“آژنگ نیوز”:کتاب ضدانقلاب؛اسراف و ریاضت اقتصادی در امور مالی عمومی؛منتشر شد.نویسنده:ملیندا کوپر.
بررسی کاملی از ترکیب فعلی ریاضت اقتصادی و اسراف که مشخصه هزینههای دولت و سیاست پولی بانک مرکزی است
جلد شومیز.قیمت: ۲۷.۰۰ دلار / ۲۲.۰۰ پوند.تاریخ انتشار (ایالات متحده). ۲۰ ژانویه ۲۰۲۶.تاریخ انتشار (بریتانیا): ۱۷ مارس ۲۰۲۶.تعداد صفحات: ۵۶۸اندازه: ۶ در ۸ اینچ.

در پایان دهه ۱۹۷۰، خزانهداریهای دولتی و بانکهای مرکزی آمریکا عهد خویشتنداری دائمی بستند.تا به امروز، مقامات مالی از افزایش شدید بدهیهای عمومی نگران هستند، در حالی که بانکداران مرکزی با کوچکترین نشانهای از افزایش دستمزدها دستهایشان را به هم میمالند.همانطور که تعلیق کوتاه مدت هزینههای ویروس کرونا روشن کرد، هیچ گونه انحرافی از ریاضت اقتصادی دولت بدون توبه متقابل تحمل نخواهد شد.
با این حال، اگر فرض کنیم ریاضت اقتصادی تنها زمینه آن است، دامنه امور مالی عمومی نئولیبرال را به اشتباه درک کردهایم.فراتر از بازی مجموع صفر مطالبات مستقیم از بودجههای ایالتی، قلمرویی از هزینههای غیرمستقیم دولتی وجود دارد که از چشم غیرمسلح پنهان است.سود سرمایه توسط سیستم مالیاتی که بزرگترین پاداشهای خود را برای دارندگان داراییهای مالی ذخیره میکند، به طور چند برابر یارانه میگیرد.و با وجود تمام زهد متکبرانهاش، فدرال رزرو در تسهیل تورم ارزش داراییها در حالی که بیرحمانه دستمزدها را سرکوب میکند، مهارت پیدا کرده است.
نئولیبرالیسم به همان اندازه که افراطی است، ریاضت اقتصادی نیز دارد و اگر میخواهیم شیوهی کار اصلی آن را به چالش بکشیم، باید این تناقض را درک کنیم. ملیندا کوپر مکاتب فکری اصلی که عقل سلیم نئولیبرال را پیرامون امور مالی عمومی شکل دادهاند را بررسی میکند.او به ویژه با تمرکز بر نظریهی انتخاب عمومی مکتب ویرجینیا و اقتصاد سمت عرضه، نشان میدهد که چگونه این جریانها پاسخهای متمایز اما در نهایت مکملی به بحران سرمایهداری دههی ۱۹۷۰ ارائه دادند.نظریهی انتخاب عمومی مکتب ویرجینیا که ریشههای فکری آن در سنت محافظهکار دموکرات جنوبی بود، از یک دکترین ریاضت اقتصادی در مورد تعادل بودجه حمایت میکرد.در مقابل، جنبش سمت عرضه، در رد آشکار ریاضت اقتصادی، از کاهش مالیات بدون محدودیت هزینهها و انتشار بدهی بدون احساس گناه حمایت میکرد.
با این حال، با وجود تمام تفاوتهایشان، این دو مکتب پیرامون لزوم مهار استفادههای توزیعی مجدد از هزینههای عمومی همگرا شدند.آنها با هم، انقلابی متقابل در امور مالی عمومی به راه انداختند که شکاف بین ثروتمندان و فقرا را عمیقتر کرد و ثروتهای خاندانی را احیا کرد. کوپر، هرچند ضدانقلاب نئولیبرال بسیار گسترده بوده است، اما همچنان تاریخی خلاف واقع از احتمالات تحقق نیافته در بحران سرمایهداری دهه ۱۹۷۰ را شناسایی میکند.او با دعوت ما به بازاندیشی در مفهوم انقلاب، این پرسش را مطرح میکند: آیا سیاست اسراف دیگری ممکن است؟
گروه رسانه
