بود، در سال ۱۳۱۶ هم که تلفن تهران را به سیستم اتوماتیک تبدیل نمودند بدون آنکه توسعه روز افزون شهر و احتیاجات آینده را در نظر بگیرند اساس کار را روی شش هزار شماره بنا گذاشتند که آن روزها این شش هزار شماره تلفن هم مثل اوایل کار شش هزار کیلووات برق مشتری کافی نداشت و اولیای شرکت تلفن در آن روزها این در و آن در میزدند تا مشتری برای تلفن پیدا کنند باری،جنگ جهانسوز دوم شروع شد .
شیرازه امورازهم گسیخت وبه جهات مختلف صدها هزار نفر از ولایات به تهران رو آوردند .جمعیت تهران بطور بی سابقه ای افزایش یافت تا سر به یک میلیون و سیصد هزار نفر زد و با آنکه شرکت (سابق) تلفن در سال ۱۳۳۲ قرارداد نصب بیست و دو هزار دستگاه تلفن با – یک کمپانی خارجی بست.هنوزنصب این ۲۲
هزار دستگاه تمام نشده بود که تعداد تقاضا کنندگان تلفن به هفتادهزار نفر رسید ! وهمان موقع معلوم بود باز هم در شماره متقاضیان افزوده خواهد گردید. از هر گوشه فریاد تقاضا کنندگان بلند بود و از هر طرف فشارمیآوردند تا دستگاه تلفن تهران توسعه پیدا کند.
این وضع ادامه داشت تا جریان ملی شدن تلفن پیش آمد. پس از ملی شدن چون کار نصب آن ۲۲ هزار شماره تلفن هنوز مشکلات زیادی داشت و زارت پست و تلگراف و شرکت ملی تلفن اولین هدف خود را تکمیل آن ۲۲ هزار رشته تلفن قرار دادند. ضمناً روز بروز بیشتر معلوم میشد احتیاج مردم تلفن خیلی بیش از هفتاد هزار رشته است و تقاضا بود که مرتباً بشرکت ملی تلفن میرسید.

اشراقی وزیر پست و تلگراف سال ۱۳۳۴
طبق همان قانون ملی شدن ، وزارت پست و تلگراف مکلف شده بود نیازمندی های مردم را با ارتباط تلفنی در تمام کشور تامین سازد. باین منظور مطالعاتی صورت گرفت تا مهندس اشراقی به وزارت پست و تلگراف منصوب گردید و پس از بررسیها ومذاکرات بالاخره قرارداد ۱۸۰ هزار شماره تلفن خودکار برای تهران و شهرستانها با کمپانی های آلمان ( با نظارت فنی وزارت پست و تلگراف آلمان غربی ) امضاء کردند که اجرای آن با پرداخت قسط اول و دیعه از طرف مردم شروع گردید .
هر اندازه ودیعه بدهند
در پاییز سال ۱۳۳۴ خورشیدی بطوری که یک مقام مطلع اظهار داشته بود؛ وزارت پست و تلگراف قرارداد خرید صد و هشتاد هزار رشته تلفن برای تهران و شهرستانها امضاء کرده بود ولی ابراز میشد که نباید تصور کرد وزارتخانه مزبور کلیه این صد و هشتاد هزار رشته را قبلا خریداری و نصب میکند و بمردم می گوید بیائید تقاضا بدهید و تلفن بگیرید خلاصه آنکه شرکت ملی تلفن پولی ندارد.که اول دستگاهها را خریداری کند و بعد بمردم واگذار نماید.
وقتی پرسیده بودند که پس ترتیب و نقشه کار از چه قرار است؟ این مقام ذی صلاحیت اظهار داشت: در تهران تدریجاً به نسبت و دایعی که مردم به بانک می دهند کارخانه های آلمان سفارش میفرستیم تا بهمان اندازه دستگاه اضافی بسازند و بایران بفرستند.
مثلا اگر تعداد تقاضاهایی که ودیعه داده اند بیست هزار تا باشد. سفارش بیست هزار دستگاه و اگر تعداد آنها مثلاسی هزار شد.سفارش سی هزار دستگاه سفارش می دهیم که بایران فرستاده و نصب می گردد. تقسیم دستگاههای جدیدهم باین ترتیب است که در نظر گرفته ایم به نسبت تقاضاهای واصله (یعنی تقاضاهایی که صاحبان قسط اول ودیعه را داده باشند اول برای مراکز خود کار فعلی یعنی مرکز خیابان اکباتان -قلهک -تجریش –دانشگاه – بازار لوازم اضافی تهیه و ترتیب نوبت به تقاضاکنندگان تلفن داده شود. در صورتی که برای مراکز دیگر از قبیل یوسف آباد و نارمک هم تعداد تقاضاهای توام با و دیعه (قسط اول) به عدد کافی برسد در آن نقاط نیز چند مرکز خودکار نصب میشود و گرنه بهمین وضع فعلی باقی خواهد ماند.
برای شهرستانها این مقام ذی صلاحیت اضافه کرد : اما برای شهرستان ها تصمیم این است در هر شهری که تعداد تقاضا کنندگانی که قسط اول و دیعه را داده باشند به هزار نفر رسید. برای آن شهر دستگاه خودکار سفارش داده خواهد شد و موقعی که دستگاه خودکار هر شهر نصب شود تلفنهای مغناطیس آن شهر از کار خواهد افتاد و برچیده خواهد شد.

سیم کشی تلفن در شهر شیراز
در واقع میزان توسعه تلفن خودکار تهران و تبدیل تلفنهای فعلی شهرستان ها به خودکار بسته به تعداد ودایع قسط اول بودکه تحویل بانک میشد. بهر اندازه که تعداد تقاضاهای توام با دیعه بیشتر میشد؛ به همان نسبت تعداد بیشتری دستگاه به آلمان سفارش داده میشد.در مجموع وضع تلفن شهرستانها بهیچوجه مورد رضایت نبود. شبکه ها عموماً غیر فنی بود و سیمها به شکل تار عنکبوت کوچه ها و خیابانها را گرفته بود. بیش از هر کس خود مهندس اشراقی از این وضع تلفن ولایات ناراضی بود وعقیده داشت اساس تلفن شهرستانها باید از بیخ و بن عوض شود و به تدریج با استقبال خودم مردم شهرستانها تبدیل به تلفن خود کار گردد .
شش نفر سرباز آلمانی سراسر یک شهرستان وسیع را در زیر نفوذ خود داشتند و تنها بیست و چهار نفر سرباز و افسر آلمانی و اطریشی و عثمانی در یک روز معین و ساعت معین بانک انگلیس را در چهار شهر ایران غارت کردند و میلیون ها تومان سکه طلا و نقره را بردند و اسکناسها را وسط کوچه و خیابان ریختند که مردم جمع کنند و دیگر کاری بکار آن چند نفر سرباز و افسر اطریشی و عثمانی نداشته باشند.
تهیه و تدوین:حسن محرابی
گروه تاریخ
