“آژنگ نیوز”:قدمت تاسیس موزه مردم شناسی در ایران به بیش از نزدیک به یک قرن باز میگردد.در این خصوص ابوالحسن احتشامی روایت خودرا از موزه مردم شناسی درسال ۱۳۲۴ خورشیدی چنین مینویسد:
چند روزی در تهران و خیابان ها و دوایر دولتی گردش کردم و تنها بنای دیدنی شهر یعنی مدرسه سپهسالار را زیارت نموده به تحقیق احوال مردم پرداختم زیرا بعقیده من برای شناختی کیفیت تمدن و درجه ترقی هر قوم باید علاوه برووضع ظاهری شهرها به مطالعه روحیات بلاد پرداخت که چقدر تحول پیدا کرده ودرچه چیزها راه ترقی سپرده اند.

لباس زنان کرد ایرانی نجاتی
در شهرهای بزرگ اروپا و آمریکا علاوه بر کتابهایی که میتوان در اینخصوص بدست آورد موزه هائی هست که زندگانی ملی را نشان میدهد. اقوام متمدن جهان حتی الامکان نمی گذارند چیزی محو و معدوم گردد وهر گاه در سیر تمدن و گردش روزگار یکی از آداب ورسوم ،لباس و اسباب خانه از مد خارج شود و جای خود را بچیز دیگر و اندازاهل شهر آن چیزهای از بین رفته را در موزه های مخصوص قرار میدهند تا آیندگان رشته تحولات اجتماعی را از کف ندهند و بدانند سابق چه بود و اکنون چیست .
این است که در آن موزه ها شخص میتواند اوضاع دوره های ماضی را یکان یکان به بیند؛ از لباس و کلاه و کفش و اسباب منزل و سلاح حک و لوازم عیش و طرب و عزاداری و عروسی و تدفین و غیره آنچه متروک شده باشد در آن موزه ها مر تبآ بنظر میرسد.بوسیله کتاب و نوت موسیقی و عکس و غیره اشعار و روایات و سرودها و آداب نشست و برخواست و عبادت و جشن و مهمانی و نظایر این ها ر استنباط و ثبت میکنند.
این موزه ها را بنگاه مردم شناسی نام میدهند زیرا که مردم کشور را از همین آثار میتوان شناخت. هم جنبه علمی و ادبی دارد هم جنبه تفریحی و سیاحت.حقیقتاً شخص آگاه از دیدن این قبیل موزه ها بیش از سینما و با این که مصنوعی و ساختگی هستند لذت میبرد و فایده میگیرد.من بسیار ملول و نگران بودم که در تهران چیزی از این قبیل دیده میشود. مثل این است که این ملت قدیم که حافظ درخشان ترین و کهن سال ترین تمدن های جهان است دیروز بدنیا قدم نهاده و هیچ سابقه تاریخی ندارد.از بعضی آشنایان پرسیدم که آیا میتوانم من این تشنگی خود را سیراب کنم.
گفتند موزه باستان شناسی ایران در فلان مکان است.هفته سه روز همه کس حق دخول دارد.در آنجا می توانی آثار گذشته را به بینی گفتم آنجا را دیده ام وفی الحقیقه بنگاهی بسیار سودمند و مرکب و منظم است. لکن من چیز دیگر میخواهم که در آنجا وجود ندارد. مثلا میخواهم بدانم قبل از نهضت اخیرو تحولاتی که دربیست سال گذشته رخ داده لباس مردان ووزنان مردم ایران از هر صنف و طبقه چگونه بوده،درخانه آنها چگونه اشیایی چیده و گسترده میشده قصه ها و روایتها و شعرها و افسانه هالی که عوام الناس مخصوصا بآن توجه داشته اند کدام بوده است.

لباس کرد مریوانی
آنروز آشنایان من نتوانستند مرا راهنمائی به جایی کنند،لکن روز دیگر یکی از آنها مخصوصا نزد من آمده مژده داد که موزه مردم شناسی در تهران هست و بیشتر آرزوهای من از دیدن آن برآورده میشود.مثل این بود که واقعا کشفی کرده است و مجهولی عظیم را معلوم ساخته است.تعجب کردم که اگر چنین موزه درتهران هست .چرا بیشتر مردم از آن خبر ندارند.مگر روزنامه هاوسینماها ورادیو ها از این قبیل مؤسسات ترویج نمی نمایند و مردم را بدیدن آنها راهنمائی نمیکنند ؟
باری بدون معطلی به سمت جنوب پایتخت رفته،درخیابانی که فاصله امیریه و شاهپور است وارد پارک بزرک و مجللی شدم. مرا به اطاق های موزه بردند. رئیس و معاون موزه در کمال ادب و محبت مرا هدایت نمودند. در این عمارت مجلل ترتیب اشیائی که حکایت از رسوم و عادات ایام گذشته کشور ایران میکند، چیده شده است.مثلا وسایل مسافرت از قبیل تخت روان و کجاوه وپالکی،اسباب ورزش مانند میل زور خانه و کباده و غیره، لوازم حمام و توالت خانمهای سابق مثل طاس و کیسه و مشربه و وسمه جوشان و حناخیسان و نظائر اینها در اطاقهای مخصوصی دیده میشود. تابلوهایی هم که طریق پوشیدن و استعمال نمودن این اشیاء را نشان میدهد بر دیوار آویخته است. از چیزهای دیدنی این موزه مجسمه هائی است که ساخته ولباس های گوناگون ازعشایر و اصناف شهری را به آنها پوشیده اند، بطوری که شخص میتواند اکثر صحرا نشینان ایران و اصناف بلاد را ببیند و از هیئت و شکل لباس و کلاه و کفش آنان واقف گردد.

لباس زنان عرب ایرانی
در جعبه های مخصوصی زینت آلات و پیرا یه های زنان هر طبقه را چیده اند ومفیدی خواهد بود .چون وقت گذشته بود از این موزه بسیار سودمند بیرون آمده با خود گفتم وجود این قبیل بنگاههای علمی و اجتماعی بهترین دلیل لیاقت و زنده بودن ملت است زیرا که با این دقت و مواظبت در نگهداری و محافظت آثار پیشینیان خود میکوشند و اهمیت این قبیل اشیاء و آثار را درک نموده اند تاریخ حقیقی ملت و وقتی نوشته میشود که از این قسم موزه ها در کشور متعدد باشد و شخص مورخ بتواند بچشم خود احوال اجتماعی هر عصر را ببیند و قضاوت نماید .فی الحقیقه باید از وزارت فرهنگ متشکر بود که چنین بنگاهی را حفظ نموده و باید در خواست کرد که تا ممکن است درصدد بسط و توسعه آن برآمده شعب آنرا در ولایات ایران نیز دایر کند و نقایص را که بنظر میرسد مرتفع سازد.
گروه تاریخ
