“آژنگ نیوز”:شغل مهم کدخدای تهران در دوره قاجار ؛حتی از حاکم تهران نیز دارای قدرت بیشتری بود.این خانواده تا پس از جنگ دوم جهانی فعال بودند.اما در آن زمان آخرین بازمانده آنها فقط یک کارمند مجلس شورای ملی بود.خانواده صادقخان از کارمندان مجلس در سال ۱۳۲۶ خورشیدی ،نه تنها پدرش، بلکه پدر او و پدرپدرش همه کدخدای اصناف تهران بودند و از همین جهت هم نام خانوادگی او نیز کد خدا زاده بود.
پدر بزرگش مرحوم مشهدی میرزا در زمان ناصر الدین شاه کد خدای اصناف تهران بود و پدر او مرحوم مشهدی اکبر هم همین سمت را یافت.هشت صنف بقال ، رزاز، بنکدار آب بند، سبزی فروش، میوه فروش حلوا فروش ، شیره پز از طرفداران و از پیروان او بودند. مشهدی اکبر کد خدا در زمان سلطنت مظفر الدین شاه در اثر مخالفت با وضع یک مالیات جدید منفی از تهران تبعید شد و چون به تهران بازگشت در اثر کسالت عرق النساء(بیماری درد عصب سیاتیک)در گذشت.
پس از چندی که وضع مالیاتی سخت آشفته و نامرتب شده بود شاهزاده فرمانفرما و زیر تهران از مرحوم و مستشار الملک پیشکار و منشی مخصوص خود از مشهدی اکبر کد خدامی پرسد و چون از فوتش آگاه میشود دستور میدهد که مشهدی باقری پسر مشهدی اکبر و پدر صادقخان را مقام کد خدایی اصناف تهران بخشند و این حکم را مرحوم مستشار الملک تحریروشاهزاده فرمانفرما امضا می کنند و با اعطای یک طاقه شال کشمیری اورا به مسند کد خدایی اصناف می نشانند.
پس از چندی فرما نفرما برای جبران کسر بودجه درصدد بر می آمد که بر -انگور مالیات جدیدی ببندد و چون اصناف تهران حاضر به قبول این مالیات جدید نبودند بین فرمانفرما و مشهدی اکبر اختلاف نظری حاصل شده و به ا صطلاح میانشان شکر آب میگردد.

صادقخان آخرین نسل از کدخدای تهران
در همان شب تمام سران اصناف تهران تحت لوای مشهدی اکبر کدخدا؛ الاغ سوار و قاطر سوار برای تظلم و دادخواهی بطرف صاحبقرانیه قصر ییلاقی مظفر الدین شاه رهسپار میگردند .
مقارن غروب آفتاب وارد صاحبقرانیه شده و چون شاه از دوراین ازدحام را می بیند سبب می پرسد و میگویند اصناف تهران بشکایت آمده اند. شاه دستور میدهد شب را در صاحبقرانیه به سر برده و صبح نماینده بحضور بفرستند. اصناف هم مرحوم مشهدی باقر بقال و مرحوم حاجی کرمعلی کفاش را بعنوان نماینده انتخاب کرده و آنان صبح زود بحضور شاه بارمی یا بند و تظلم و شکایت می کنند .
مظفر الدین شاه فورا دستور میدهد دستخطی بدین مضمون برای فرما نفرما وزیر تهران صادر و بدست نمایندگان اصناف بسپارند :
نمایندگان اصناف به ما متظلمند وشما باید قسمی رفتار کنید که رضایت خاطر ملو کانه فراهم گردد .
شاهزاده فرمانفرما که از رفتن نمایندگان اصناف به صاحبقرانیه آگاه میشود روز بعد صبح زود از تهران – خارج شده و به دیدن شاه میرود ولی در کنار باغ به نمایندگان اصناف که از صاحبقرانیه مراجعت میکردند تصادف و مشهدی باقر بقال دستخط را تسلیم فرما نفرما می کند. فرمانفرما پس از خواندن دستخط شاه عصبانی شده میگوید :
بر گردیم و از این به بعد یا من بایدحاکم باشم یا توکد خدا و مشهدی باقر بقال جواب میگوید:اینطور باشد اگر توانستم تلافی میکنم. ازین به بعد بین وزیر تهران و کد خدا اختلاف شدیدی حاصل میشود.
