“آژنگ نیوز”:یک قسمت از زندگانی روزمره وداخلى ناصرالدین شاه را نقل میکنم که توسط دوست عزیزم فرزند مرحوم چرک چی باشی به دست ام رسیده است .
از تشریفات روزمره ی ناصرالدین شاه حمام رفتن او بوده مشارالیه همه روزه اول صبح بعد از استحمام شاه بلنگ خان که طرف اعتماد بود به سر و سبیل شاه حنا و رنگ می بست و سپس شاه را مشت و مال میکرد و مخصوصا ایشان را به دستور طبیب تا چند دقیقه مالش – به اصطلاح ماساژ – میداد و شاه هم خوشش می آمد.
صبحانه را معمولا هر روز سر بینه ی حمام حاضر میکردند و ناصر الدین شاه همانطور که با حوله بدن اش را پوشانیده بود ابتدا قدری گلاب با شیر مینوشید و سپس نان مخصوصی با کره و عسل خورده از حمام بیرون می آمد. بعضی از روزها یک جوجه کباب و یا یک سیخ کباب گوشت بره هم میخورد.
بعد از فوت شاه پلنگ خان؛ پسرش که او هم شاه پلنگ خان ثانی لقب داشت وظیفه ی پدر را در حمام انجام می داد. نکته ی جالب توجه در مشت و مال شاه در سر بینه ی حمام این بود که به محض بیرون آمدن شاه چند نفر از بانوان جوان – چه عقدی و چه صیغه ای – سر بینه ی حمام منتظر شاه بودند و به هر کدام که شاه امر می کرد فوراً جلو می رفت چهار الی پنج دقیقه دست و پا و کمر و شانه های شاه را مشت و مال می کرد.
ناصر الدین شاه هر روز یک پیراهن و زیر شلواری تازه میپوشید و هیچ وقت پیراهن و زیر شلواری های شسته شده را نمی پوشید. عقیده اش این بود که شاه نباید پیراهن و شلوار «شو» رفته بپوشد.

پیراهن و زیر شلواریهای شاه نصیب اقل بیک خانم انباردار اندرون میشد و او هم به برادرش حاج آقا خان میداد یکی از مشخصات آقاخان این بود که مقدار زیادی پیراهن و زیر شلواری داشت و جرأت نمیکرد به فروش برساند مگر خیلی محرمانه و به اشخاص خاطر جمع که مبادا بروز کند.
رسم دیگر ناصرالدین شاه این بود که هر شب عده ای از نوازندگان معروف هنرپیشگان – به خوابگاه شاه میرفتند و تا هنگامی که شاه خواباش نبرده بود آهنگ های دل نشین می نواختند. ناصر الدین شاه بیشتر از دستگاه همایون خوش اش می آمد. در آن ایام عده ای از نوازندگان معروف که هر یک در عصر خود بی نظیر بودند در دربار گرد آمده و به عنوان نوازندگان یا عمله ی خلوت معروفیت خاصی پیدا کرده بودند که اغلب رجال و اشراف وقت هم مورد استفاده قرار میدادند، البته با اطلاع ناظم خلوت اینها عبارت بودند ازبودند از : آقا علی اکبر – پدر آقا حسین علی معروف و جد آقای شهنازی امروز – اسماعیل خان کمانچه کش پدر حسین خان کمانچه کش که معلم آقای صبای ویولن زن معروف بوده است – محمد صادق خان – که در نواختن سنتور استاد بی نظیر و مانندی بود و مورد مرحمت و توجه ناصرالدین شاه قرار داشته است [او] در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه از هر دو پا فلج گردیده و به همین حال اشراف و اعیان او را به وسیله ی کالسکه های خود برده و از هنرش در نواختن سنتور استفاده و لذت می بردند.
