“آژنگ نیوز”:یک داستان غمانگیز درباره رادیو ها .من همیشه عاشق رادیوهای قدیمی بودهام و یک روز در سن پترزبورگ روی یک پروژه ساختمانی کار میکردم. بعد از کار، داشتم به خانه برمیگشتم که تابلویی را روی پنجره آپارتمان دیدم که روی آن نوشته شده بود: ۱۰۰ رادیو ۱۰۰ دلار. همه یا هیچ. به سرعت ایستادم و در آپارتمان را زدم.
یک زن بسیار مسن جواب داد و مرا به اتاق نشیمن برد، جایی که شوهر مسنترش که روی ویلچر نشسته بود، درباره رادیوها به من گفت. سرگرمی او رفتن به بازارهای دستفروشی و عتیقهفروشیها و خرید رادیوهای قدیمی و تعمیر آنها بود. او عاشق کابینتهای چوبی بود و آنها را به شکل نو درمیآورد و لامپهای خلاء و سایر قطعات را تعویض میکرد. او گفت که هر ۱۰۰ رادیو سالم هستند.

او گفت که تمام عمرش را به عنوان پلیس شیکاگو گذرانده و بیشتر پولش را در سالهای اخیر صرف مراقبتهای پزشکی کرده است. او میخواست رادیوها را بفروشد تا برای هزینههای دفن نهاییاش پول جمع کند. روز بعد با یک ون اجارهای برگشتم، ۱۰۰ دلار را به او دادم و چندین بار ون را بارگیری کردم. در آخرین سفر، او پنج رادیوی دیگر به من داد. او فکر میکرد فقط ۱۰۰ رادیو دارد، اما هدفش خلاص شدن از شر همه آنها بود.
رادیوهای من یک اتاق خواب کامل را در آپارتمان دو خوابه ما اشغال کرده بودند تا اینکه همسرِ آن زمانم بالاخره از من خواست که از شر آنها خلاص شوم. من یک مرد جوان را استخدام کردم تا آنها را به بازار دست دوم ببرد و آخر هفتهها بفروشد. دوران غمانگیزی بود.
خاطراتی از یک شنونده قدیمی رادیو در آمریکا
گروه تاریخ