پس از آنکه انقلاب مشروطه ایران پیش می آید چون مرحوم مشهدی باقر به مرحوم احتشام السلطنه علامیر وسید عبد الله بهبهانی و مرحوم صنیع الدوله و آقای تقی زاده ارادت مخصوص داشت وارد انجمن اعتدالی شده و از قبول دعوت حاجی محمد تقی بنکدار معروف به سفارتی ، از رفتن به سفارت انگلیس امتناع کرده و میگوید به خانه بیگانه پای نمیگذارم. در همان سال به عتبات عالیات میرود و دو سه ماه در آنجا گذرانیده و بعد به تهران مراجعت میکند .
بعد از سه روز از اطاق نظام عدلیه ، کاغذی به امضای مرحوم حاج مخبر السلطنه هدایت؛ ناظر انتخابات تهران دریافت میکند که در حقیقت صورت و اعتبار نامه را داشته است . و او مدت بیست ماه به عنوان وکیل تهران در اولین دوره مجلس شورای ملی که در اتاق نظام عدلیه ( بنای سابق وزارت عدلیه ) تشکیل میشد؛ شرکت می کند.
در آن زمان معمول بود که غیر از وزیران ؛والی ها هم پس از انتصاب به یک ایالت؛ به مجلس آمده و در حقیقت از نمایند گان کسب اجازه میکردند . در روز پس از جلسه ایکه در آن مرحوم ناصر الملک قراگوزلو بعنوان وزیر مالیه معرفی گردید و درمجلس بر علیه او اعتراضاتی بعمل آمد؛ شاهزاده فرمانفرما والی آذربایجان میشود و با ابهت و تکبر فراوان برای جلب نظر نمایندگان به مجلس می آید و مرحوم مشهدی باقر بقال وکیل آزادیخواه تهران موقع را برای کشیدن انتقام مناسب دیده میگوید :
با آنکه در جلسه های قبل درباره وزارت مالیه آقای ناصر الملک که مرد صالحی است از طرف و کلای مجلس مخالفت بعمل آمد امروز شاهزاده فرمانفرما
میخواهند با استجازه از مجلس به آذربایجان بروند تا آنجا را تیول خود سازند… در اثر این اعتراض مجلس متشنج میگردد و شاهزاده فرمانفرما یعنی داماد مظفر الدین شاه با سبیل آویزان مجلس را ترک میکند .
بطوریکه میگویند مشهدی باقر بقال از مردان متدین و از وکلای پا کدامن دوره اول بود و مرحوم ادیب الممالک فراهانی که اشعار تندی بر علیه اغلب و کلای مجلس ساخته او را ستوده و درباره او میگوید :
قربان سر مشهدی آباقر بقال
و آن همهمه و قال ….
از قراریکه شایع بود محمد علیشاه هم با مشهدی باقر مخالف بوده و برای کسی که زبان و دل او را بحضورش میبرده ؛پانصد تومان جایزه تعیین کرده بوده است .
مشهدی باقر که خدا در سال ۱۳۲۰ به سن ۷۱سالگی در گذشت .هنگام مرگ وصیت کرد که یکی از فرزندانش خدمتگذار مجلس گردد .در نتیجه صادقخان کد خدا زاده وصیت پدر را انجام داد و داوطلب اینکار شد و از آذر ۱۲۷۵ قمری وارد خدمت مجلس گردید سه برادر دیگرش هم در چاپخانه کارپردازی بهداری مجلس شورای ملی مشغول انجام وظیفه شدند.
صادقخان که خدا زاده بیش از بیست سال در مجلس خدمت کرد.درآخرین شغل نیز در اداره بازرسی مشغول کارشد و در فروردین ۱۳۱۶ برای شرکت در مراسم تاج گذاری ژرژ ششم ، با تفاق مرحوم محتشم السلطنه اسفندیاری بلندن رفت.
و در۵ اسفند ۱۳۱۷ هم افتخار یافت که به قاهره رفته و در مراسم عقد نامزدی شاه با ملکه فوزیه پهلوی شرکت کند ….
نویسنده:الف هنگامه
گروه تاریخ