“آژنگ نیوز”:شیپورهای مس سنگی در تلئیلات غسول، استفاده از چراغهای آیینی را در جوامع ماقبل تاریخ اردن آشکار میکند.یک مطالعهی جدید، اولین تحلیل سیستماتیک از شیپورهای مس سنگی از محل تلئیلات غسول در اردن امروزی را ارائه میدهد. این ظروف سرامیکی کوچک و مخروطی شکل، تنها در دورهی مس سنگی ظاهر میشوند و در سنتهای سفالگری قبل و بعد وجود ندارند. باستانشناسان مدتهاست که در مورد هدف آنها بحث میکنند. تحقیقات جدید، نحوهی ساخت آنها، محل تهیهی مواد اولیه، نحوهی استفاده و نحوهی دور انداختن آنها را بررسی میکند.

کورنتها از چندین مکان مربوط به دوران مس و سنگ، از جمله اشکلون، عن گدی، ابو هوف و گرار، که اغلب در غلظتهای زیاد ظاهر میشوند، شناخته شدهاند. در مکانهای دیگر مانند صفدی، ابو مطر و شقمیم، آنها نادر یا غایب هستند. بسیاری از نمونهها از بافتهایی آمدهاند که به عنوان مناطق ذخیرهسازی آیینی تفسیر میشوند. ظروف معمولاً با یک لایه نازک یا قرمز پوشانده شدهاند و برخی دارای دو یا چهار دسته کوچک هستند. شکل و پرداخت آنها متفاوت است و هیچ سیستم طبقهبندی مشترکی در بین مکانها اعمال نشده است.
این تیم بر روی مجموعه بزرگی که بین سالهای ۱۹۲۹ تا ۱۹۹۹ توسط مؤسسه کتاب مقدس پاپی در تلئیلات غسول کاوش شده بود، تمرکز کرد. این مجموعه شامل ۳۵ ظرف کامل و حدود ۵۵۰ قطعه است که بیشتر آنها متعلق به پایههای نوکتیز هستند. محققان هر قطعه را به صورت بصری بررسی کردند و از اسکن سهبعدی برای تعریف اشکال تکرارشونده استفاده کردند. تجزیه و تحلیل پتروگرافی به شناسایی منابع خاک رس کمک کرد. بررسی میکروسکوپی و تکرار تجربی، فرآیند شکلدهی را روشن کرد.
این تجزیه و تحلیل چهار نوع اصلی را شناسایی کرد. اکثر آنها از خاک رس محلی تولید شده بودند که نشان دهنده تولید محلی است. ظروف نوع ۳ به دلیل شکل یکنواخت و سطح بالای ساخت خود، که نشان دهنده تولید توسط سفالگران ماهر است، برجسته هستند. این نمونهها تنها بخش کوچکی از مجموعه را تشکیل میدهند. اکثر آنها تنوع در شکل و پرداخت را نشان میدهند و تولید آنها نیازی به مهارت فنی پیشرفته نداشته است.
آزمایشها نشان میدهد که هر ظرف میتواند از یک توده خاک رس در حدود ده دقیقه ساخته شود. یک چوب گرد برش خورده که به صورت طولی در داخل ظرف قرار داده شده بود، فضای داخلی را شکل میداد، در حالی که پایه با دست به شکل مخروط کشیده میشد. این روش ساده با آثار مشاهده شده در نمونههای باستانشناسی مطابقت دارد. سرمایهگذاری زمانی محدود، این ایده را تأیید میکند که بسیاری از شرکتکنندگان در رویدادهای آیینی میتوانستند به عنوان بخشی از آمادهسازی مراسم، کورنتهای خود را تولید کنند.
مسئله عملکرد، نظریههای متعددی را ایجاد کرده است. برخی از محققان، کورنتها را به فرآوری لبنیات مرتبط میدانند. برخی دیگر نقشی در متالورژی مس پیشنهاد کردهاند زیرا بقایای موم زنبور عسل با ریختهگری موم از دست رفته مرتبط بوده است. یک پیشنهاد دیگر استدلال میکند که آنها به عنوان چراغهای موم زنبور عسل عمل میکردند، اگرچه منتقدان به عدم وجود دوده در بسیاری از نمونهها اشاره کردند.
مطالعه جدید فرضیه چراغ را مورد بررسی مجدد قرار میدهد. محققان آثار دوده را در داخل برخی از ظروف از تلیلات غسول ثبت کردند. سپس نمونههایی پر از موم زنبور عسل را آزمایش کردند. در آزمایشهای کنترلشده، یک کورنت که تا نیمه با موم زنبور عسل مدرن پر شده بود، تا نه ساعت سوخت. قرار دادن خاک رس در کف ظرف قبل از افزودن موم، مقدار موم مورد نیاز را کاهش داده و شعله درون ظرف را بالا میبرد. نتایج نشان میدهد که این شکل، نور پایدار و طولانیمدت را پشتیبانی میکند.

طِیلَت غَسّول به خاطر نقاشیهای دیواری که دستههای عزاداری، چهرههای نقابدار و حیوانات را به تصویر میکشند، شناخته شده است. کُرنِتها در مناطقی مرتبط با این فضاهای آیینی یافت شدهاند. بسیاری از قطعات، الگوهای شکستگی را نشان میدهند که با تخریب عمدی مطابقت دارند. ترکیب ظرفیت روشنایی، زمینه آیینی و الگوهای دور انداختنی، به استفاده در مراسم شبانه یا رویدادهای شب زندهداری اشاره دارد که پس از آنظروف شکسته و رها شده بودند.
چرخه زندگی بازسازی شده در این مطالعه با دسته بندی های استاندارد سفالگری مس سنگی متفاوت است. این ظروف نه کالاهای خانگی معمولی بودند و نه اقلام بسیار استاندارد و معتبر. اکثر آنها به صورت محلی ساخته می شدند، از نظر ظاهری متنوع بودند و به مهارت محدودی نیاز داشتند. توزیع آنها نشان دهنده تجمعاتی است که شامل شرکت کنندگانی از روستاهای اطراف می شد. برخی ممکن است از دورتر سفر کرده و خاک رس را در نزدیکی محل تهیه کرده باشند تا برای مراسم آماده شوند.
با ردیابی تولید، استفاده و دفع کورنت ها در تله لات غسول، این مطالعه پیشنهاد می کند که این اشیاء به عنوان چراغ های آیینی عمل می کردند. حضور متمرکز آنها در مکان های خاص، عدم حضور در مکان های دیگر و ارتباط مداوم با محیط های تشریفاتی، این تفسیر را تأیید می کند. یافته ها تصویر واضح تری از چگونگی سازماندهی رویدادهای جمعی توسط جوامع و مدیریت موادی مانند موم زنبور عسل در دوره مس سنگی ارائه می دهند.
گروه گزارش