آوازخوانهای دربار نیز عبارت بودند از : حاج حکیم آقا و نقیب الممالک که هر دو در عصر خود بی مثال و مانند بودند همان طور که گفته شد اغلب شبها عده ای از خوانندگان به امر شاه به خوابگاه میرفتند و در پشت پرده ی توری مینشستند و موقعی که شاه در شرف خواب رفتن بود آنها را مرخص می کرد که البته با ابلاغ ناظم خلوت از طرف شاه انجام می شد.
دو دسته ی دیگر از نوازندگانی بودند که یکی موسوم بود به دسته ی «مؤمن کور» ودیگر دسته ی «کریم کور» که هر دو دسته عده ای از زن و مرد کور را ترتیب [نموده] و حاضر داشتند. اغلب شبها آنها را به اندرون دعوت میکردند و دسته ی کوران بدون این که چشم شان جایی را ببیند میزدند و میرقصیدند و گاهی هم تقلید در می آوردند.
بعدها دسته ی دیگری بر این دسته جات علاوه شد که به دسته ی زعفران باجی معروف شده بود یکی از ایستگاههای خیابان مولوی که از میدان اعدام به شرق می رود. به نام همان زعفران باجی سردسته ی نوازندگان و هنرپیشگان کور در حرم ناصرالدین شاه می باشد .
نکته ی جالب توجه این بود که شب هنگام اکثر خانم ها و اعضای حرم اوقات خود را با استفاده از نوازندگان دسته ی زعفران باجی گذرانده استفاده و لذت می بردند. در عین حال در حرم سرا بعضی از بانوان بودند که اظهار تقدس می کردند [و] شنیدن موسیقی را حرام میدانستند مخصوصاً در شبهای جمعه و شب های متبرکه به عبادت و خواندن دعا و قرآن مشغول بودند و ناصرالدین شاه این عمل آنها را بیشتر تشویق می کرد. به همین جهت دستور داده بود که شیخ اسدالله اعمی در ایام هفته یک روز به اندرون – حرم سرا – میآمد و آداب نماز و روزه و احکام شرعیه را به بانوان مقدسه می آموخت و در آخر برای آنها روضه می خواند.
شیخ اسدالله مرد عالمی بود مخصوصاً در احکام اسلام و رساله های مراجع تقلید. رفته رفته بانوان مایل شدند از نقطه نظر درسهای احکام شرعیه نماز جماعت هم خوانده شود. موضوع را با ناصرالدین شاه مذاکره نموده و اجازه خواستند شیخ اسدالله درمواقع نماز در اندرون نماز جماعت برپا نماید – که عملاً هم دانسته باشیم، ناصرالدین شاه از این تقاضا و پیشنهاد بسیار خوش اش آمد و از حیث سیاست نیز صلاح دانست که عمل گردد .

یک روز ناصر الدین شاه در حال نماز جماعت خواندن بانوان از منظره ی صف نماز جماعت بانوان و خدمت کاران خوش اش میآید و میگوید دین اسلام عجب دین اجتماعی است که ابدا بین خانم و خدمت کار از سیاه و سفید امتیازی نگذاشته است از آن روز در هفته دو روز از صبح تا شام اسدالله به اندرون میرفت و نیز شاه اجازه میدهد همه ی بانوان از کوچک و بزرگ برای فرا گرفتن آداب مذهبی و عبادت حاضر شوند این دستور ناصر الدین شاه رفته رفته در اندرونهای غالب رجال و اعیان آن روز – حتی نائب السلطنه – استقبال میشد منیر السلطنه بانی ساختمان سید ناصر الدین که بعدا نصف آن از مدرسه و صحن به خیابان افتاده و نصف دیگرش در طرف غرب خیابان واقع گردید.در اندرون نماز جماعت داشته است که در تمام اوقات برقرار بوده.
آقا بالاخان سردار افخم نیز در اندرون یکی از زنهای اش همین دستور را بر حسب اراده ی همسرش میدهد .
منبع:کتاب خاطرات من یا تاریخ صد ساله ایران..حسن اعظام قدسی.
گروه تاریخ
