“آژنگ نیوز”:شب نشینی های ناصرالدین شاه در کاخ گلستان یکی دیگر از برنامه های مداوم او بود.در هفته یک شب بساط طرب در کاخ گلستان برپا و منعقد میگردید ازطرف عمارت بادگیر -که آن را شمس العماره میگفتندو حالا هم باقی [است] ولی نه به زیبایی آن وقت .از طرف مشرق پرده ای کشیده میشد و درقسمت جنوب دسته ای از موزیک – ارکستر دار الفنون – و ارکستر مخصوص کامران میرزا نایب السلطنه و مطربهای مرد و هنرپیشگان مشغول نوازندگی و ایجاد طرب میشدند.
در قسمت شمال کاخ چندین دسته مطربان زنانه و هنرپیشگان به نواختن می پرداختند.همه جا سینی های میوه و شیرینی و شربت چیده میشد و از ساعت شش بعد از ظهر به بعد مستخدمین دسته دسته در انتظار نزول شاه می ایستادند.
قریب یک ساعت از شب گذشته شاه از طرف حیاط اندرون وارد کاخ گلستان میشد و در حدود هزار نفر زن اعم از خانم های دربار – حرم سرا – صیغه و قوم و خویشهای آنها و کلفتها از دنبال شاه وارد حیاط گلستان میشدند.
در جلو شاه شش نفر از خواجه های مخصوص حرکت میکردند و هر یک از آنها یک سینی نقره ی نسبتاً بزرگی در دست داشته که آهسته آهسته از جلو می بردند،هر وقت که شاه توقف میکرد که با یکی از خانم ها صحبت یا مزاح کند خواجه ها نیز توقف می کردند.

در این موقع بساط طرب از هر حیث فراهم بود و شاه به قدری خوش حال و سر دماغ بود که گاهی خم میشد و دست عزیز السلطان را که پایه پای شاه حرکت میکرد، می بوسید و او را نوازش میداد .در یکی از سینی های نقره قاب بزرگی بود پر از نارنگی های شیرین شیراز و کرمان که برای شاه در تمام فصول سال مقدار زیادی از این نارنگی ها به طرز مخصوصی نگاه داری میشدو شاه میخورد .چون به نارنگی علاقه ی مخصوصی داشت.
در یک سینی، مشروبات فرنگی از شامپاین و بردو و کنیاک بود. در سینی دیگر اقسام مختلف میوه، آجیل و گیلاسهای آب خوری و حوله برای پاک کردن دست و دهان قرار گرفته بود.در سینی پنجم آفتابه لگن نقره و طلا و صابون سربسته ی فرنگی موجود بود که هر وقت دست شاه در اثر خوردن میوه کثیف میشد؛با آفتابه لگن دست اش را می شست و حوله را پرت میکرد و این علامت آن بود که دیگر آن حوله قابل استفاده نیست.
در شب نشینی های دسته جمعی به علاوه ی خانمهای درباری – حرم سرا، بانوان وزرا و رجال و اعیان با لباس های مخصوص حاضر میشدند. البته بدون مردان خود. طرز آرایش و لباس پوشیدن آنها خود موضوعی است بسیار جالب توجه. زن ها مطابق مد روز – که خود گوینده هم دیده – تنبانهای فنردار میپوشیدند و برای نمایش روی صحنه می آمدند در آن شب نشینی های درباری فقط ناصرالدین شاه بود و دیگر مردی حتی پسرش نایب السلطنه هم حق حضور در شب نشینی ها را نداشت .
در شب نشینی های دسته جمعی به علاوه ی خانمهای درباری و خانم های وزرا و اعیان همه از خانم و کلفت چارقد حریر یا گارس قالب کرده و آهاردار سر می کردند. این چارقدها یک موی از سر را روی پیشانی نمی آورد تمام پیشانی بدون این که زلف روی آن وصورت را گرفته باشد باز بود ولی از پشت سر زیر چارقد به تفاوت موی سر ده الی پانزده بند گیس بافته شده ی ریز تا پایین کمر آویزان بود که خود منظره ی جالبی داشت -به عکس حالا که موی سر را از عقب میزنند و جلو را به بالای سر می برند که اسامی مختلف دارد درست مینمایند که بسیار قیافه را مخصوصاً صورت را از زیبایی خود می اندازند.
کفش آن روز بانوان در شب نشینی گالش بود برای این که در راه رفتن صدا نکند. برحسب امر شاه عده ای از بانوان مجاز نبودند که جز عطر بنفشه عطر دیگری بزنند. برای این که شاه به جز عطر بنفشه و یا شیره ی زنبق از سایر اسانس ها بدش می آمد و بلکه متنفر میشد.به همین جهت درشب نشینی ها هر یک ازبانوان و حتی کلفت ها یک شیشه عطر بنفشه ی مخصوص پاریس به خود میزد و گاه همراه داشت.

بعد از صرف شام شب نشینی معمولاً با کشیدن قلیان خاتمه می یافت، به این ترتیب که شاه در همان تالار آیینه قهوه میخورد و سپس بیرون می آمد و چند ساعت دیگر با خانم ها و مطربها مزاح میکرد و راه میرفت و بعد قلیان خوش دود برایش می آوردند،در اثر دود شدید به طرف خوابگاه حرکت میکرد.
قبل از رفتن به خوابگاه با صدای کلفت خود خطاب به مستخدمین و کارمندان خلوت و مطربان – هنرپیشگان – و بانوان میگفت: «ما خسته شده ایم حالا موقع خواب است همه مرخص هستید و بعد کیف مخصوص خود را باز و به هر یک از هنرپیشگان یک پنج هزاری طلا – که در آن زمان یک تومان ارزش داشت – انعام میداد و بعد به طرف عمارت خوابگاه نیز هر یک برای استراحت به منازل خود میرفتند. حرکت میکرد. بدین ترتیب آن مجلس شب نشینی خاتمه می یافت و خانم هانیز هریک برای استراحت به منازل خود می رفتند.
منبع :خاطرات اعظام الوزاره
گروه تاریخ
